گفت‌وگوی درون و بیرون

3

درباره‌ی گفت‌وگوهای خاموش مجتبا شعبانی

مجتبا شعبانی در مجموعه‌ی «گفت‌وگوهای خاموش» که سال گذشته در گالری جاوید به نمایش در آمد، به بیانی شخصی از اکسپرسیون نوستالژیک و تأملی بر حافظه و لایه‌های چندگانه‌ی ادراک رسیده است. او در این آثار، گفت‌وگویی میان درون و بیرون شکل داده؛ گفت‌وگویی که انسان را به‌عنوان جزئی از فرایند ادراک درگیر می‌کند و تصویری از ناپایداری این تجربه ارائه می‌دهد. انتخاب جلدهای فرسوده و آستر کتاب‌ها به‌عنوان بستر کار، یادآور پیوندی میان گذشته و اکنون است. جایی که تخریب، نه نابودی، بلکه بخشی از فرایند تولید معناست. پوسیدگی جلدها و پارگی عطف کتاب‌ها، همچون مفصلی برای اتصال دو صفحه، به استعاره‌ای از پیوند حافظه و فراموشی بدل شده‌اند. از بستر اصلی جلد و نوشته‌ها نیز استفاده شده و بخشی از روایت تصویری را ساخته‌اند. چنین است که تخریب به‌مثابه‌ آفرینش هنری معنا یافته است؛ تخریبی که در گذر زمان، به معما تبدیل شده و در دل خود معنا می‌زاید. تکنیک ترکیبی طراحی و چاپ دستی در آثار شعبانی، بیانی می‌سازد که میان کنترل و تصادف در نوسان است. خطوط آزاد طراحی، گاه از بیان تصویری فاصله می‌گیرند و به بیان خودانگیخته و صرفاً بصری خطوط می‌رسند. خطوط اسکیس‌وار و بداهه، گاه هاله‌ای از تصویر چهره‌ها را حمل می‌کنند و گاه تصاویر دچار ازدحام میان رنگ، خط و سطح و بافت می‌شوند. این خطوط گاه به سکوتی می‌رسند که با فرسودگی و پارگی کاغذ تداوم یافته است. چهره‌ها گاه روی هم می‌افتند و همچون بیانی از مرور مکرر خاطرات ظاهر می‌شوند. تصاویر یا روی جلد قرار دارند یا بر داخل جلد و آستر بدرقه و گاه تعامل میان این لایه‌ها خود زبان بصری گفت‌وگو را شکل می‌دهد. چشم در این آثار، عنصر ارتباطی میان دو فضاست. میان دو کادری که کنار هم نشسته‌اند و هرکدام دنیایی متفاوت را بازتاب می‌دهند. تداوم گردش نگاه نه‌تنها با طراحی‌ها ایجاد شده و گردش نگاه ایجاد کرده، بلکه عطف فرسوده‌ی کتاب‌ها نیز این ارتباط را تداوم بخشیده است. این تقابل‌ها ساختاری دو‌لته می‌سازند که خود به نوعی زبان بصریِ گفت‌وگو بدل شده‌اند؛ گفت‌وگویی میان حضور و غیاب، حافظه و فراموشی، یا میان دو سوی ذهن هنرمند. زمان در این آثار نه‌تنها گذشته‌ای بصری است، بلکه خود به‌عنوان ماده‌ای زنده حضور دارد؛ فرسودگی کاغذ و پوسیدگی جلد، ردّ زمان را همچون لایه‌ای دیگر از طراحی به تصویر می‌کشند. در نگاه شعبانی، زمان نه امری گذرا، بلکه عنصری سازنده است که همچون خطوط طراحی در اثر حک می‌شود. در نهایت، جلد کتاب‌ها در آثار او نمادی از حافظه‌ی شخصی و جمعی‌ هستند. جایی که زیبایی در کمال نیست، بلکه در بقا و تکرار و تولدی نهفته است که در دل زوال شکل می‌گیرد. شعبانی با آثار خود یادآور می‌شود که معنا در دل معنا زاده می‌شود و آنچه خاموش است، شاید ژرف‌ترین شکل گفت‌وگو باشد.


انیس تبرایی

امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد.