هنرکده هنرهای تزئینی در مهرماه 1339 توسط هوشنگ کاظمی و با حمایت وزیر فرهنگ و هنر وقت، مهرداد پهلبد، در ساختمانی اجاره‌ای در کوچه پیرجمالی در خیابان شریعتی بالاتر از خیابان طالقانی فعلی تاسیس شد. با ظهور انجمن هنری خروس جنگی در اواخر دهه 1320 شمسی و تحولات مهم فرهنگی و هنری در دوره پهلوی دوم و به‌خصوص بعد از کودتای 28 مرداد 1332، فضاهای آموزشی در حیطه هنرهای دیداری مدرن گسترش پیدا کرد. هنرستان هنرهای زیبای تهران در سال 1332 با رویکرد آموزش نوین، که تحت تاثیر فضای آموزشی مدارس اروپا، فعالیت می‌کرد، توسط جلیل ضیاپور تاسیس شد. ضیاپور که خود بنیان‌گذار انجمن هنری خروس جنگی و از دانش‌آموختگان اروپا بود، شیوه آموزش این هنرستان را نسبت به مدارس و آموزشگاه‌های قبل تغییر داد و به‌همین دلیل اولین هنرآموخته‌گان این هنرستان مورد استقبال دانشکده هنرهای زیبای تهران قرار نگرفتند. در حالی که در محدوده  دهه های 20 و 30  تفکر بازگشت به هنر ملی و میهنی رواج پیدا کرده بود. در نگاه نخست توجه به اصالت ایرانی و هویت شرقی است که پایه‌های هنرهای تزئینی را شکل می‌دهد. با توجه به تحولات هنری ایران در دهه 30 و 40 شمسی و رواج هنر نوگرا در بین هنرمندان ایرانی، ماهیت و ساختار هنرکده هنرهای تزئینی با الگوبرداری از مدرسه آرت دکوی پاریس بنیان گذاشته شد. علاوه بر استادان ایرانی، از مدرسان خارجی (فرانسوی) هم دعوت شد که در هنرکده هنرهای تزئینی تدریس کنند. حضور این استادان سبب آشنایی و شناخت بیش‌تر هنرجویان ایرانی با هنر مدرن غربی شد. این هنرکده با ایجاد امکانی برای ادامه تحصیل دانش‌آموختگان هنرستان و ایجاد رشته‌های جدید، بخشی از نیازهای تحصیلی نسل جدید را پاسخ داد. این شماره از پشت بام به این هنرکده اختصاص دارد که میتوانید از این لینک خریداری فرمایید.

حسین آزادی/«مچالگی»توسط : در:


نمایشگاه آثار حسین آزادی، با عنوان «مچالگی»، گالری اعتماد


انسان را شاید بتوان تنها گونه جانوری دانست که با وجود تمام مشقت و مشکلات زیستی‌، کماکان حضوری مستمر و پررنگ در هستی دارد. او که بنا بر داشتن امتیازی ویژه به نسبت مابقی جانوران، خود را مافوق، تصور می‌کند، مادون خویش را در خدمت خود می‌گیرد تا بهتر بیاساید، اما دریغ که در پسِ این نگرش، همواره چیزی به تعویق می‌افتد. بشر امروزی (خودِ خودمان) فارغ از آن‌چه که هست، ماحصل خودبزرگ‌بینی‌ است. تفکری که در بطن خود، خمودگی ناشی از استیصال دارد و خبر از ویرانی می‌دهد.

تعریفی شخصی از جهان هستی و نسبت انسان با پیرامونش

حسین آزادی در نمایش این خمودگی دست به ساخت مجسمه‌هایی زده که در تعریفی شخصی از جهان هستی و نسبت انسان با پیرامونش، زنگ‌زد‌گی عناصر آهنی دنیای برساخته به دست آدمی را نشان می‌دهد. انسان‌های او در شکلی منعطف (بنا بر تعبیر هنرمند) پذیرای عناصر آهنین زنگ‌زده‌ای هستند که در بطن آن‌ها نفوذ کرده و حتی قسمتی از وجود آن‌ها را تشکیل داده است. چنان‌که حضور عوامل غیر، در حال حاضر جزو اجتناب‌ناپذیر زیست آدمی شده‌اند. چهره‌ها و پیکره‌ها در شکلی به حالت ذوب‌شدگی، فرمی منعطف به خود گرفته‌اند. رابطه‌ای که در نتیجه مناسبات سرد و خشکی ا‌ست که پوسیدگی و مرگ تدریجی را گواهی می‌دهد و این منعطف بودن به مثابه پیدا کردن راه‌ حلی برای تداوم زیست اوست.

«آنچه که او باید قربانی کند، خودش برای خودش است»

انعطاف و منعطف در اینجا جدا از بار معنایی مثبتی که دارند، به تعبیر هنرمند، در خوانشی که به شکل تلفیقی از انسان و آهن است، از خصوصیات منفی انسان است. به تعبیری اگر انسان این همه منعطف نبود و در برابر هر عاملی، چه خوب و چه بد، انعطاف کمتری از خود نشان می‌داد، شاید الان این‌قدر مچاله نبود. «مچالگی» استوار بر ایده ویرانی ا‌ست و خبر از آینده سیاهی می‌دهد که منعطف بودن در آن نفی می‌شود و انسان منعطف حامل بار معنایی منفی ا‌ست. نگاه هنرمند به اکنونِ انسان، نگاهی سرد و بی‌روح است و تنها راه نجات را در رهیافتی تاریخی، در قربانی کردن می‌بیند؛ «آنچه که او باید قربانی کند، خودش برای خودش است». البته که این قربانی ‌کردن هم شکل دیگری از انعطاف است برای تداوم بودن و زیستن.

#بام_گردی
دبیر: محمد شمس
تصویر:

گروه معماری کارند حامی شماره پنجم پشت‌بام
اخبار هنر‌های تجسمی را در پشت بام پیگیری کنید.
برای خرید نسخه کاغذی پشت بام به این لینک مراجعه کنید.

مجله آنلاین

محمد شمسAuthor posts

دبیر بام‌گردی

امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد.