هنرکده هنرهای تزئینی در مهرماه 1339 توسط هوشنگ کاظمی و با حمایت وزیر فرهنگ و هنر وقت، مهرداد پهلبد، در ساختمانی اجاره‌ای در کوچه پیرجمالی در خیابان شریعتی بالاتر از خیابان طالقانی فعلی تاسیس شد. با ظهور انجمن هنری خروس جنگی در اواخر دهه 1320 شمسی و تحولات مهم فرهنگی و هنری در دوره پهلوی دوم و به‌خصوص بعد از کودتای 28 مرداد 1332، فضاهای آموزشی در حیطه هنرهای دیداری مدرن گسترش پیدا کرد. هنرستان هنرهای زیبای تهران در سال 1332 با رویکرد آموزش نوین، که تحت تاثیر فضای آموزشی مدارس اروپا، فعالیت می‌کرد، توسط جلیل ضیاپور تاسیس شد. ضیاپور که خود بنیان‌گذار انجمن هنری خروس جنگی و از دانش‌آموختگان اروپا بود، شیوه آموزش این هنرستان را نسبت به مدارس و آموزشگاه‌های قبل تغییر داد و به‌همین دلیل اولین هنرآموخته‌گان این هنرستان مورد استقبال دانشکده هنرهای زیبای تهران قرار نگرفتند. در حالی که در محدوده  دهه های 20 و 30  تفکر بازگشت به هنر ملی و میهنی رواج پیدا کرده بود. در نگاه نخست توجه به اصالت ایرانی و هویت شرقی است که پایه‌های هنرهای تزئینی را شکل می‌دهد. با توجه به تحولات هنری ایران در دهه 30 و 40 شمسی و رواج هنر نوگرا در بین هنرمندان ایرانی، ماهیت و ساختار هنرکده هنرهای تزئینی با الگوبرداری از مدرسه آرت دکوی پاریس بنیان گذاشته شد. علاوه بر استادان ایرانی، از مدرسان خارجی (فرانسوی) هم دعوت شد که در هنرکده هنرهای تزئینی تدریس کنند. حضور این استادان سبب آشنایی و شناخت بیش‌تر هنرجویان ایرانی با هنر مدرن غربی شد. این هنرکده با ایجاد امکانی برای ادامه تحصیل دانش‌آموختگان هنرستان و ایجاد رشته‌های جدید، بخشی از نیازهای تحصیلی نسل جدید را پاسخ داد. این شماره از پشت بام به این هنرکده اختصاص دارد که میتوانید از این لینک خریداری فرمایید.

نمایش 41 اثر از گنجینه موزه هنرهای معاصر تهرانتوسط : در:


نو به نو با موزه هنرهای معاصر تهران

موزه هنرهای معاصر تهران با توجه به نزدیکی ایام نوروز و همچنین شرایطی که بخاطر گسترش ویروس کرونا بوجود آمده و ایرانیان را خانه نشین کرده است، در نظر دارد 41 اثر از گنجینه‌ی این موزه را بصورت نمایشگاه مجازی در طرحی با عنوان ” نو به نو “ بصورت روزانه در فضای اینستاگرام خود به نمایش بگذارد.

به گفته احسان آقایی مدیر موزه هنرهای معاصر تهران 

  • موزه تلاش می کند برای این ایام تعطیلات سراسری یک نمایشگاه مجازی از گنجینه خود به نمایش بگذارد.
    این نمایشگاه مجازی از تاریخ 20 / 12 / 98 تا تاریخ 31 / 1 / 99 ادامه دارد و در مجموع 41 اثر بصورت کلی و جزئی در اینستاگرام موزه هنرهای معاصر به نمایش در خواهد آمد.

 

مدیر موزه هنرهای معاصر درباره نحوه انتخاب آثار نمایشگاه مجازی ” نو به نو “ به پشت‌بام گفت:

  • ما در یک نظرسنجی در فضای مجازی موزه، از مخاطبین درخواست کردیم که اثر و یا هنرمند مورد علاقه خود را به ما اعلام کنند، که بعد از بررسی نظرات و دسته‌بندی آنها، آثاری هر‌روزه به‌نمایش در می‌آیند که بیشترین تقاضا را داشته‌اند.

 

طبق توافقات انجام شده بین نشریه تخصصی هنرهای دیداری پشت‌بام و موزه هنرهای معاصر تمام این آثار در سایت و اینستاگرام پشت‌بام بصورت روزانه منتشر خواهند شد.

 

#نو_به_نو هر روز یک اثر از #گنجینه_موزه_هنرهای_معاصر_تهران | ۱ | پالاک در بخشی از نوشته هایش گفته است که " من هرگز روی سه پایه کار نمی‌کنم و هیچ‌وقت قبل از اتمام کار، پرده‌هایم را روی کلاف نمی‌برم. ترجیح می‌دهم که بوم را روی سطح زمین بگسترانم. سطح سخت زمین برایم اهمیت دارد. روی زمین احساس راحتی می‌کنم. حس نزدیکی بیشتری با نقاشی دارم و می‌توانم در اطرافش حرکت کنم و خود را درون آن احساس کنم." در اینجا جکسون پالاک از احساسی صحبت به میان می‌آورد که شباهت به احساس نقاشان شنی بومیان غرب آمریکا دارد. پرده "سرخ هندی" از نقاشی‌های نادر پالاک است که ابتدا سطح کل آن با رنگ قرمز عنابی پوشیده شده، سپس لایه‌های سفید، خاکستری، زرد و سیاه، هر کدام در سه نوبت متفاوت روی آن نشسته است. در پرده "سرخ هندی" که از نمونه‌های شاخص آثار پالاک در دهه 50 میلادی است، پویایی و حرکت در هر لایه از آن به هم پیوسته و هر پوسته از آن، این نیروی حرکتی را به صورت بی امان منتشر می سازد و همراه با آن ذهن مخاطب را نیز به حرکت وامی‌دارد. متن: مهدی حسینی گرافیک: مهدی فدوی عکس: مهناز صحاف جکسون پالاک نقاشی دیواری روی زمینه‌ی قرمز هندی (Indian در نام اثر منظور American Indian یا همان بومیان آمریکا است) رنگ روغن و لعابی روی بوم (فیکس شده روی تخته) ۲۴۳.۵ * ١٨٣ سانتی متر ۱۹۵۰م مجموعه‌ی موزه هنرهای معاصر تهران . . Jackson Pollack (American,1912–1956) Mural on Indian red ground Oil & enamel on canvas mounted board 183 x 243.5 cm 1950 The Collection of TMoCA . #jacksonpollock #abstractexpressionism #abstractexpressionism #newyorkschool #tmocacollection #expressionism #Tehran_museum_of_contemporary_art #TMOCA #jackson_pollack #tehranmuseumofcontemporaryart #جکسون_پولاک #موزه_هنرهای_معاصر #اکسپرسیونیسم_انتزاعی #موزه_هنرهای_معاصر_تهران #گنجینه #اکسپرسیونیسم_آبستره #مکتب_نیویورک #گنجینه_موزه_هنرهای_معاصر_تهران #مهناز_صحاف #گنجینه_موزه_هنرهای_معاصر #مهدی_فدوی #مهدی_حسینی #دکتر_مهدی_حسینی

نمایشگاه مجازی نو به نو / اثری از جکسون پالاک از گنجینه موزه

 

#نو_به_نو هر روز یک اثر از #گنجینه_موزه_هنرهای_معاصر_تهران | ۲ | انسان‌هایی ناقص با اندامی کج و معوج و اغراق شده که به «غول‌ها» شناخته می شوند، متشخص‌ترین دوره‌ی کاری #بهمن_محصص را شکل می‌دهند و می توان آن‌ها را مانیفست تصویری او در تأیید ادعای «پرسوناژ تاریخی»* دانست. آثار این دوره، ترکیبی قریب از فرم و تکنیک در بیانی نمادین‌اند که مخاطب را به دنیای شخصی هنرمند فرا می‌خوانند. دستاورد منحصر بفرد او در بکارگیری رنگ، هرچند مبتنی بر ارجاعات تاریخی هنر است ولی بیانی شخصی دارد. استفاده از قلم موهای پهن و تأکید بر جسمانیت رنگ، فضاسازی بدون عمق و پالت رنگ محدود، کارکردی ایهام گونه دارد؛ همزمان که حضور خود را به مخاطب تحمیل می‌کند او را به کنکاش فراسوی رنگ می‌خواند و به درک نماد و نشانه رهنمون می‌کند. آیا این عناصر بصری و نمادها، تجلیِ کنش‌گرایانه‌ی «پرسوناژ تاریخی» هستند؟ پاسخ چندان ساده نیست ولی اگر این آثار را در بستری تاریخی و اجتماعی و با نگاهی به آثار سایر هم دوره‌هایش تحلیل کنیم در می‌یابیم که در مسیر خلق «پرسوناژ تاریخی» شکل گرفته اند. اثر حاضر در زمره‌ی نمادین‌ترین آثار این دوره‌ی #محصص است که در ساخت زمینه‌ی اثر علی‌رغم استفاده از رنگ‌های اکسپرسیو، بیانی شِبه مینیمال دارد در حالی که فیگور کاملا اکسپرسیو است. کافی است فیگور را از زمینه، جُدا تصور کنیم تا به تضاد نمادین اثر پی ببریم. اغراق و تأکید بر نیمه‌ی بالای بدن و ارتباط آن با رنگ زمینه، همچنین اهمیت اندک بر نیمه‌ی پائین بدن و رنگ زمینه‌ی آن، خوانشی روانشناسانه دارد. سر دریک گردش نود درجه‌ای نسبت به بدن قرار دارد؛ گویی هراسناک به مخاطب اثر می‌نگرد؛ از او می‌هراسد یا می‌گریزد. آیا این فیگور همان «پرسوناژ تاریخی» است که رابطه‌ی هنرمند و مخاطب را می‌نمایاند؟ . . *: بهمن محصص در مستند "چشمی که می‌شنود" به کارگردانی احمد فاروقی خود را یک "پرسوناژ تاریخی" معرفی می‌کند. متن: احسان آقایی بهمن محصص (۱۳۸۹ - ۱۳۱۰) بدون عنوان رنگ روغن روی بوم ۷۰ * ۱۰۰ سانتی متر ۱۹۷۶ م (۱۳۴۶) مجموعه‌ی موزه هنرهای معاصر تهران Bahman Mohasses (Iranian,1931–2010) Untitled Oil on canvas 100 x 70 cm 1976 The Collection of TMoCA . #tehranmoca #tehranmuseum #contemporaryartmuseum #tmocacollection #TMoCA #tehranmuseumofcontemporaryart #tmocacollection #bahmanmohasses #mohasses #iranianmodernartists #iranianmodernart #گنجینه_موزه_هنرهای_معاصر #موزه_هنرهای_معاصر_تهران #موزه_هنرهای_معاصر #احسان_آقایی #احسان_آقائی #نو_به_نو

نمایشگاه مجازی نو به نو / اثری از بهمن محصص از گنجینه موزه

 

#نو_به_نو هر روز یک اثر از #گنجینه_موزه_هنرهای_معاصر_تهران | ٣ | ون‌گوگ در سال ۱۸۹۰ طی آخرین دوران اقامتش در آسایشگاه روانی "سنت رمی"، نقاشی رنگ روغنی را با عنوان "پیرمرد غمگین" و "بر دروازه‌ی ابدیت"، یا به تعبیری "در آستانه ابدیت" خلق کرد؛ پیرمردی خمیده با مشت‌هایی گره کرده و چسبیده به صورت که چهره‌ی او را پنهان کرده و غرق در اندوه است. او با این تصویر اوج ناامیدی را نشان داده و با انتخاب عنوان "بر دروازه‌ی ابدیت" آن را کامل کرده است. نام اثر نشان می‌دهد که او در عمیق‌ترین لحظات غم و اندوه، به خداوند و ابدیت اعتقاد داشته است؛ همان چیزی که او سعی کرده در اثرش آن را بیان کند. ون‌گوگ دو ماه پس از این نقاشی، خودکشی کرد. قبل از نقاشی، در سال ۱۸۸۲ ون‌گوگ اتود اولیه را بامداد کار کرده بود و کمی بعد، نمونه‌ی چاپی آن را نیز با نام "بر دروازه‌ی ابدیت" تولید کرد و در نامه‌ای به برادرش نوشت: "به نظرم نقاش وظیفه دارد تلاش کند که اندیشه‌ای را در کار خود بیان کند. من در این چاپ سعی داشتم این را بگویم، اما نمی توانم آن را به زیباییِ واقعیت بیان کنم؛ این تنها بازتابی کمرنگ است که در یک آینه تاریک دیده می شود..." به نظر می‌رسد که تابلوی پیرمرد غمگین توانسته است ما را در حس و حال آن روزهای هنرمند شریک کند. متن: کاتلین پِری اریکسون تلخیص: احسان آقایی ترجمه: شیرین اردیبهشتی گرافیک: مهدی فدوی عکس: مهناز صحاف . . ***: نقاشی این اثر متعلق به موزه کرولر-مولر در هلند است. ونسان ون‌گوگ (۱۸۹۰ - ۱۸۵۳) بر دروازه ابدیت لیتوگراف ۳۴ × ۵۲ سانتی‌متر ۱۸۸۲ م مجموعه‌ی موزه‌ی هنرهای معاصر تهران . . Vincent van Gogh (Dutch 1853 - 1890) At eternity's gate Lithograph 52 x 34 cm 1882 The collection of TMoCA . . #tehranmoca #tehranmuseum #contemporaryartmuseum #tmocacollection #TMoCA #tehranmuseumofcontemporaryart #tmocacollection #vincentvangogh #vangogh #wornout #ateternitysgat #sorrowingman #kröllermüllermuseum #ehsanaghaei #گنجینه_موزه_هنرهای_معاصر_تهران #گنجینه_موزه_هنرهای_معاصر #موزه_هنرهای_معاصر_تهران #موزه_هنرهای_معاصر #شیرین_اردیبهشتی #موزه_کرولر_مولر #خسته_و_کوفته #پیرمرد_غمگین #ونسان_ونگوگ #دروازه_ابدیت #احسان_آقائی #احسان_آقایی #مهدوی_فدوی #مهناز_صحاف #ونگوگ

نمایشگاه مجازی نو به نو / اثری از ونسان ون‌گوگ از گنجینه موزه

 

#نو_به_نو هر روز یک اثر از #گنجینه_موزه_هنرهای_معاصر_تهران | ۴ | در سال ۱۹۶۳ اندی وارهول یکی از مهم‌ترین بدنه‌های کاری خود، «مرگ و فاجعه» را تولید کرد. ابتدای دهه‌ی ۱۹۶۰ روزنامه‌ها و مجلات، تصاویر ستارگان هالیوود و تلویزیون، زندگی فردی آمریکایی‌ها را به شدت تحت سلطه‌ی خود داشتند و این زبان تصویری تازه که از طریق تکرار تصاویر و تبلیغات، سبب بی‌حسی مخاطب به رویدادهای تراژیک شده بود، از محرک‌های اصلی وارهول در تولید نقاشی‌های این دوره شد. این مجموعه بازتاب فاجعه یا رخدادی انسانی بود که به مرگ منجر می‌شد؛ تصاویر از مجلات بریده می‌شدند و احتمالا در بزرگنمایی وارهول، ابعاد احساسی تازه‌ای برای مخاطب پیدا می‌کردند. اعدام و صندلی الکتریکی، خودکشی، تصادف ماشین‌ها و مرگ و میر، سوژه‌ی اصلی مفهومی و دیداری این بدنه‌ی کاری بودند. . . «خودکشی (مرد پریده‌ی ارغوانی)» یکی از شاخص‌ترین کارهای این مجموعه است. وارهول با به کارگیری تکنیک سیلک‌اسکرین که امکان تکرار دقیق تصویر و جنبه‌های حرکتیِ سینمایی را برای او ایجاد می‌کرد، خودکشی را در دو پلان به تصویر کشید. قسمت بالای بوم بلند خود را (ارتفاع نقاشی ۲۳۰ سانتی متر است) به صحنه‌ی پرش مرد از ساختمان اختصاص داد و در پایین بوم با یک مونتاژ سینمایی، صحنه‌ی پس از برخورد مرد با زمین را به تصویر کشید. علاقه‌ی وارهول به تکرار تصویر ثابت و امتدادِ سکون در این مجموعه کارها و فیلم هایش به خصوص خواب(۱۹۶۳) و امپایر(۱۹۶۴) مشهود است. تاکید چندباره‌ی او بر تصویر بزرگنمایی شده‌ی روزنامه، در عمل بی‌حسی به خبر را از بین برده و مخاطب با نگاهی تازه به تراژدی چشم می‌دوزد. . او در مصاحبه ای با جین سونسون در نوامبر ۱۹۶۳ گفت: «وقتی شما تصویری مخوف را مدام ببینید، در واقع دیگر هیچ تاثیری در شما ندارد... من فکر کردم مردم باید گاهی اوقات هم به این چیزها فکر کنند... نه این‌که من برای آن‌ها دل بسوزانم، ولی در واقع مردم از کنار خبر کشته شدن یک فرد به راحتی رد می‌شوند و برایشان بی‌اهمیت است. از این رو فکر کردم بد نیست یادبودی برای این مردمان ناشناس در نظر گرفته شود.» «خودکشی» لحظه‌ای است درخشان که خبری گم شده در لای سطرها و ستون‌های روزنامه را از زیر دستان وارهول، از امری روزمره به یک تراژدی عظیم انسانی مبدل می‌کند. متن: #علی_بختیاری اندی وارهول (۱۹۸۷ - ۱۹۲۸) خودکشی (مرد پریده‌ی ارغوانی) اکلریلیک و سیلک‌اسکرین روی بوم ۲۳۰ * ۲۳۰ سانتی‌متر ۱۹۶۵ م مجموعه‌ی #موزه‌_هنرهای_معاصر_تهران #گنجینه_موزه_هنرهای_معاصر #مرد_پریده_ارغوانی #اندی_وارهول #خودکشی #وارهول

نمایشگاه مجازی نو به نو / اثری از اندی وارهول از گنجینه موزه

 

 هر روز یک اثر از #گنجینه_موزه_هنرهای_معاصر_تهران | ۵ | از آغاز روتکو، روحیه‌ای درونگرا و عارفانه، نسبت به بیان تصویری داشت. او به همراه "استیل" و "نیومان" در مکتب نیویورک، به دنبال نوعی از بیان که بعدا با نام "مینیمال" شهرت یافت، بودند. این دسته از هنرمندان در تلاش بودند تا با انتقال احساس از ورای رنگ و اتمسفر، مخاطب را به جای تحرک، به تامل هدایت کنند و آثارشان به قول روتکو "مأمن آرامی برای جلوه گاه تامل" باشد. روتکو در مصاحبه با "سلدُن رادمن" می‌گوید: "من به بیان احساسات انسانی، تراژدی، خلسه، روز حساب و نظایر آن علاقمندم و این حقیقت که بسیاری از مردم هنگام مشاهده‌ی آثارم از خود بی خود می‌شوند و اشک سرازیر می‌کنند، نشان از آن دارد که من مبیّن آن احساسات اصیل انسانی‌ام. مخاطبینی که در مقابل آثار من اشک به چشم می‌آورند، همان تجربه‌ی مذهبی را تداعی می‌کنند که من هنگام آفرینش آثارم تجربه کرده‌ام". . در پرده‌ی نقاشیِ "مركز زرد"، او رنگ روغن را با تربانتین رقیق و آن را به روی بوم، به قالبی محو منتشر می‌کند و به دور از هر گونه دورگیری مشخص، لبه‌های اشکال را در هم فرو می‌برد؛ به این ترتیب روتکو فرم هندسی مستطیل و یا مربع را از صورت مادی نخستین به درآورده و به آن جلوه‌ای روحانی و اسرارآمیز می‌بخشد. با رهانیدن فرم از جلوه‌ی جسمانی و تجزیه آن در درون شکلی دیگر، پرده‌هایش را به مرز «استعلا» نزدیک می‌کند و همراه با آن مخاطب را نیز در این تجربه‌ی عارفانه سهیم می‌سازد. متن: #مهدی_حسینی گرافیک: #مهدی_فدوی عکس: #مهناز_صحاف * مارک روتکو (۱۹۷۰ - ۱۹۰۳) شماره ۲ (مرکز زرد) رنگ روغن روی بوم ۱۷۳ * ۲۸۹ سانتی‌متر ۱۹۵۴ م مجموعه‌ی موزه‌ی هنرهای معاصر تهران Mark Rothko (American, 1903 –1970) No.2 (Yellow center) Oil on canvas 289 x 173 cm 1954 The Collection of TMoCA

 

آثار بیکن ریشه در گذشته‌ی تاریخیِ ال‌گِرکو، ولاسکوئز، رامبراند؛ و نیز ون‌گوگ، مایبریج و سوتین دارد. همچنین می‌توان آثارش را متأثر از اردوگاه‌های کار اجباری در دهه‌ی چهل میلادی، واقعه‌ی هیروشیما و جنگ سرد دانست. از این رو است که از او به عنوان رامبراندِ زمان کافکا، بکت و کامو یاد کرده‌اند. بیکن یک نقاش فیگوراتیو است. اندام در آثارش پیوسته تکرار می‌شوند ولی نه از منظر انسان با کرامت عصر روشنگری، بلکه به مثابه‌ی انسانی که ارزش‌هایش زیر پا نهاده شده و تا جایی که نفس داشته، شکنجه و تا مرز تجزیه شدن، هر گونه خشونتی بر وی اعمال شده است. #فرانسیس_بیکن در مصاحبه‌ای یک سال قبل از فوت، در سال ۱۹۹۱ با "مایکل آرچیمبو" می‌گوید: «مهم این است آنچه را که می‌بینیم به صورت فطری نقاشی کنیم. تا حدودی می‌شود به آن نزدیک شد ولی دستیابی غایی به آن امری محال است. مسئله، به طور غریزی نقاشی کردن است. تشریح فطرت نیز کار پیچیده‌ای است. زمانی که به دقت نگاه کنیم، متوجه می‌شویم که نقاشی در هر دوره عوض می‌شود و از خود سؤال می‌کنیم که آیا غریزه نیز از قرنی به قرن دیگر تغییر می‌کند و‌ یا آنچه که می‌بینیم و می‌شنویم در ایجادش بی‌اثر است؟» #بیکن در پرده‌هایش تصویر سازی نمی‌کند، بلکه ماهیت خشونت را آشکار می‌سازد و برای رسیدن به آن از گذشته‌ی تاریخی، عکس و حتی کتاب‌های تشریح پزشکی استفاده می‌کند. نقاشی‌های او بازتاب مستقیم تجربیات شخصی است. به همان ترتیب که پس از یک تصادف شدید، جراحت ایجاد می‌شود و یا یک حمله‌ی وحشیانه، زخم‌هایی روی بدن به جا می‌گذارد، نقاشی‌های فرانسیس بیکن نیز حاصل جراحت‌هایی است که بر جهان بینی او نقش بسته است. فضای تصاویر با اندیشه و احساس مخاطب پیوند خورده است و از این طریق رابطه‌ی هنرمند و مخاطب حاصل می‌شود؛ ولی آثار #فرانسیس_بیکن نه احساس، بلکه کل سلسه اعصاب مخاطب را زیر پوشش دارد، آن را در هم می‌ریزد، ضربه می‌زند و متشنج می‌کند. متن: #مهدی_حسینی . . گرافیک: #مهدی_فدوی عکس: #مهناز_صحاف . . فرانسیس بیکن (۱۹۹۲ - ۱۹۰۹) مرد لمیده با مجسمه رنگ روغن روی بوم ۱۴۲ * ۱۶۴ سانتی متر ۱۹۶۱ م مجموعه‌ی #موزه‌_هنرهای_معاصر_تهران #نو_به_نو Francis Bacon (Irish,1909 - 1992) Reclining man with sculpture Oil on canvas 164 x 142 cm 1961 The Collection of TMoCAنمایشگاه مجازی نو به نو / اثری از فرانسیس بیکن از گنجینه موزه هنرهای معاصر

 

 #نو_به_نو هر روز یک اثر از #گنجینه_موزه_هنرهای_معاصر_تهران | ۷ | «نقاش و مدل» یکی از جذابیت‌های مادام‌العمر #پیکاسو بود که در مدیوم‌ها و دوره‌های کاری گوناگون آن را تجربه کرد. آنچه که در مجموعه آثار او با عنوان «نقاش و مدلش» دیده می‌شود، تأکید بر ارتباط هنرمند با مدل است؛ گویی در نگاه او، نقاش و مدل در فرایند خلق اثر به یگانگی می‌رسند. این یگانگی به حدی است که در اثر حاضر عملاً امکان تشخیص آن دو از یکدیگر دشوار می‌شود و مشخص نیست که کدامیک در خلق اثر اهمیت بیشتری دارند. این اهمیت را به وضوح در آثاری با عنوان نقاش و مدلش (۱۹۱۴)، مجسمه ساز و مدل ایستاده (۱۹۳۳) و یا در یک تاپستری با نام الهام (۱۹۳۴) می‌توان مشاهده کرد که هنرمند چنان غرق در نگریستنِ مدل است که گویی در وجودِ مدل حلول کرده است و شعری منسوب به جلال‌الدین محمد بلخی را به ذهن متبادر می‌کند: کیست در دیده که از دیده برون می نگرد؟ یا چه جان است، نگویی، که منش پیرهنم؟ اثر حاضر یکی از درخشان‌ترین نمونه‌های «نقاش و مدل» پیکاسو است. او با انتخاب بومی به هیأت مربع که در مفهوم فیثاغورثی نماینده‌ی وحدت گونه‌ها به صورت لایتناهی است، تاکیدی مجدد بر یگانگی نقاش و مدل دارد (بوم کاملا مربع نیست ولی به لحاظ بصری، فرم مربع را تداعی می‌کند). استفاده از رنگ‌های محدود نیز کمک شایانی به بیان نمادین اثر دارد. فیگورها بر روی شبکه‌ای از خطوط شکل گرفته‌اند و هنرمند ترکیب‌بندی و فضاسازی را با همان خطوط انجام داده است. این خطوط در بخشی از اثر دارای شکست هندسی و در بخشی دیگر منحنی هستند که موجب تعلیق شده‌اند و می‌توان آن (و البته تابلوی دیگری را با همین نام و ترکیب رنگی که در سال ۱۹۲۶ خلق شد) را آغاز دورانی دانست که بعدها به "کوبیسم منحنی" شهرت یافت. استفاده‌ی از وجودِ دست، در نقطه‌ی کانونیِ مرکز اثر، مخاطب را دچار سردرگمی می کند؛ در حالی که عناصر بصری سمت راست حضور نقاش را می نمایاند دستِ اشاره شده در مرکز تابلو، تصور بیننده را مخدوش می‌سازد. "در این اثر، فضا تفسیر نشده بلکه تجزیه و دگرگون شده است."* .

نمایشگاه مجازی نو به نو / اثری از پیکاسو از گنجینه موزه هنرهای معاصر

 #نو_به_نو هر روز یک اثر از #گنجینه_موزه_هنرهای_معاصر_تهران | ۷ | «نقاش و مدل» یکی از جذابیت‌های مادام‌العمر #پیکاسو بود که در مدیوم‌ها و دوره‌های کاری گوناگون آن را تجربه کرد. آنچه که در مجموعه آثار او با عنوان «نقاش و مدلش» دیده می‌شود، تأکید بر ارتباط هنرمند با مدل است؛ گویی در نگاه او، نقاش و مدل در فرایند خلق اثر به یگانگی می‌رسند. این یگانگی به حدی است که در اثر حاضر عملاً امکان تشخیص آن دو از یکدیگر دشوار می‌شود و مشخص نیست که کدامیک در خلق اثر اهمیت بیشتری دارند. این اهمیت را به وضوح در آثاری با عنوان نقاش و مدلش (۱۹۱۴)، مجسمه ساز و مدل ایستاده (۱۹۳۳) و یا در یک تاپستری با نام الهام (۱۹۳۴) می‌توان مشاهده کرد که هنرمند چنان غرق در نگریستنِ مدل است که گویی در وجودِ مدل حلول کرده است و شعری منسوب به جلال‌الدین محمد بلخی را به ذهن متبادر می‌کند: کیست در دیده که از دیده برون می نگرد؟ یا چه جان است، نگویی، که منش پیرهنم؟ اثر حاضر یکی از درخشان‌ترین نمونه‌های «نقاش و مدل» پیکاسو است. او با انتخاب بومی به هیأت مربع که در مفهوم فیثاغورثی نماینده‌ی وحدت گونه‌ها به صورت لایتناهی است، تاکیدی مجدد بر یگانگی نقاش و مدل دارد (بوم کاملا مربع نیست ولی به لحاظ بصری، فرم مربع را تداعی می‌کند). استفاده از رنگ‌های محدود نیز کمک شایانی به بیان نمادین اثر دارد. فیگورها بر روی شبکه‌ای از خطوط شکل گرفته‌اند و هنرمند ترکیب‌بندی و فضاسازی را با همان خطوط انجام داده است. این خطوط در بخشی از اثر دارای شکست هندسی و در بخشی دیگر منحنی هستند که موجب تعلیق شده‌اند و می‌توان آن (و البته تابلوی دیگری را با همین نام و ترکیب رنگی که در سال ۱۹۲۶ خلق شد) را آغاز دورانی دانست که بعدها به "کوبیسم منحنی" شهرت یافت. استفاده‌ی از وجودِ دست، در نقطه‌ی کانونیِ مرکز اثر، مخاطب را دچار سردرگمی می کند؛ در حالی که عناصر بصری سمت راست حضور نقاش را می نمایاند دستِ اشاره شده در مرکز تابلو، تصور بیننده را مخدوش می‌سازد. "در این اثر، فضا تفسیر نشده بلکه تجزیه و دگرگون شده است."* .

نمایشگاه مجازی نو به نو / اثری از پیکاسو از گنجینه موزه هنرهای معاصر

 #نو_به_نو هر روز یک اثر از #گنجینه_موزه_هنرهای_معاصر_تهران | ۷ | «نقاش و مدل» یکی از جذابیت‌های مادام‌العمر #پیکاسو بود که در مدیوم‌ها و دوره‌های کاری گوناگون آن را تجربه کرد. آنچه که در مجموعه آثار او با عنوان «نقاش و مدلش» دیده می‌شود، تأکید بر ارتباط هنرمند با مدل است؛ گویی در نگاه او، نقاش و مدل در فرایند خلق اثر به یگانگی می‌رسند. این یگانگی به حدی است که در اثر حاضر عملاً امکان تشخیص آن دو از یکدیگر دشوار می‌شود و مشخص نیست که کدامیک در خلق اثر اهمیت بیشتری دارند. این اهمیت را به وضوح در آثاری با عنوان نقاش و مدلش (۱۹۱۴)، مجسمه ساز و مدل ایستاده (۱۹۳۳) و یا در یک تاپستری با نام الهام (۱۹۳۴) می‌توان مشاهده کرد که هنرمند چنان غرق در نگریستنِ مدل است که گویی در وجودِ مدل حلول کرده است و شعری منسوب به جلال‌الدین محمد بلخی را به ذهن متبادر می‌کند: کیست در دیده که از دیده برون می نگرد؟ یا چه جان است، نگویی، که منش پیرهنم؟ اثر حاضر یکی از درخشان‌ترین نمونه‌های «نقاش و مدل» پیکاسو است. او با انتخاب بومی به هیأت مربع که در مفهوم فیثاغورثی نماینده‌ی وحدت گونه‌ها به صورت لایتناهی است، تاکیدی مجدد بر یگانگی نقاش و مدل دارد (بوم کاملا مربع نیست ولی به لحاظ بصری، فرم مربع را تداعی می‌کند). استفاده از رنگ‌های محدود نیز کمک شایانی به بیان نمادین اثر دارد. فیگورها بر روی شبکه‌ای از خطوط شکل گرفته‌اند و هنرمند ترکیب‌بندی و فضاسازی را با همان خطوط انجام داده است. این خطوط در بخشی از اثر دارای شکست هندسی و در بخشی دیگر منحنی هستند که موجب تعلیق شده‌اند و می‌توان آن (و البته تابلوی دیگری را با همین نام و ترکیب رنگی که در سال ۱۹۲۶ خلق شد) را آغاز دورانی دانست که بعدها به "کوبیسم منحنی" شهرت یافت. استفاده‌ی از وجودِ دست، در نقطه‌ی کانونیِ مرکز اثر، مخاطب را دچار سردرگمی می کند؛ در حالی که عناصر بصری سمت راست حضور نقاش را می نمایاند دستِ اشاره شده در مرکز تابلو، تصور بیننده را مخدوش می‌سازد. "در این اثر، فضا تفسیر نشده بلکه تجزیه و دگرگون شده است."* .

نمایشگاه مجازی نو به نو / اثری از پیکاسو از گنجینه موزه هنرهای معاصر

 

 #نو_به_نو هر روز یک اثر از #گنجینه_موزه_هنرهای_معاصر_تهران | ۸ | اثر حاضر یکی از منحصربفردترین نقاشی‌های #سهراب_سپهری از اواخر دهه ۴۰ به شمار می‌آید. بر خلاف مجموعه‌ی «تنه‌ی درختان»، او در اینجا چیدمانی مورب از تخت‌سنگها و نمایشی از زمین را سوژه‌ی اصلی کارش قرار داده است. ویژگی اصلی در این اثر، سبک شخصی هنرمند در طبیعت‌سازی است که گرایش وی را به تفکرات عرفان شرق دور و اندیشه‌های متاثر از فلسفه‌ی ذن نشان می‌دهد. . . در این اثر با نمونه‌ای ممتاز از تباین‌های رنگی و کم شدن سایه روشن‌ها، و تاکید بر فضاهای پر و خالی در ترکیب‌بندی کارهای #سهراب مواجهیم که با کاربستی انتزاعی در پی ایجاد ماهیتی اثیری در تصویر است. او با به‌کارگیری بیانی نمادین، آثاری بی‌مکان و بی‌زمان خلق کرد که اثر پیش رو تجربه‌ای متفاوت از چنین رویکردی است. . در این دوره، سپهری عمق و دورنماسازی را کنار گذاشت و در نتیجه فضای آثارش پر شد از اشکال هندسی با بیانی انتزاعی و کمینه‌گرا؛ او جهانی را که می‌بیند به ما تحمیل می‌کند و می‌خواهد رابطی باشد میانِ طبیعتِ بی‌کران و لحظه‌های محبوس در تنهایی اطاقش و می‌کوشد تا پلی میان تصور و واقعیت بسازد. در اینجا حجم‌سنگ‌ها (با رنگ‌های گرم و تیره) که به صورتی نمادین مربع‌شکل به‌نظر می‌رسند، نظم موجود در عناصر وابسته به زمین را به تصویر می‌کشد. سهراب همواره در نقاشی‌ها و شعرهایش دغدغه‌ی زمین را دارد. سپهری شاعری‌ است که به‌شکلی استادانه هر دو رسانه‌ی «واژه» و «تصویر» را برای بیان مفاهیمی همسان، ایستا و پویا به‌کار می‌گیرد؛ در معنای استعاری، او نقاشی نمی‌کشد، بلکه نقاشی را می‌سراید: با خود آوردم ز راهی دور سنگ‌های سخت و سنگین را برهنه‌پای . ( مرگ رنگ؛ بخشی از شعر «سراب») . . متن: #کیانوش_معتقدی گرافیک: #مهدی_فدوی عکس: #مهناز_صحاف . . سهراب سپهری (۱۳۵۹ - ۱۳۰۷) قلوه سنگ‌ها ۱۳۵۰ ش رنگ روغن روی بوم ۲۰۰ * ۲۰۰ سانتی متر مجموعه‌ی #موزه‌_هنرهای_معاصر_تهران Sohrab Sepehri (Iranian,1928 - 1980) Rubbles Oil on canvas 200 x 200 cm 1972 The Collection of TMoCA

نمایشگاه مجازی نو به نو / اثری از سهراب سپهری از گنجینه موزه هنرهای معاصر

 

 #نو_به_نو هر روز یک اثر از #گنجینه_موزه_هنرهای_معاصر_تهران | ۸ | اثر حاضر یکی از منحصربفردترین نقاشی‌های #سهراب_سپهری از اواخر دهه ۴۰ به شمار می‌آید. بر خلاف مجموعه‌ی «تنه‌ی درختان»، او در اینجا چیدمانی مورب از تخت‌سنگها و نمایشی از زمین را سوژه‌ی اصلی کارش قرار داده است. ویژگی اصلی در این اثر، سبک شخصی هنرمند در طبیعت‌سازی است که گرایش وی را به تفکرات عرفان شرق دور و اندیشه‌های متاثر از فلسفه‌ی ذن نشان می‌دهد. . . در این اثر با نمونه‌ای ممتاز از تباین‌های رنگی و کم شدن سایه روشن‌ها، و تاکید بر فضاهای پر و خالی در ترکیب‌بندی کارهای #سهراب مواجهیم که با کاربستی انتزاعی در پی ایجاد ماهیتی اثیری در تصویر است. او با به‌کارگیری بیانی نمادین، آثاری بی‌مکان و بی‌زمان خلق کرد که اثر پیش رو تجربه‌ای متفاوت از چنین رویکردی است. . در این دوره، سپهری عمق و دورنماسازی را کنار گذاشت و در نتیجه فضای آثارش پر شد از اشکال هندسی با بیانی انتزاعی و کمینه‌گرا؛ او جهانی را که می‌بیند به ما تحمیل می‌کند و می‌خواهد رابطی باشد میانِ طبیعتِ بی‌کران و لحظه‌های محبوس در تنهایی اطاقش و می‌کوشد تا پلی میان تصور و واقعیت بسازد. در اینجا حجم‌سنگ‌ها (با رنگ‌های گرم و تیره) که به صورتی نمادین مربع‌شکل به‌نظر می‌رسند، نظم موجود در عناصر وابسته به زمین را به تصویر می‌کشد. سهراب همواره در نقاشی‌ها و شعرهایش دغدغه‌ی زمین را دارد. سپهری شاعری‌ است که به‌شکلی استادانه هر دو رسانه‌ی «واژه» و «تصویر» را برای بیان مفاهیمی همسان، ایستا و پویا به‌کار می‌گیرد؛ در معنای استعاری، او نقاشی نمی‌کشد، بلکه نقاشی را می‌سراید: با خود آوردم ز راهی دور سنگ‌های سخت و سنگین را برهنه‌پای . ( مرگ رنگ؛ بخشی از شعر «سراب») . . متن: #کیانوش_معتقدی گرافیک: #مهدی_فدوی عکس: #مهناز_صحاف . . سهراب سپهری (۱۳۵۹ - ۱۳۰۷) قلوه سنگ‌ها ۱۳۵۰ ش رنگ روغن روی بوم ۲۰۰ * ۲۰۰ سانتی متر مجموعه‌ی #موزه‌_هنرهای_معاصر_تهران Sohrab Sepehri (Iranian,1928 - 1980) Rubbles Oil on canvas 200 x 200 cm 1972 The Collection of TMoCA

نمایشگاه مجازی نو به نو / اثری از سهراب سپهری از گنجینه موزه هنرهای معاصر

 

. #نو_به_نو هر روز یک اثر از #گنجینه‌_موزه_هنرهای_معاصر_تهران | ۱۰ | #پل_گوگن در سال ۱۸۷۱ برای نخستین بار به جزایر جنوب (مارتینک) سفر کرد و آنجا را بهشتی از نور و‌ رنگ یافت. او شیفته پیکرهای دوبعد نمای مصری، چاپ‌های دستی رنگین ژاپنی و دورگیریِ ظریفِ نگاره‌های ایرانی نیز بود و تلاش داشت تا ویژگی‌ها و زیبایی‌های استثنایی این آثار را با حفظ تشخص فردی در آثارش لحاظ کند. تلفیق این ویژگی‌ها با یکدیگر به شیوه‌ای منتج شد که در تاریخ هنر نام "سنته‌تیسم"، یا هنرِ «ترکیبی» به خود گرفت. . . پرده‌ی «طبیعت بی‌جان با باسمه ژاپنی» نمونه‌ی مشخص چنین روشی است. در سمت راست تصویر، گلدانی قرار دارد که گوگن در سالِ خلق تابلو(۱۸۸۹)، از چهره خود و به صورت سرامیک ساخته است. این اثر سفالی که اینک در موزه‌ی کپنهاک قرار دارد در عین حال یادآور دست آفریده‌های اینکاها به قالبی فردی و امروزی (پریمیتیویسم) است. . . در پس‌زمینه، #گوگن یک چاپ دستی ژاپنی از کُنی‌شیکه (Kunichique) که چهره‌ی هنرپیشه‌ی کابوکی ژاپنی، "هیجینوایکیو" را تصویر کرده است، قرار داده (ژاپونیسم) و در سمت چپ گلدانی قرار گرفته که سطوح تختِ رنگین شاکله‌ی آن را در بر می‌گیرد (اورینتالیسم). در این اثر مانند چاپ‌های دستیِ رنگیِ ژاپنی (اوکی یوئه)، کنتراست رنگی وجود دارد، ولی سایه روشن در آن کمتر به چشم می‌خورد. فضا؛ تخت، تک‌ساحتی و بدون ژرف نمایی است. در حقیقت شاکله‌ی آن را مثلثی می‌دهد که یک ضلع آن «پریمیتیویسم»، دیگر وجه آن را «ژاپونیسم» و ضلع سوم آن را «اورینتالیسم» تشکیل می دهد. متن: #مهدی_حسینی . . گرافیک: #مهدی_فدوی عکس: #مهناز_صحاف . . #پل_گوگن طبیعت بی‌جان با چاپ ژاپنی رنگ روغن روی بوم ۹۳ * ۷۳ سانتی متر ۱۸۸۹ م مجموعه‌ی #موزه_هنرهای_معاصر_تهران Paul Gauguin (French, 1848 - 1903) Still life with Japanese print Oil on canvas 73 x 93 cm 1889 The collection of TMoCA

نمایشگاه مجازی نو به نو / اثری از پل گوگن از گنجینه موزه

 

. #نو_به_نو هر روز یک اثر از #گنجینه‌_موزه_هنرهای_معاصر_تهران | ۱۰ | #پل_گوگن در سال ۱۸۷۱ برای نخستین بار به جزایر جنوب (مارتینک) سفر کرد و آنجا را بهشتی از نور و‌ رنگ یافت. او شیفته پیکرهای دوبعد نمای مصری، چاپ‌های دستی رنگین ژاپنی و دورگیریِ ظریفِ نگاره‌های ایرانی نیز بود و تلاش داشت تا ویژگی‌ها و زیبایی‌های استثنایی این آثار را با حفظ تشخص فردی در آثارش لحاظ کند. تلفیق این ویژگی‌ها با یکدیگر به شیوه‌ای منتج شد که در تاریخ هنر نام "سنته‌تیسم"، یا هنرِ «ترکیبی» به خود گرفت. . . پرده‌ی «طبیعت بی‌جان با باسمه ژاپنی» نمونه‌ی مشخص چنین روشی است. در سمت راست تصویر، گلدانی قرار دارد که گوگن در سالِ خلق تابلو(۱۸۸۹)، از چهره خود و به صورت سرامیک ساخته است. این اثر سفالی که اینک در موزه‌ی کپنهاک قرار دارد در عین حال یادآور دست آفریده‌های اینکاها به قالبی فردی و امروزی (پریمیتیویسم) است. . . در پس‌زمینه، #گوگن یک چاپ دستی ژاپنی از کُنی‌شیکه (Kunichique) که چهره‌ی هنرپیشه‌ی کابوکی ژاپنی، "هیجینوایکیو" را تصویر کرده است، قرار داده (ژاپونیسم) و در سمت چپ گلدانی قرار گرفته که سطوح تختِ رنگین شاکله‌ی آن را در بر می‌گیرد (اورینتالیسم). در این اثر مانند چاپ‌های دستیِ رنگیِ ژاپنی (اوکی یوئه)، کنتراست رنگی وجود دارد، ولی سایه روشن در آن کمتر به چشم می‌خورد. فضا؛ تخت، تک‌ساحتی و بدون ژرف نمایی است. در حقیقت شاکله‌ی آن را مثلثی می‌دهد که یک ضلع آن «پریمیتیویسم»، دیگر وجه آن را «ژاپونیسم» و ضلع سوم آن را «اورینتالیسم» تشکیل می دهد. متن: #مهدی_حسینی . . گرافیک: #مهدی_فدوی عکس: #مهناز_صحاف . . #پل_گوگن طبیعت بی‌جان با چاپ ژاپنی رنگ روغن روی بوم ۹۳ * ۷۳ سانتی متر ۱۸۸۹ م مجموعه‌ی #موزه_هنرهای_معاصر_تهران Paul Gauguin (French, 1848 - 1903) Still life with Japanese print Oil on canvas 73 x 93 cm 1889 The collection of TMoCA

نمایشگاه مجازی نو به نو / اثری از پل گوگن از گنجینه موزه

 

. #نو_به_نو هر روز یک اثر از #گنجینه‌_موزه_هنرهای_معاصر_تهران | ۱۰ | #پل_گوگن در سال ۱۸۷۱ برای نخستین بار به جزایر جنوب (مارتینک) سفر کرد و آنجا را بهشتی از نور و‌ رنگ یافت. او شیفته پیکرهای دوبعد نمای مصری، چاپ‌های دستی رنگین ژاپنی و دورگیریِ ظریفِ نگاره‌های ایرانی نیز بود و تلاش داشت تا ویژگی‌ها و زیبایی‌های استثنایی این آثار را با حفظ تشخص فردی در آثارش لحاظ کند. تلفیق این ویژگی‌ها با یکدیگر به شیوه‌ای منتج شد که در تاریخ هنر نام "سنته‌تیسم"، یا هنرِ «ترکیبی» به خود گرفت. . . پرده‌ی «طبیعت بی‌جان با باسمه ژاپنی» نمونه‌ی مشخص چنین روشی است. در سمت راست تصویر، گلدانی قرار دارد که گوگن در سالِ خلق تابلو(۱۸۸۹)، از چهره خود و به صورت سرامیک ساخته است. این اثر سفالی که اینک در موزه‌ی کپنهاک قرار دارد در عین حال یادآور دست آفریده‌های اینکاها به قالبی فردی و امروزی (پریمیتیویسم) است. . . در پس‌زمینه، #گوگن یک چاپ دستی ژاپنی از کُنی‌شیکه (Kunichique) که چهره‌ی هنرپیشه‌ی کابوکی ژاپنی، "هیجینوایکیو" را تصویر کرده است، قرار داده (ژاپونیسم) و در سمت چپ گلدانی قرار گرفته که سطوح تختِ رنگین شاکله‌ی آن را در بر می‌گیرد (اورینتالیسم). در این اثر مانند چاپ‌های دستیِ رنگیِ ژاپنی (اوکی یوئه)، کنتراست رنگی وجود دارد، ولی سایه روشن در آن کمتر به چشم می‌خورد. فضا؛ تخت، تک‌ساحتی و بدون ژرف نمایی است. در حقیقت شاکله‌ی آن را مثلثی می‌دهد که یک ضلع آن «پریمیتیویسم»، دیگر وجه آن را «ژاپونیسم» و ضلع سوم آن را «اورینتالیسم» تشکیل می دهد. متن: #مهدی_حسینی . . گرافیک: #مهدی_فدوی عکس: #مهناز_صحاف . . #پل_گوگن طبیعت بی‌جان با چاپ ژاپنی رنگ روغن روی بوم ۹۳ * ۷۳ سانتی متر ۱۸۸۹ م مجموعه‌ی #موزه_هنرهای_معاصر_تهران Paul Gauguin (French, 1848 - 1903) Still life with Japanese print Oil on canvas 73 x 93 cm 1889 The collection of TMoCA

نمایشگاه مجازی نو به نو / اثری از پل گوگن از گنجینه موزه

 

. #نو_به_نو هر روز یک اثر از #گنجینه‌_موزه_هنرهای_معاصر_تهران | ۱۰ | #پل_گوگن در سال ۱۸۷۱ برای نخستین بار به جزایر جنوب (مارتینک) سفر کرد و آنجا را بهشتی از نور و‌ رنگ یافت. او شیفته پیکرهای دوبعد نمای مصری، چاپ‌های دستی رنگین ژاپنی و دورگیریِ ظریفِ نگاره‌های ایرانی نیز بود و تلاش داشت تا ویژگی‌ها و زیبایی‌های استثنایی این آثار را با حفظ تشخص فردی در آثارش لحاظ کند. تلفیق این ویژگی‌ها با یکدیگر به شیوه‌ای منتج شد که در تاریخ هنر نام "سنته‌تیسم"، یا هنرِ «ترکیبی» به خود گرفت. . . پرده‌ی «طبیعت بی‌جان با باسمه ژاپنی» نمونه‌ی مشخص چنین روشی است. در سمت راست تصویر، گلدانی قرار دارد که گوگن در سالِ خلق تابلو(۱۸۸۹)، از چهره خود و به صورت سرامیک ساخته است. این اثر سفالی که اینک در موزه‌ی کپنهاک قرار دارد در عین حال یادآور دست آفریده‌های اینکاها به قالبی فردی و امروزی (پریمیتیویسم) است. . . در پس‌زمینه، #گوگن یک چاپ دستی ژاپنی از کُنی‌شیکه (Kunichique) که چهره‌ی هنرپیشه‌ی کابوکی ژاپنی، "هیجینوایکیو" را تصویر کرده است، قرار داده (ژاپونیسم) و در سمت چپ گلدانی قرار گرفته که سطوح تختِ رنگین شاکله‌ی آن را در بر می‌گیرد (اورینتالیسم). در این اثر مانند چاپ‌های دستیِ رنگیِ ژاپنی (اوکی یوئه)، کنتراست رنگی وجود دارد، ولی سایه روشن در آن کمتر به چشم می‌خورد. فضا؛ تخت، تک‌ساحتی و بدون ژرف نمایی است. در حقیقت شاکله‌ی آن را مثلثی می‌دهد که یک ضلع آن «پریمیتیویسم»، دیگر وجه آن را «ژاپونیسم» و ضلع سوم آن را «اورینتالیسم» تشکیل می دهد. متن: #مهدی_حسینی . . گرافیک: #مهدی_فدوی عکس: #مهناز_صحاف . . #پل_گوگن طبیعت بی‌جان با چاپ ژاپنی رنگ روغن روی بوم ۹۳ * ۷۳ سانتی متر ۱۸۸۹ م مجموعه‌ی #موزه_هنرهای_معاصر_تهران Paul Gauguin (French, 1848 - 1903) Still life with Japanese print Oil on canvas 73 x 93 cm 1889 The collection of TMoCA

نمایشگاه مجازی نو به نو / اثری از پل گوگن از گنجینه موزه

 

 نوروز مبارک . #نو_به_نو هر روز یک اثر از #گنجینه_موزه_هنرهای_معاصر_تهران | ۱۱ | . #لیلی_متین_دفتری پس از فارغ‌التحصیلی از مدرسه‌ی هنرهای زیبای اِسلِید* در سال ۱۳۳۸، به ایران بازگشت و در ابتدا فضاهای آبستره اکسپرسیو (نمونه‌های به نمایش در آمده در اولین نمایشگاه نقاشان معاصر در جشن هنر شیراز) و در ادامه هیجان‌نمایی در فضاهای فیگوراتیو (دختران نوازنده – فیگورهای در حال سقوط و فریاد) را تجربه کرد. از نیمه‌ی دهه‌ی ۱۳۴۰ او به بیان و لحنی در نقاشی خود دست یافت که می‌شود به آن لهجه‌ی لیلی متین‌دفتری لقب داد. این لهجه را می‌توان به بازنمایی فضاها (افراد و اشیاء) اطراف هنرمند در بیانی به شدت استیلیزه و تخت، رنگ‌های منفک و مرزبندی‌های دقیقِ تک‌رنگ و برجسته اطلاق کرد که نشانگر دغدغه‌ی فرمالیستی این هنرمند است. نمونه‌ی درخشانی از این مجموعه، نقاشی رنگ روغنی روی بوم به ابعاد ۱۵۰ در ۱۰۰ سانتی متر از سه زن چادری ایستاده در یک افق در مجموعه موزه هنرهای معاصر تهران است. . مجموعه‌ی چاپ‌ سیلک‌اسکرین حاضر، شامل پنج قطعه است که مجموعه‌ی موزه‌ی هنرهای معاصر چهار قطعه از ادیشن AP را در اختیار دارد. این مجموعه توسط #گالری_زند برای نوروز ۱۳۵۶ به #متین_دفتری سفارش داده شد و او سنت رویاندن سبزه را در چهار فریم، موضوع این کار قرار داد و آب را به عنوان عنصر رویاننده به عنوان فریم نهایی در سه والور رنگ آبی به نمایش گذاشت. (قطعه‌ای که در مجموعه‌ی حاضر نیست). . تغییر نقطه‌ی دید از فریم اول دانه‌های گندم در کاسه (از بالا) تا زمان رشد سبزه‌ها ( همسطح با ظرف) بیانی دینامیک به این روند رشد داده است. ظرافت طراحی این مجموعه در کنار چاپ بسیار دقیق آن در ۷۰ نسخه، یکی از مهم پوشه‌های چاپی هنر مدرن ایران را در همکاری یک هنرمند و یک گالری به یادگار گذاشته است. متن: #علی_بختیاری . * UCL Slade School of Fine Arts . گرافیک: #مهدی_فدوی عکس: #مهناز_صحاف . . لیلی متین دفتری (۱۳۸۶ - ۱۳۱۵) رویش ۱۳۵۶ ش سیلک اسکرین اندازه : ۴۹.۵ * ۶۳.۵ سانتی متر ادیشن: AP مجموعه‌ی #موزه_هنرهای_معاصر_تهران . . Layli Matin-Daftari (Iranian,1937 - 2007) germination 1977 Screenprint Sizes: 63.5 x 49.5 cm The collection of TMoCA Edition: AP

نمایشگاه مجازی نو به نو / اثری از لیلی متین دفتری از گنجینه موزه

 

 نوروز مبارک . #نو_به_نو هر روز یک اثر از #گنجینه_موزه_هنرهای_معاصر_تهران | ۱۱ | . #لیلی_متین_دفتری پس از فارغ‌التحصیلی از مدرسه‌ی هنرهای زیبای اِسلِید* در سال ۱۳۳۸، به ایران بازگشت و در ابتدا فضاهای آبستره اکسپرسیو (نمونه‌های به نمایش در آمده در اولین نمایشگاه نقاشان معاصر در جشن هنر شیراز) و در ادامه هیجان‌نمایی در فضاهای فیگوراتیو (دختران نوازنده – فیگورهای در حال سقوط و فریاد) را تجربه کرد. از نیمه‌ی دهه‌ی ۱۳۴۰ او به بیان و لحنی در نقاشی خود دست یافت که می‌شود به آن لهجه‌ی لیلی متین‌دفتری لقب داد. این لهجه را می‌توان به بازنمایی فضاها (افراد و اشیاء) اطراف هنرمند در بیانی به شدت استیلیزه و تخت، رنگ‌های منفک و مرزبندی‌های دقیقِ تک‌رنگ و برجسته اطلاق کرد که نشانگر دغدغه‌ی فرمالیستی این هنرمند است. نمونه‌ی درخشانی از این مجموعه، نقاشی رنگ روغنی روی بوم به ابعاد ۱۵۰ در ۱۰۰ سانتی متر از سه زن چادری ایستاده در یک افق در مجموعه موزه هنرهای معاصر تهران است. . مجموعه‌ی چاپ‌ سیلک‌اسکرین حاضر، شامل پنج قطعه است که مجموعه‌ی موزه‌ی هنرهای معاصر چهار قطعه از ادیشن AP را در اختیار دارد. این مجموعه توسط #گالری_زند برای نوروز ۱۳۵۶ به #متین_دفتری سفارش داده شد و او سنت رویاندن سبزه را در چهار فریم، موضوع این کار قرار داد و آب را به عنوان عنصر رویاننده به عنوان فریم نهایی در سه والور رنگ آبی به نمایش گذاشت. (قطعه‌ای که در مجموعه‌ی حاضر نیست). . تغییر نقطه‌ی دید از فریم اول دانه‌های گندم در کاسه (از بالا) تا زمان رشد سبزه‌ها ( همسطح با ظرف) بیانی دینامیک به این روند رشد داده است. ظرافت طراحی این مجموعه در کنار چاپ بسیار دقیق آن در ۷۰ نسخه، یکی از مهم پوشه‌های چاپی هنر مدرن ایران را در همکاری یک هنرمند و یک گالری به یادگار گذاشته است. متن: #علی_بختیاری . * UCL Slade School of Fine Arts . گرافیک: #مهدی_فدوی عکس: #مهناز_صحاف . . لیلی متین دفتری (۱۳۸۶ - ۱۳۱۵) رویش ۱۳۵۶ ش سیلک اسکرین اندازه : ۴۹.۵ * ۶۳.۵ سانتی متر ادیشن: AP مجموعه‌ی #موزه_هنرهای_معاصر_تهران . . Layli Matin-Daftari (Iranian,1937 - 2007) germination 1977 Screenprint Sizes: 63.5 x 49.5 cm The collection of TMoCA Edition: AP

نمایشگاه مجازی نو به نو / اثری از لیلی متین دفتری از گنجینه موزه

 

 نوروز مبارک . #نو_به_نو هر روز یک اثر از #گنجینه_موزه_هنرهای_معاصر_تهران | ۱۱ | . #لیلی_متین_دفتری پس از فارغ‌التحصیلی از مدرسه‌ی هنرهای زیبای اِسلِید* در سال ۱۳۳۸، به ایران بازگشت و در ابتدا فضاهای آبستره اکسپرسیو (نمونه‌های به نمایش در آمده در اولین نمایشگاه نقاشان معاصر در جشن هنر شیراز) و در ادامه هیجان‌نمایی در فضاهای فیگوراتیو (دختران نوازنده – فیگورهای در حال سقوط و فریاد) را تجربه کرد. از نیمه‌ی دهه‌ی ۱۳۴۰ او به بیان و لحنی در نقاشی خود دست یافت که می‌شود به آن لهجه‌ی لیلی متین‌دفتری لقب داد. این لهجه را می‌توان به بازنمایی فضاها (افراد و اشیاء) اطراف هنرمند در بیانی به شدت استیلیزه و تخت، رنگ‌های منفک و مرزبندی‌های دقیقِ تک‌رنگ و برجسته اطلاق کرد که نشانگر دغدغه‌ی فرمالیستی این هنرمند است. نمونه‌ی درخشانی از این مجموعه، نقاشی رنگ روغنی روی بوم به ابعاد ۱۵۰ در ۱۰۰ سانتی متر از سه زن چادری ایستاده در یک افق در مجموعه موزه هنرهای معاصر تهران است. . مجموعه‌ی چاپ‌ سیلک‌اسکرین حاضر، شامل پنج قطعه است که مجموعه‌ی موزه‌ی هنرهای معاصر چهار قطعه از ادیشن AP را در اختیار دارد. این مجموعه توسط #گالری_زند برای نوروز ۱۳۵۶ به #متین_دفتری سفارش داده شد و او سنت رویاندن سبزه را در چهار فریم، موضوع این کار قرار داد و آب را به عنوان عنصر رویاننده به عنوان فریم نهایی در سه والور رنگ آبی به نمایش گذاشت. (قطعه‌ای که در مجموعه‌ی حاضر نیست). . تغییر نقطه‌ی دید از فریم اول دانه‌های گندم در کاسه (از بالا) تا زمان رشد سبزه‌ها ( همسطح با ظرف) بیانی دینامیک به این روند رشد داده است. ظرافت طراحی این مجموعه در کنار چاپ بسیار دقیق آن در ۷۰ نسخه، یکی از مهم پوشه‌های چاپی هنر مدرن ایران را در همکاری یک هنرمند و یک گالری به یادگار گذاشته است. متن: #علی_بختیاری . * UCL Slade School of Fine Arts . گرافیک: #مهدی_فدوی عکس: #مهناز_صحاف . . لیلی متین دفتری (۱۳۸۶ - ۱۳۱۵) رویش ۱۳۵۶ ش سیلک اسکرین اندازه : ۴۹.۵ * ۶۳.۵ سانتی متر ادیشن: AP مجموعه‌ی #موزه_هنرهای_معاصر_تهران . . Layli Matin-Daftari (Iranian,1937 - 2007) germination 1977 Screenprint Sizes: 63.5 x 49.5 cm The collection of TMoCA Edition: AP

نمایشگاه مجازی نو به نو / اثری از لیلی متین دفتری از گنجینه موزه

 

 نوروز مبارک . #نو_به_نو هر روز یک اثر از #گنجینه_موزه_هنرهای_معاصر_تهران | ۱۱ | . #لیلی_متین_دفتری پس از فارغ‌التحصیلی از مدرسه‌ی هنرهای زیبای اِسلِید* در سال ۱۳۳۸، به ایران بازگشت و در ابتدا فضاهای آبستره اکسپرسیو (نمونه‌های به نمایش در آمده در اولین نمایشگاه نقاشان معاصر در جشن هنر شیراز) و در ادامه هیجان‌نمایی در فضاهای فیگوراتیو (دختران نوازنده – فیگورهای در حال سقوط و فریاد) را تجربه کرد. از نیمه‌ی دهه‌ی ۱۳۴۰ او به بیان و لحنی در نقاشی خود دست یافت که می‌شود به آن لهجه‌ی لیلی متین‌دفتری لقب داد. این لهجه را می‌توان به بازنمایی فضاها (افراد و اشیاء) اطراف هنرمند در بیانی به شدت استیلیزه و تخت، رنگ‌های منفک و مرزبندی‌های دقیقِ تک‌رنگ و برجسته اطلاق کرد که نشانگر دغدغه‌ی فرمالیستی این هنرمند است. نمونه‌ی درخشانی از این مجموعه، نقاشی رنگ روغنی روی بوم به ابعاد ۱۵۰ در ۱۰۰ سانتی متر از سه زن چادری ایستاده در یک افق در مجموعه موزه هنرهای معاصر تهران است. . مجموعه‌ی چاپ‌ سیلک‌اسکرین حاضر، شامل پنج قطعه است که مجموعه‌ی موزه‌ی هنرهای معاصر چهار قطعه از ادیشن AP را در اختیار دارد. این مجموعه توسط #گالری_زند برای نوروز ۱۳۵۶ به #متین_دفتری سفارش داده شد و او سنت رویاندن سبزه را در چهار فریم، موضوع این کار قرار داد و آب را به عنوان عنصر رویاننده به عنوان فریم نهایی در سه والور رنگ آبی به نمایش گذاشت. (قطعه‌ای که در مجموعه‌ی حاضر نیست). . تغییر نقطه‌ی دید از فریم اول دانه‌های گندم در کاسه (از بالا) تا زمان رشد سبزه‌ها ( همسطح با ظرف) بیانی دینامیک به این روند رشد داده است. ظرافت طراحی این مجموعه در کنار چاپ بسیار دقیق آن در ۷۰ نسخه، یکی از مهم پوشه‌های چاپی هنر مدرن ایران را در همکاری یک هنرمند و یک گالری به یادگار گذاشته است. متن: #علی_بختیاری . * UCL Slade School of Fine Arts . گرافیک: #مهدی_فدوی عکس: #مهناز_صحاف . . لیلی متین دفتری (۱۳۸۶ - ۱۳۱۵) رویش ۱۳۵۶ ش سیلک اسکرین اندازه : ۴۹.۵ * ۶۳.۵ سانتی متر ادیشن: AP مجموعه‌ی #موزه_هنرهای_معاصر_تهران . . Layli Matin-Daftari (Iranian,1937 - 2007) germination 1977 Screenprint Sizes: 63.5 x 49.5 cm The collection of TMoCA Edition: AP

نمایشگاه مجازی نو به نو / اثری از لیلی متین دفتری از گنجینه موزه

 #نو_به_نو هر روز یک اثر از #گنجینه_موزه_هنرهای_معاصر_تهران | ۱۲ | #واسیلی_کاندینسکی هنر مبتنی بر #رئالیسم را متعلق به گذشته می‌دانست و اعتقاد داشت که #هنر_انتزاعی، چه به صورت هندسی و چه در کسوت استمرار ناخودآگاه به زبان تصویر، تجربه‌ای چندسویه به مخاطب منتقل می‌کند و او را با «نوای درونی» ذهن هنرمند آشنا می‌سازد. #کاندینسکی از هر عنوانی برای آثارش که ذهن را به جهتی بیرون از خودِ اثر هدایت کند، اجتناب می‌کرد و از عناوینی چون #بداهه_سازی و یا #ترکیب_بندی استفاده می‌کرد. برای او، رنگ، فرم و هماهنگیِ برآمده از نیروهای درون اثر، بیش از هر وجه دیگر اهمیت داشت و معتقد بود که از این طریق به شکل مستقیم با مخاطب ارتباط حاصل می‌شود. . وی در بخشی از کتاب #معنویت_در_هنر می‌نویسد: "شکل هر چه انتزاعی‌تر باشد، به همان نسبت آوایی صادق‌تر و بدوی‌تر به بیننده می‌رساند. در یک ترکیب‌بندی که جسمیت در آن نقش حاکمی دارد، می‌توان این جسمیت را کنار نهاد و به عوض شکل‌های انتزاعی یا فرم‌های مادی را که ترجمان انتزاعی یافته‌اند، جایگزین آن ساخت. بدیهی است هنرمند هر چه بیشتر به این انتزاع یا شکل‌های انتزاعی رو آورد، به همان نسبت خود را در آن وادی اصیل‌تر احساس می‌کند و بیشتر به ژرفای آن نفوذ کرده و همراه با آن، تماشاگر را نیز به آن ژرفا می‌برد". . پس از تعطیلی مدرسه #باهاوس توسط نیروهای نازی در سال ۱۹۳۳، کاندینسکی به #پاریس مهاجرت کرد. این مهاجرت که تا سال ۱۹۴۴ و تا پایان #جنگ_جهانی_دوم ادامه یافت، موجب پیدایش فرم‌های #بیومورفیک تازه‌ای در آثارش شد که اثر حاضر را نیز شامل می‌شود و شباهت نزدیکی به برخی از آثار بیومورفیک #خوان_میرو و #ژان_آرپ، در همین ایام دارد. هر چند آثار درخشان بسیاری از این دوره کاندینسکی به جا مانده است، ولی سرزندگی دیگر مجموعه‌های وی در این آثار کاهش یافته است. . متن: #مهدی_حسینی . . گرافیک: #مهدی_فدوی عکس: #مهناز_صحاف . واسیلی کاندینسکی کشش‌های روشن ۱۹۳۷ م رنگ روغن روی بوم اندازه : ۱۱۶.۵ * ۸۹ سانتی متر مجموعه‌ی #موزه_هنرهای_معاصر_تهران . . Wassily Kandinsky (Russian,1886 - 1944) Tensions Claire's 1937 Oil on canvas Sizes: 89 x 116.5 cm The collection of TMoCA

نمایشگاه مجازی نو به نو / اثری از واسیلی کاندینسکی از گنجینه موزه

 #نو_به_نو هر روز یک اثر از #گنجینه_موزه_هنرهای_معاصر_تهران | ۱۲ | #واسیلی_کاندینسکی هنر مبتنی بر #رئالیسم را متعلق به گذشته می‌دانست و اعتقاد داشت که #هنر_انتزاعی، چه به صورت هندسی و چه در کسوت استمرار ناخودآگاه به زبان تصویر، تجربه‌ای چندسویه به مخاطب منتقل می‌کند و او را با «نوای درونی» ذهن هنرمند آشنا می‌سازد. #کاندینسکی از هر عنوانی برای آثارش که ذهن را به جهتی بیرون از خودِ اثر هدایت کند، اجتناب می‌کرد و از عناوینی چون #بداهه_سازی و یا #ترکیب_بندی استفاده می‌کرد. برای او، رنگ، فرم و هماهنگیِ برآمده از نیروهای درون اثر، بیش از هر وجه دیگر اهمیت داشت و معتقد بود که از این طریق به شکل مستقیم با مخاطب ارتباط حاصل می‌شود. . وی در بخشی از کتاب #معنویت_در_هنر می‌نویسد: "شکل هر چه انتزاعی‌تر باشد، به همان نسبت آوایی صادق‌تر و بدوی‌تر به بیننده می‌رساند. در یک ترکیب‌بندی که جسمیت در آن نقش حاکمی دارد، می‌توان این جسمیت را کنار نهاد و به عوض شکل‌های انتزاعی یا فرم‌های مادی را که ترجمان انتزاعی یافته‌اند، جایگزین آن ساخت. بدیهی است هنرمند هر چه بیشتر به این انتزاع یا شکل‌های انتزاعی رو آورد، به همان نسبت خود را در آن وادی اصیل‌تر احساس می‌کند و بیشتر به ژرفای آن نفوذ کرده و همراه با آن، تماشاگر را نیز به آن ژرفا می‌برد". . پس از تعطیلی مدرسه #باهاوس توسط نیروهای نازی در سال ۱۹۳۳، کاندینسکی به #پاریس مهاجرت کرد. این مهاجرت که تا سال ۱۹۴۴ و تا پایان #جنگ_جهانی_دوم ادامه یافت، موجب پیدایش فرم‌های #بیومورفیک تازه‌ای در آثارش شد که اثر حاضر را نیز شامل می‌شود و شباهت نزدیکی به برخی از آثار بیومورفیک #خوان_میرو و #ژان_آرپ، در همین ایام دارد. هر چند آثار درخشان بسیاری از این دوره کاندینسکی به جا مانده است، ولی سرزندگی دیگر مجموعه‌های وی در این آثار کاهش یافته است. . متن: #مهدی_حسینی . . گرافیک: #مهدی_فدوی عکس: #مهناز_صحاف . واسیلی کاندینسکی کشش‌های روشن ۱۹۳۷ م رنگ روغن روی بوم اندازه : ۱۱۶.۵ * ۸۹ سانتی متر مجموعه‌ی #موزه_هنرهای_معاصر_تهران . . Wassily Kandinsky (Russian,1886 - 1944) Tensions Claire's 1937 Oil on canvas Sizes: 89 x 116.5 cm The collection of TMoCA

نمایشگاه مجازی نو به نو / اثری از واسیلی کاندینسکی از گنجینه موزه

 

. #نو_به_نو هر روز یک اثر از #گنجینه_موزه_هنرهای_معاصر_تهران | ۱۳ | مجموعه‌ی ائتلاف شامل چهل فریم نقاشی است که موز‌ه‌ی هنرهای معاصر تهران چهار فریم آن را در اختیار دارد. این آثار تصویری سورئال و نمادین از چگونگی اتحاد قدرت‌های جهانی با هدف نابود کردن عشق و ارزش‌های انسانی ارائه می‌دهد. #صادقی، هم سیب را به خودی خود یک مفهوم به حساب آورده، هم از آن مفهوم گرفته همچنین از آن به عنوان یک درون مایه‌ی زیبایی شناختی استفاده می‌کند. اشکال و رنگ‌های مختلف سیب دارای ارزش‌های نمادین متفاوتی هستند: سیب زرد به «تقدس و قداست»، سیب قرمز به «عشق»، سیب سبز به «پاکی» اشاره دارد و سیب آبی، سمبل آزادی و سیب سیاه، نشانه ای از مرگ است. از منظر #علی_اکبر_صادقی سیب نشانی از ارزش‌های انسانی است. اید‌ه‌ی #ائتلاف، تقریباً حول و حوش واقعه‌ی یازدهم سپتامبر برای او به وجود آمد. سیب‌ها در این رابطه، از مردم بی‌گناهی حکایت می‌کنند که قربانی حملات بودند. و در واقع نمادی از ظلم و بی‌رحمی است که ویژگی و معرف سیاست‌های جهانی‌اند. رنگ‌های قرمز، آبی، و سفید، اشاره به رنگ‌هایی‌دارند که پرچم قدرت‌های جهانی از آن‌ها شکل گرفته‌اند. ائتلاف بیانگر آن است که ایجاد ائتلافی به نام عشق و انسانیت به جای جنگ و حرص، چقدر شگفت‌انگیز و شگرف است. متن: #فرشته_موسوی . گرافیگ: #مهدی_فدوی عکس: #مهناز_صحاف علی‌اکبر صادقی از مجموعه‌ی ائتلاف ۸۱ - ۱۳۸۰ ش رنگ‌روغن روی بوم و حکاکی روی چوب ابعاد اثر اول: ۵۰ * ۵۸ سانتی‌متر ابعاد اثر دوم: ۶۰ * ۵۰ سانتی‌متر ابعاد اثر سوم: ۵۰ * ۶۰ سانتی‌متر ابعاد اثر چهارم: ۴۸ * ۵۸ سانتی متر مجموعه‌ی #موزه_هنرهای_معاصر_تهران Ali Akbar Sadeghi (Iranian,1937) From the Coalition Collection 2001 - 2002 Oil on canvas & engraving on wood sizes of first work: 58 x 50 cm second one: 50 x 60 cm Third one: 60 x 50 cm Fourth one: 58 × 48 cm The Collection of TMoCA

نمایشگاه مجازی نو به نو / اثری از علی‌اکبر صادقی از گنجینه موزه

. #نو_به_نو هر روز یک اثر از #گنجینه_موزه_هنرهای_معاصر_تهران | ۱۳ | مجموعه‌ی ائتلاف شامل چهل فریم نقاشی است که موز‌ه‌ی هنرهای معاصر تهران چهار فریم آن را در اختیار دارد. این آثار تصویری سورئال و نمادین از چگونگی اتحاد قدرت‌های جهانی با هدف نابود کردن عشق و ارزش‌های انسانی ارائه می‌دهد. #صادقی، هم سیب را به خودی خود یک مفهوم به حساب آورده، هم از آن مفهوم گرفته همچنین از آن به عنوان یک درون مایه‌ی زیبایی شناختی استفاده می‌کند. اشکال و رنگ‌های مختلف سیب دارای ارزش‌های نمادین متفاوتی هستند: سیب زرد به «تقدس و قداست»، سیب قرمز به «عشق»، سیب سبز به «پاکی» اشاره دارد و سیب آبی، سمبل آزادی و سیب سیاه، نشانه ای از مرگ است. از منظر #علی_اکبر_صادقی سیب نشانی از ارزش‌های انسانی است. اید‌ه‌ی #ائتلاف، تقریباً حول و حوش واقعه‌ی یازدهم سپتامبر برای او به وجود آمد. سیب‌ها در این رابطه، از مردم بی‌گناهی حکایت می‌کنند که قربانی حملات بودند. و در واقع نمادی از ظلم و بی‌رحمی است که ویژگی و معرف سیاست‌های جهانی‌اند. رنگ‌های قرمز، آبی، و سفید، اشاره به رنگ‌هایی‌دارند که پرچم قدرت‌های جهانی از آن‌ها شکل گرفته‌اند. ائتلاف بیانگر آن است که ایجاد ائتلافی به نام عشق و انسانیت به جای جنگ و حرص، چقدر شگفت‌انگیز و شگرف است. متن: #فرشته_موسوی . گرافیگ: #مهدی_فدوی عکس: #مهناز_صحاف علی‌اکبر صادقی از مجموعه‌ی ائتلاف ۸۱ - ۱۳۸۰ ش رنگ‌روغن روی بوم و حکاکی روی چوب ابعاد اثر اول: ۵۰ * ۵۸ سانتی‌متر ابعاد اثر دوم: ۶۰ * ۵۰ سانتی‌متر ابعاد اثر سوم: ۵۰ * ۶۰ سانتی‌متر ابعاد اثر چهارم: ۴۸ * ۵۸ سانتی متر مجموعه‌ی #موزه_هنرهای_معاصر_تهران Ali Akbar Sadeghi (Iranian,1937) From the Coalition Collection 2001 - 2002 Oil on canvas & engraving on wood sizes of first work: 58 x 50 cm second one: 50 x 60 cm Third one: 60 x 50 cm Fourth one: 58 × 48 cm The Collection of TMoCA

نمایشگاه مجازی نو به نو / اثری از علی‌اکبر صادقی از گنجینه موزه

. #نو_به_نو هر روز یک اثر از #گنجینه_موزه_هنرهای_معاصر_تهران | ۱۳ | مجموعه‌ی ائتلاف شامل چهل فریم نقاشی است که موز‌ه‌ی هنرهای معاصر تهران چهار فریم آن را در اختیار دارد. این آثار تصویری سورئال و نمادین از چگونگی اتحاد قدرت‌های جهانی با هدف نابود کردن عشق و ارزش‌های انسانی ارائه می‌دهد. #صادقی، هم سیب را به خودی خود یک مفهوم به حساب آورده، هم از آن مفهوم گرفته همچنین از آن به عنوان یک درون مایه‌ی زیبایی شناختی استفاده می‌کند. اشکال و رنگ‌های مختلف سیب دارای ارزش‌های نمادین متفاوتی هستند: سیب زرد به «تقدس و قداست»، سیب قرمز به «عشق»، سیب سبز به «پاکی» اشاره دارد و سیب آبی، سمبل آزادی و سیب سیاه، نشانه ای از مرگ است. از منظر #علی_اکبر_صادقی سیب نشانی از ارزش‌های انسانی است. اید‌ه‌ی #ائتلاف، تقریباً حول و حوش واقعه‌ی یازدهم سپتامبر برای او به وجود آمد. سیب‌ها در این رابطه، از مردم بی‌گناهی حکایت می‌کنند که قربانی حملات بودند. و در واقع نمادی از ظلم و بی‌رحمی است که ویژگی و معرف سیاست‌های جهانی‌اند. رنگ‌های قرمز، آبی، و سفید، اشاره به رنگ‌هایی‌دارند که پرچم قدرت‌های جهانی از آن‌ها شکل گرفته‌اند. ائتلاف بیانگر آن است که ایجاد ائتلافی به نام عشق و انسانیت به جای جنگ و حرص، چقدر شگفت‌انگیز و شگرف است. متن: #فرشته_موسوی . گرافیگ: #مهدی_فدوی عکس: #مهناز_صحاف علی‌اکبر صادقی از مجموعه‌ی ائتلاف ۸۱ - ۱۳۸۰ ش رنگ‌روغن روی بوم و حکاکی روی چوب ابعاد اثر اول: ۵۰ * ۵۸ سانتی‌متر ابعاد اثر دوم: ۶۰ * ۵۰ سانتی‌متر ابعاد اثر سوم: ۵۰ * ۶۰ سانتی‌متر ابعاد اثر چهارم: ۴۸ * ۵۸ سانتی متر مجموعه‌ی #موزه_هنرهای_معاصر_تهران Ali Akbar Sadeghi (Iranian,1937) From the Coalition Collection 2001 - 2002 Oil on canvas & engraving on wood sizes of first work: 58 x 50 cm second one: 50 x 60 cm Third one: 60 x 50 cm Fourth one: 58 × 48 cm The Collection of TMoCA

نمایشگاه مجازی نو به نو / اثری از علی‌اکبر صادقی از گنجینه موزه

. #نو_به_نو هر روز یک اثر از #گنجینه_موزه_هنرهای_معاصر_تهران | ۱۳ | مجموعه‌ی ائتلاف شامل چهل فریم نقاشی است که موز‌ه‌ی هنرهای معاصر تهران چهار فریم آن را در اختیار دارد. این آثار تصویری سورئال و نمادین از چگونگی اتحاد قدرت‌های جهانی با هدف نابود کردن عشق و ارزش‌های انسانی ارائه می‌دهد. #صادقی، هم سیب را به خودی خود یک مفهوم به حساب آورده، هم از آن مفهوم گرفته همچنین از آن به عنوان یک درون مایه‌ی زیبایی شناختی استفاده می‌کند. اشکال و رنگ‌های مختلف سیب دارای ارزش‌های نمادین متفاوتی هستند: سیب زرد به «تقدس و قداست»، سیب قرمز به «عشق»، سیب سبز به «پاکی» اشاره دارد و سیب آبی، سمبل آزادی و سیب سیاه، نشانه ای از مرگ است. از منظر #علی_اکبر_صادقی سیب نشانی از ارزش‌های انسانی است. اید‌ه‌ی #ائتلاف، تقریباً حول و حوش واقعه‌ی یازدهم سپتامبر برای او به وجود آمد. سیب‌ها در این رابطه، از مردم بی‌گناهی حکایت می‌کنند که قربانی حملات بودند. و در واقع نمادی از ظلم و بی‌رحمی است که ویژگی و معرف سیاست‌های جهانی‌اند. رنگ‌های قرمز، آبی، و سفید، اشاره به رنگ‌هایی‌دارند که پرچم قدرت‌های جهانی از آن‌ها شکل گرفته‌اند. ائتلاف بیانگر آن است که ایجاد ائتلافی به نام عشق و انسانیت به جای جنگ و حرص، چقدر شگفت‌انگیز و شگرف است. متن: #فرشته_موسوی . گرافیگ: #مهدی_فدوی عکس: #مهناز_صحاف علی‌اکبر صادقی از مجموعه‌ی ائتلاف ۸۱ - ۱۳۸۰ ش رنگ‌روغن روی بوم و حکاکی روی چوب ابعاد اثر اول: ۵۰ * ۵۸ سانتی‌متر ابعاد اثر دوم: ۶۰ * ۵۰ سانتی‌متر ابعاد اثر سوم: ۵۰ * ۶۰ سانتی‌متر ابعاد اثر چهارم: ۴۸ * ۵۸ سانتی متر مجموعه‌ی #موزه_هنرهای_معاصر_تهران Ali Akbar Sadeghi (Iranian,1937) From the Coalition Collection 2001 - 2002 Oil on canvas & engraving on wood sizes of first work: 58 x 50 cm second one: 50 x 60 cm Third one: 60 x 50 cm Fourth one: 58 × 48 cm The Collection of TMoCA

نمایشگاه مجازی نو به نو / اثری از علی‌اکبر صادقی از گنجینه موزه

. #نو_به_نو هر روز یک اثر از #گنجینه_موزه_هنرهای_معاصر_تهران | ۱۴ | درک آثار #سالوادور_دالی بیش از نیاز به دانش تجسمی، نیازمند شناخت نگرش و فضای اندیشه‌ی او است. دالی یک #آنارشیست به تمام معنا بود؛ بی‌طرفی او در جنگ‌های داخلی اسپانیا و در نهایت بازگشت به آنجا و حمایت از #ژنرال_فرانکو از یک سو و نامیدن #هیتلر به عنوان #پدیده_جدید از سوی دیگر و در نتیجه قطع ارتباط سایر هنرمندان با وی، همچنین نحوه‌ی عجیب آرایش و پوشش او می‌تواند، راهگشا باشد. #دالی نُه ماه پس از مرگِ برادرش به دنیا آمد و والدینش نام همان برادر را روی او گذاشتند و بعدها طبق باورهای خود به او گفتند که روح برادرش در وی حلول کرده است. شاید این موضوع و اضطراب و ترس‌های ناشی از آن که مدت ها سالوادورِ کوچک را رنج می داد، بارزترین وجهِ ناخودآگاهِ علاقمندی او به #فروید و #هنر_سوررئالیستی باشد. او در سال ۱۹۲۴ با مطالعه‌ی آثار #زیگموند_فروید و سپس ملاقات و آشنایی با او، علاقمندی خود را به موضوعاتی از قبیل #ناخودآگاه_شخصی، #رؤیا، #تابو، #تداعی_آزاد و #لیبیدو نشان داد و بعدها بیشترین آثارش را با استفاده از تداعی آزاد خلق کرد؛ هرچند آشنایی او با #آندره_برتون در سال ۱۹۲۷ که مدیر مدرسه‌ی #هنر_سوررئالیسم بود و رهبری #جنبش_سوررئالیستی را بر عهده داشت، عملاً او را وارد فضای فرا واقع‌گرایی کرد. شاید #فدریکو_گارسیا_لورکا که در آکادمی هنرهای زیبای #سن_فرناندو با #دالی همکلاس بود، بهترین توصیف را در مورد او به دست داده باشد: «من روز به روز بیشتر به خلاقیت دالی ایمان می‌آورم. او بی‌همتاست، زیرا سر از بی‌راهه در آوردن در اثر اندیشیدن او را نمی‌ترساند. او زنده است و تجربه می‌کند. نبوغ سرشار او، معصومیتی نگران کننده دارد. "پریشانیِ سازنده و خلاقِ" دالی همه چیز را برای او تبدیل به ماده‌ی قابل اندیشیدن می‌کند حتی خلاء را. او یک تنه به جنگ ارواح می‌رود در حالی که به ماوراء الطبیعه ایمان آورده است». . . متن: #احسان_آقایی سالوادور دالی کادوس مریخ به وسیله‌ی گلوله‌ی آتشین ژوپیتر تغذیه می‌شود (از پوشه‌ی چاپِ دستی فتح کهکشان ۲) ۱۹۷۴ م لیتوگراف و درای پوینت اندازه کاغذ: ۶۹.۹ * ۹۹.۷ سانتی متر اندازه تصویر: ۵۹.۹ * ۷۵.۶ سانتی متر ادیشن: ۱۹۵ / ۱۰۱ مجموعه‌ی #موزه_هنرهای_معاصر_تهران . Salvador Dalí (Spanish, 1904 - 1989) The caduceus of Mars fed by thefireball of Jupiter (from the “Conquest of the Cosmos II” portfolio) 1974 Lithograph and drypoint Paper sizes: 99.7 x 69.9 cm Image sizes: 75.6 x 59.9 Edition: 101 \ 195

نمایشگاه مجازی نو به نو / اثری از سالوادور دالی از گنجینه موزه

 

 #نو_به_نو هر روز یک اثر از #گنجینه‌_موزه_هنرهای_معاصر_تهران | ۱۵ | «درمانگر» یکی از هشت #نقاشی_سورئالیستی رنه ماگریت است که به فرم سه بعدی تبدیل شده است. #ماگریت در جستجوی وسیله‌ای مناسب برای ساخت این مجسمه‌ها بود. برای ساخت این مجسمه، از پای یک مدل زنده قالب گچی تهیه کرد و دقیقا همین شیوه را برای قفس پرنده نیز انجام داد. او آثارش را مدام تغییر می‌داد و مضمون‌های مختلف را برای خلق اثر به کار می‌گرفت اما شیوه‌اش را تغییر نمی‌داد. #مجسمه‌_درمانگر حاصل تغییراتی است که حداقل در چهار اثر از نقاشی‌های او دیده می‌شود و به شدت تحت تأثیر عکسی است که وی در سال ۱۹۳۷ گرفت و نام آن را #خدا_در_روز_هشتم گذاشت. از آن پس به این مفهوم علاقمند شد، علاقه‌ای که تا پایان عمر ادامه یافت. . #درمانگر علاوه بر غیرطبیعی و خارق‌العاده بودن، در عین سادگی، رمزآلود است که این عناصر از نشانه‌های مهم #هنر_سورئال در این اثر #رنه_ماگریت است. هر چند او نقاش بود اما با تبدیل هشت اثر نقاشی به مجسمه، وجهی متفاوت به عملکرد اشیاء و فرم‌ها نشان داد. با تماشای درمانگر به نظر می‌رسد که تصویر محدوده‌ی مرزهای سطح را شکسته و همچون جسمی مستقل در فضا قرار گرفته است و با تغییراتی که در مقیاس آن داده شده به اثری متفاوت تبدیل شده است. گردآوری متن: #نسرین_عظیمی ترجمه: #شیرین_اردیبهشتی رنه مگریت درمانگر برنز ارتفاع: ۱۶۰ سانتی متر ۱۹۶۷م مجموعه_موزه_هنرهای_معاصر_تهران Rene Magritte (Belgian,1898–1967) The Therapist (Le Therapeute) Bronze Height 160 cm 1967 The Collection of TMoCA

نمایشگاه مجازی نو به نو / اثری از رنه مگریت از گنجینه موزه

 

. #نو_به_نو هر روز یک اثر از #گنجینه_موزه_هنرهای_معاصر_تهران . | ۱۶ | #فرامرز_پیلارام یکی از مهم‌ترین چهره‌های #جنبش_سقاخانه و موج نوسنت‌گرای هنرمندان ایرانی در دهه‌ی چهل است. او با آمیختن #حروف_فارسی با #نقوش_هندسی و سطوح رنگی تخت،‌ بافتاری منسجم از تلفیق خط و نقوش #فیگوراتیو ایجاد کرد، و توانست #خوشنویسی_ایرانی را با رویکردی متمایز به تاریخِ #هنر_مدرن_ایران معرفی نماید. دستاورد او در سال‌های پایانی کارنامه‌ی هنری‌اش، کشف ظرفیت‌های تازه‌ای از حروف و فرم‌های #خط_نستعلیق و ترکیب آن با فضایی نقاشانه بود. #پیلارم با استفاده‌ی هوشمندانه از چیدمان آزاد خطوط، از مرزهای زیباشناختیِ خط عبورکرد و به زبانی شخصی در کار نقاشی با خط رسید. . آخرین پروژه‌ی زندگی پیلارام، که شاید بشود آنرا «شاهکاری ناتمام» در احیای هنرِ #کتاب‌آرایی در ایران بنامیم، سفارش طراحی برای «قصص قرآنی» بود. این پروژه به ابتکار #فیروز_شیروانلو، برای تصویرسازی کتب آسمانی به چند هنرمند شناخته شده‌ی آن دوران سفارش داده شد؛ در این میان تصویرگری داستان‌های قرآنی را فرامرز پیلارام بر عهده گرفت. او هشتاد اثر برای این پروژه خلق کرد، که عمدتا به وقایع زندگی #حضرت_یوسف (ع) اشاره داشت. . نتیجه مکاشفات پیلارام در به کارگیری رنگ و وارد کردن اصول #نقاشی_فیگوراتیو در ساختار خط‌نگاره‌هایش، وی را در یافتن معنایی تازه و تثبیت بیانی شخصی در تصویرسازی #قصص_قرآنی یاری رساند‌‌. این مجموعه چکیده‌ی کارنامه‌ی هنری فرامرز پیلارام و تبلور اندیشه‌های هنرمندانه‌اش در عرصه‌ی #نقاشیخط بود و هرآنچه در زمینه‌های نقاشی، طراحی و نقاشی‌ با خط تجربه کرده بود را یکجا در این آثار ارائه داد. این مجموعه قرار بود توسط نشرِ #فرهنگسرای_نیاوران با هفتاد نگاره‌ی رنگی و خوشنویسی #محمد_احصایی به چهار زبان (فارسی، عربی، انگلیسی و فرانسه) در قطع ۳۳ * ۴۷ سانتی‌متر منتشر شود، که متاسفانه به سرانجام نرسید. . بیشترین اوراق #قصص_قرآن در زمره‌ی مجموعه‌ی موز‌ه‌ی هنرهای معاصر است. . متن: #کیانوش_معتقدی @kianooshart . گرافیک: #مهدی_فدوی عکس: #مهناز_صحاف . فرامرز پیلارام (۱۳۶۲ - ۱۳۱۶) مجموعه‌‌ی قصص قرآن ۱۳۵۶ ش ترکیب مواد روی کاغذ ۵۰ × ۶۵ سانتی‌متر مجموعه‌ی #موزه_هنرهای_معاصر_تهران Faramarz Pilaram (Iranian, 1937 - 1983) Quran stories (set of eighty painting on paper) 1977 Mixed media on paper 65 x 50 cm The collection of TMoCA . #tehranmuseumofcontemporaryart #contemporarycaligraphy #saqakhanamovement #faramarzpilaram #tmocacollection #tmoca

نمایشگاه مجازی نو به نو / اثری از فرامرز پیلارام از گنجینه موزه

. #نو_به_نو هر روز یک اثر از #گنجینه_موزه_هنرهای_معاصر_تهران . | ۱۶ | #فرامرز_پیلارام یکی از مهم‌ترین چهره‌های #جنبش_سقاخانه و موج نوسنت‌گرای هنرمندان ایرانی در دهه‌ی چهل است. او با آمیختن #حروف_فارسی با #نقوش_هندسی و سطوح رنگی تخت،‌ بافتاری منسجم از تلفیق خط و نقوش #فیگوراتیو ایجاد کرد، و توانست #خوشنویسی_ایرانی را با رویکردی متمایز به تاریخِ #هنر_مدرن_ایران معرفی نماید. دستاورد او در سال‌های پایانی کارنامه‌ی هنری‌اش، کشف ظرفیت‌های تازه‌ای از حروف و فرم‌های #خط_نستعلیق و ترکیب آن با فضایی نقاشانه بود. #پیلارم با استفاده‌ی هوشمندانه از چیدمان آزاد خطوط، از مرزهای زیباشناختیِ خط عبورکرد و به زبانی شخصی در کار نقاشی با خط رسید. . آخرین پروژه‌ی زندگی پیلارام، که شاید بشود آنرا «شاهکاری ناتمام» در احیای هنرِ #کتاب‌آرایی در ایران بنامیم، سفارش طراحی برای «قصص قرآنی» بود. این پروژه به ابتکار #فیروز_شیروانلو، برای تصویرسازی کتب آسمانی به چند هنرمند شناخته شده‌ی آن دوران سفارش داده شد؛ در این میان تصویرگری داستان‌های قرآنی را فرامرز پیلارام بر عهده گرفت. او هشتاد اثر برای این پروژه خلق کرد، که عمدتا به وقایع زندگی #حضرت_یوسف (ع) اشاره داشت. . نتیجه مکاشفات پیلارام در به کارگیری رنگ و وارد کردن اصول #نقاشی_فیگوراتیو در ساختار خط‌نگاره‌هایش، وی را در یافتن معنایی تازه و تثبیت بیانی شخصی در تصویرسازی #قصص_قرآنی یاری رساند‌‌. این مجموعه چکیده‌ی کارنامه‌ی هنری فرامرز پیلارام و تبلور اندیشه‌های هنرمندانه‌اش در عرصه‌ی #نقاشیخط بود و هرآنچه در زمینه‌های نقاشی، طراحی و نقاشی‌ با خط تجربه کرده بود را یکجا در این آثار ارائه داد. این مجموعه قرار بود توسط نشرِ #فرهنگسرای_نیاوران با هفتاد نگاره‌ی رنگی و خوشنویسی #محمد_احصایی به چهار زبان (فارسی، عربی، انگلیسی و فرانسه) در قطع ۳۳ * ۴۷ سانتی‌متر منتشر شود، که متاسفانه به سرانجام نرسید. . بیشترین اوراق #قصص_قرآن در زمره‌ی مجموعه‌ی موز‌ه‌ی هنرهای معاصر است. . متن: #کیانوش_معتقدی @kianooshart . گرافیک: #مهدی_فدوی عکس: #مهناز_صحاف . فرامرز پیلارام (۱۳۶۲ - ۱۳۱۶) مجموعه‌‌ی قصص قرآن ۱۳۵۶ ش ترکیب مواد روی کاغذ ۵۰ × ۶۵ سانتی‌متر مجموعه‌ی #موزه_هنرهای_معاصر_تهران Faramarz Pilaram (Iranian, 1937 - 1983) Quran stories (set of eighty painting on paper) 1977 Mixed media on paper 65 x 50 cm The collection of TMoCA . #tehranmuseumofcontemporaryart #contemporarycaligraphy #saqakhanamovement #faramarzpilaram #tmocacollection #tmoca

نمایشگاه مجازی نو به نو / اثری از فرامرز پیلارام از گنجینه موزه

. #نو_به_نو هر روز یک اثر از #گنجینه_موزه_هنرهای_معاصر_تهران . | ۱۶ | #فرامرز_پیلارام یکی از مهم‌ترین چهره‌های #جنبش_سقاخانه و موج نوسنت‌گرای هنرمندان ایرانی در دهه‌ی چهل است. او با آمیختن #حروف_فارسی با #نقوش_هندسی و سطوح رنگی تخت،‌ بافتاری منسجم از تلفیق خط و نقوش #فیگوراتیو ایجاد کرد، و توانست #خوشنویسی_ایرانی را با رویکردی متمایز به تاریخِ #هنر_مدرن_ایران معرفی نماید. دستاورد او در سال‌های پایانی کارنامه‌ی هنری‌اش، کشف ظرفیت‌های تازه‌ای از حروف و فرم‌های #خط_نستعلیق و ترکیب آن با فضایی نقاشانه بود. #پیلارم با استفاده‌ی هوشمندانه از چیدمان آزاد خطوط، از مرزهای زیباشناختیِ خط عبورکرد و به زبانی شخصی در کار نقاشی با خط رسید. . آخرین پروژه‌ی زندگی پیلارام، که شاید بشود آنرا «شاهکاری ناتمام» در احیای هنرِ #کتاب‌آرایی در ایران بنامیم، سفارش طراحی برای «قصص قرآنی» بود. این پروژه به ابتکار #فیروز_شیروانلو، برای تصویرسازی کتب آسمانی به چند هنرمند شناخته شده‌ی آن دوران سفارش داده شد؛ در این میان تصویرگری داستان‌های قرآنی را فرامرز پیلارام بر عهده گرفت. او هشتاد اثر برای این پروژه خلق کرد، که عمدتا به وقایع زندگی #حضرت_یوسف (ع) اشاره داشت. . نتیجه مکاشفات پیلارام در به کارگیری رنگ و وارد کردن اصول #نقاشی_فیگوراتیو در ساختار خط‌نگاره‌هایش، وی را در یافتن معنایی تازه و تثبیت بیانی شخصی در تصویرسازی #قصص_قرآنی یاری رساند‌‌. این مجموعه چکیده‌ی کارنامه‌ی هنری فرامرز پیلارام و تبلور اندیشه‌های هنرمندانه‌اش در عرصه‌ی #نقاشیخط بود و هرآنچه در زمینه‌های نقاشی، طراحی و نقاشی‌ با خط تجربه کرده بود را یکجا در این آثار ارائه داد. این مجموعه قرار بود توسط نشرِ #فرهنگسرای_نیاوران با هفتاد نگاره‌ی رنگی و خوشنویسی #محمد_احصایی به چهار زبان (فارسی، عربی، انگلیسی و فرانسه) در قطع ۳۳ * ۴۷ سانتی‌متر منتشر شود، که متاسفانه به سرانجام نرسید. . بیشترین اوراق #قصص_قرآن در زمره‌ی مجموعه‌ی موز‌ه‌ی هنرهای معاصر است. . متن: #کیانوش_معتقدی @kianooshart . گرافیک: #مهدی_فدوی عکس: #مهناز_صحاف . فرامرز پیلارام (۱۳۶۲ - ۱۳۱۶) مجموعه‌‌ی قصص قرآن ۱۳۵۶ ش ترکیب مواد روی کاغذ ۵۰ × ۶۵ سانتی‌متر مجموعه‌ی #موزه_هنرهای_معاصر_تهران Faramarz Pilaram (Iranian, 1937 - 1983) Quran stories (set of eighty painting on paper) 1977 Mixed media on paper 65 x 50 cm The collection of TMoCA . #tehranmuseumofcontemporaryart #contemporarycaligraphy #saqakhanamovement #faramarzpilaram #tmocacollection #tmoca

نمایشگاه مجازی نو به نو / اثری از فرامرز پیلارام از گنجینه موزه

. #نو_به_نو هر روز یک اثر از #گنجینه_موزه_هنرهای_معاصر_تهران . | ۱۶ | #فرامرز_پیلارام یکی از مهم‌ترین چهره‌های #جنبش_سقاخانه و موج نوسنت‌گرای هنرمندان ایرانی در دهه‌ی چهل است. او با آمیختن #حروف_فارسی با #نقوش_هندسی و سطوح رنگی تخت،‌ بافتاری منسجم از تلفیق خط و نقوش #فیگوراتیو ایجاد کرد، و توانست #خوشنویسی_ایرانی را با رویکردی متمایز به تاریخِ #هنر_مدرن_ایران معرفی نماید. دستاورد او در سال‌های پایانی کارنامه‌ی هنری‌اش، کشف ظرفیت‌های تازه‌ای از حروف و فرم‌های #خط_نستعلیق و ترکیب آن با فضایی نقاشانه بود. #پیلارم با استفاده‌ی هوشمندانه از چیدمان آزاد خطوط، از مرزهای زیباشناختیِ خط عبورکرد و به زبانی شخصی در کار نقاشی با خط رسید. . آخرین پروژه‌ی زندگی پیلارام، که شاید بشود آنرا «شاهکاری ناتمام» در احیای هنرِ #کتاب‌آرایی در ایران بنامیم، سفارش طراحی برای «قصص قرآنی» بود. این پروژه به ابتکار #فیروز_شیروانلو، برای تصویرسازی کتب آسمانی به چند هنرمند شناخته شده‌ی آن دوران سفارش داده شد؛ در این میان تصویرگری داستان‌های قرآنی را فرامرز پیلارام بر عهده گرفت. او هشتاد اثر برای این پروژه خلق کرد، که عمدتا به وقایع زندگی #حضرت_یوسف (ع) اشاره داشت. . نتیجه مکاشفات پیلارام در به کارگیری رنگ و وارد کردن اصول #نقاشی_فیگوراتیو در ساختار خط‌نگاره‌هایش، وی را در یافتن معنایی تازه و تثبیت بیانی شخصی در تصویرسازی #قصص_قرآنی یاری رساند‌‌. این مجموعه چکیده‌ی کارنامه‌ی هنری فرامرز پیلارام و تبلور اندیشه‌های هنرمندانه‌اش در عرصه‌ی #نقاشیخط بود و هرآنچه در زمینه‌های نقاشی، طراحی و نقاشی‌ با خط تجربه کرده بود را یکجا در این آثار ارائه داد. این مجموعه قرار بود توسط نشرِ #فرهنگسرای_نیاوران با هفتاد نگاره‌ی رنگی و خوشنویسی #محمد_احصایی به چهار زبان (فارسی، عربی، انگلیسی و فرانسه) در قطع ۳۳ * ۴۷ سانتی‌متر منتشر شود، که متاسفانه به سرانجام نرسید. . بیشترین اوراق #قصص_قرآن در زمره‌ی مجموعه‌ی موز‌ه‌ی هنرهای معاصر است. . متن: #کیانوش_معتقدی @kianooshart . گرافیک: #مهدی_فدوی عکس: #مهناز_صحاف . فرامرز پیلارام (۱۳۶۲ - ۱۳۱۶) مجموعه‌‌ی قصص قرآن ۱۳۵۶ ش ترکیب مواد روی کاغذ ۵۰ × ۶۵ سانتی‌متر مجموعه‌ی #موزه_هنرهای_معاصر_تهران Faramarz Pilaram (Iranian, 1937 - 1983) Quran stories (set of eighty painting on paper) 1977 Mixed media on paper 65 x 50 cm The collection of TMoCA . #tehranmuseumofcontemporaryart #contemporarycaligraphy #saqakhanamovement #faramarzpilaram #tmocacollection #tmoca

نمایشگاه مجازی نو به نو / اثری از فرامرز پیلارام از گنجینه موزه

. #نو_به_نو هر روز یک اثر از #گنجینه_موزه_هنرهای_معاصر_تهران . | ۱۶ | #فرامرز_پیلارام یکی از مهم‌ترین چهره‌های #جنبش_سقاخانه و موج نوسنت‌گرای هنرمندان ایرانی در دهه‌ی چهل است. او با آمیختن #حروف_فارسی با #نقوش_هندسی و سطوح رنگی تخت،‌ بافتاری منسجم از تلفیق خط و نقوش #فیگوراتیو ایجاد کرد، و توانست #خوشنویسی_ایرانی را با رویکردی متمایز به تاریخِ #هنر_مدرن_ایران معرفی نماید. دستاورد او در سال‌های پایانی کارنامه‌ی هنری‌اش، کشف ظرفیت‌های تازه‌ای از حروف و فرم‌های #خط_نستعلیق و ترکیب آن با فضایی نقاشانه بود. #پیلارم با استفاده‌ی هوشمندانه از چیدمان آزاد خطوط، از مرزهای زیباشناختیِ خط عبورکرد و به زبانی شخصی در کار نقاشی با خط رسید. . آخرین پروژه‌ی زندگی پیلارام، که شاید بشود آنرا «شاهکاری ناتمام» در احیای هنرِ #کتاب‌آرایی در ایران بنامیم، سفارش طراحی برای «قصص قرآنی» بود. این پروژه به ابتکار #فیروز_شیروانلو، برای تصویرسازی کتب آسمانی به چند هنرمند شناخته شده‌ی آن دوران سفارش داده شد؛ در این میان تصویرگری داستان‌های قرآنی را فرامرز پیلارام بر عهده گرفت. او هشتاد اثر برای این پروژه خلق کرد، که عمدتا به وقایع زندگی #حضرت_یوسف (ع) اشاره داشت. . نتیجه مکاشفات پیلارام در به کارگیری رنگ و وارد کردن اصول #نقاشی_فیگوراتیو در ساختار خط‌نگاره‌هایش، وی را در یافتن معنایی تازه و تثبیت بیانی شخصی در تصویرسازی #قصص_قرآنی یاری رساند‌‌. این مجموعه چکیده‌ی کارنامه‌ی هنری فرامرز پیلارام و تبلور اندیشه‌های هنرمندانه‌اش در عرصه‌ی #نقاشیخط بود و هرآنچه در زمینه‌های نقاشی، طراحی و نقاشی‌ با خط تجربه کرده بود را یکجا در این آثار ارائه داد. این مجموعه قرار بود توسط نشرِ #فرهنگسرای_نیاوران با هفتاد نگاره‌ی رنگی و خوشنویسی #محمد_احصایی به چهار زبان (فارسی، عربی، انگلیسی و فرانسه) در قطع ۳۳ * ۴۷ سانتی‌متر منتشر شود، که متاسفانه به سرانجام نرسید. . بیشترین اوراق #قصص_قرآن در زمره‌ی مجموعه‌ی موز‌ه‌ی هنرهای معاصر است. . متن: #کیانوش_معتقدی @kianooshart . گرافیک: #مهدی_فدوی عکس: #مهناز_صحاف . فرامرز پیلارام (۱۳۶۲ - ۱۳۱۶) مجموعه‌‌ی قصص قرآن ۱۳۵۶ ش ترکیب مواد روی کاغذ ۵۰ × ۶۵ سانتی‌متر مجموعه‌ی #موزه_هنرهای_معاصر_تهران Faramarz Pilaram (Iranian, 1937 - 1983) Quran stories (set of eighty painting on paper) 1977 Mixed media on paper 65 x 50 cm The collection of TMoCA . #tehranmuseumofcontemporaryart #contemporarycaligraphy #saqakhanamovement #faramarzpilaram #tmocacollection #tmoca

نمایشگاه مجازی نو به نو / اثری از فرامرز پیلارام از گنجینه موزه

. #نو_به_نو هر روز یک اثر از #گنجینه_موزه_هنرهای_معاصر_تهران . | ۱۶ | #فرامرز_پیلارام یکی از مهم‌ترین چهره‌های #جنبش_سقاخانه و موج نوسنت‌گرای هنرمندان ایرانی در دهه‌ی چهل است. او با آمیختن #حروف_فارسی با #نقوش_هندسی و سطوح رنگی تخت،‌ بافتاری منسجم از تلفیق خط و نقوش #فیگوراتیو ایجاد کرد، و توانست #خوشنویسی_ایرانی را با رویکردی متمایز به تاریخِ #هنر_مدرن_ایران معرفی نماید. دستاورد او در سال‌های پایانی کارنامه‌ی هنری‌اش، کشف ظرفیت‌های تازه‌ای از حروف و فرم‌های #خط_نستعلیق و ترکیب آن با فضایی نقاشانه بود. #پیلارم با استفاده‌ی هوشمندانه از چیدمان آزاد خطوط، از مرزهای زیباشناختیِ خط عبورکرد و به زبانی شخصی در کار نقاشی با خط رسید. . آخرین پروژه‌ی زندگی پیلارام، که شاید بشود آنرا «شاهکاری ناتمام» در احیای هنرِ #کتاب‌آرایی در ایران بنامیم، سفارش طراحی برای «قصص قرآنی» بود. این پروژه به ابتکار #فیروز_شیروانلو، برای تصویرسازی کتب آسمانی به چند هنرمند شناخته شده‌ی آن دوران سفارش داده شد؛ در این میان تصویرگری داستان‌های قرآنی را فرامرز پیلارام بر عهده گرفت. او هشتاد اثر برای این پروژه خلق کرد، که عمدتا به وقایع زندگی #حضرت_یوسف (ع) اشاره داشت. . نتیجه مکاشفات پیلارام در به کارگیری رنگ و وارد کردن اصول #نقاشی_فیگوراتیو در ساختار خط‌نگاره‌هایش، وی را در یافتن معنایی تازه و تثبیت بیانی شخصی در تصویرسازی #قصص_قرآنی یاری رساند‌‌. این مجموعه چکیده‌ی کارنامه‌ی هنری فرامرز پیلارام و تبلور اندیشه‌های هنرمندانه‌اش در عرصه‌ی #نقاشیخط بود و هرآنچه در زمینه‌های نقاشی، طراحی و نقاشی‌ با خط تجربه کرده بود را یکجا در این آثار ارائه داد. این مجموعه قرار بود توسط نشرِ #فرهنگسرای_نیاوران با هفتاد نگاره‌ی رنگی و خوشنویسی #محمد_احصایی به چهار زبان (فارسی، عربی، انگلیسی و فرانسه) در قطع ۳۳ * ۴۷ سانتی‌متر منتشر شود، که متاسفانه به سرانجام نرسید. . بیشترین اوراق #قصص_قرآن در زمره‌ی مجموعه‌ی موز‌ه‌ی هنرهای معاصر است. . متن: #کیانوش_معتقدی @kianooshart . گرافیک: #مهدی_فدوی عکس: #مهناز_صحاف . فرامرز پیلارام (۱۳۶۲ - ۱۳۱۶) مجموعه‌‌ی قصص قرآن ۱۳۵۶ ش ترکیب مواد روی کاغذ ۵۰ × ۶۵ سانتی‌متر مجموعه‌ی #موزه_هنرهای_معاصر_تهران Faramarz Pilaram (Iranian, 1937 - 1983) Quran stories (set of eighty painting on paper) 1977 Mixed media on paper 65 x 50 cm The collection of TMoCA . #tehranmuseumofcontemporaryart #contemporarycaligraphy #saqakhanamovement #faramarzpilaram #tmocacollection #tmoca

نمایشگاه مجازی نو به نو / اثری از فرامرز پیلارام از گنجینه موزه

. #نو_به_نو هر روز یک اثر از #گنجینه_موزه_هنرهای_معاصر_تهران . | ۱۶ | #فرامرز_پیلارام یکی از مهم‌ترین چهره‌های #جنبش_سقاخانه و موج نوسنت‌گرای هنرمندان ایرانی در دهه‌ی چهل است. او با آمیختن #حروف_فارسی با #نقوش_هندسی و سطوح رنگی تخت،‌ بافتاری منسجم از تلفیق خط و نقوش #فیگوراتیو ایجاد کرد، و توانست #خوشنویسی_ایرانی را با رویکردی متمایز به تاریخِ #هنر_مدرن_ایران معرفی نماید. دستاورد او در سال‌های پایانی کارنامه‌ی هنری‌اش، کشف ظرفیت‌های تازه‌ای از حروف و فرم‌های #خط_نستعلیق و ترکیب آن با فضایی نقاشانه بود. #پیلارم با استفاده‌ی هوشمندانه از چیدمان آزاد خطوط، از مرزهای زیباشناختیِ خط عبورکرد و به زبانی شخصی در کار نقاشی با خط رسید. . آخرین پروژه‌ی زندگی پیلارام، که شاید بشود آنرا «شاهکاری ناتمام» در احیای هنرِ #کتاب‌آرایی در ایران بنامیم، سفارش طراحی برای «قصص قرآنی» بود. این پروژه به ابتکار #فیروز_شیروانلو، برای تصویرسازی کتب آسمانی به چند هنرمند شناخته شده‌ی آن دوران سفارش داده شد؛ در این میان تصویرگری داستان‌های قرآنی را فرامرز پیلارام بر عهده گرفت. او هشتاد اثر برای این پروژه خلق کرد، که عمدتا به وقایع زندگی #حضرت_یوسف (ع) اشاره داشت. . نتیجه مکاشفات پیلارام در به کارگیری رنگ و وارد کردن اصول #نقاشی_فیگوراتیو در ساختار خط‌نگاره‌هایش، وی را در یافتن معنایی تازه و تثبیت بیانی شخصی در تصویرسازی #قصص_قرآنی یاری رساند‌‌. این مجموعه چکیده‌ی کارنامه‌ی هنری فرامرز پیلارام و تبلور اندیشه‌های هنرمندانه‌اش در عرصه‌ی #نقاشیخط بود و هرآنچه در زمینه‌های نقاشی، طراحی و نقاشی‌ با خط تجربه کرده بود را یکجا در این آثار ارائه داد. این مجموعه قرار بود توسط نشرِ #فرهنگسرای_نیاوران با هفتاد نگاره‌ی رنگی و خوشنویسی #محمد_احصایی به چهار زبان (فارسی، عربی، انگلیسی و فرانسه) در قطع ۳۳ * ۴۷ سانتی‌متر منتشر شود، که متاسفانه به سرانجام نرسید. . بیشترین اوراق #قصص_قرآن در زمره‌ی مجموعه‌ی موز‌ه‌ی هنرهای معاصر است. . متن: #کیانوش_معتقدی @kianooshart . گرافیک: #مهدی_فدوی عکس: #مهناز_صحاف . فرامرز پیلارام (۱۳۶۲ - ۱۳۱۶) مجموعه‌‌ی قصص قرآن ۱۳۵۶ ش ترکیب مواد روی کاغذ ۵۰ × ۶۵ سانتی‌متر مجموعه‌ی #موزه_هنرهای_معاصر_تهران Faramarz Pilaram (Iranian, 1937 - 1983) Quran stories (set of eighty painting on paper) 1977 Mixed media on paper 65 x 50 cm The collection of TMoCA . #tehranmuseumofcontemporaryart #contemporarycaligraphy #saqakhanamovement #faramarzpilaram #tmocacollection #tmoca

نمایشگاه مجازی نو به نو / اثری از فرامرز پیلارام از گنجینه موزه

. #نو_به_نو هر روز یک اثر از #گنجینه_موزه_هنرهای_معاصر_تهران . | ۱۶ | #فرامرز_پیلارام یکی از مهم‌ترین چهره‌های #جنبش_سقاخانه و موج نوسنت‌گرای هنرمندان ایرانی در دهه‌ی چهل است. او با آمیختن #حروف_فارسی با #نقوش_هندسی و سطوح رنگی تخت،‌ بافتاری منسجم از تلفیق خط و نقوش #فیگوراتیو ایجاد کرد، و توانست #خوشنویسی_ایرانی را با رویکردی متمایز به تاریخِ #هنر_مدرن_ایران معرفی نماید. دستاورد او در سال‌های پایانی کارنامه‌ی هنری‌اش، کشف ظرفیت‌های تازه‌ای از حروف و فرم‌های #خط_نستعلیق و ترکیب آن با فضایی نقاشانه بود. #پیلارم با استفاده‌ی هوشمندانه از چیدمان آزاد خطوط، از مرزهای زیباشناختیِ خط عبورکرد و به زبانی شخصی در کار نقاشی با خط رسید. . آخرین پروژه‌ی زندگی پیلارام، که شاید بشود آنرا «شاهکاری ناتمام» در احیای هنرِ #کتاب‌آرایی در ایران بنامیم، سفارش طراحی برای «قصص قرآنی» بود. این پروژه به ابتکار #فیروز_شیروانلو، برای تصویرسازی کتب آسمانی به چند هنرمند شناخته شده‌ی آن دوران سفارش داده شد؛ در این میان تصویرگری داستان‌های قرآنی را فرامرز پیلارام بر عهده گرفت. او هشتاد اثر برای این پروژه خلق کرد، که عمدتا به وقایع زندگی #حضرت_یوسف (ع) اشاره داشت. . نتیجه مکاشفات پیلارام در به کارگیری رنگ و وارد کردن اصول #نقاشی_فیگوراتیو در ساختار خط‌نگاره‌هایش، وی را در یافتن معنایی تازه و تثبیت بیانی شخصی در تصویرسازی #قصص_قرآنی یاری رساند‌‌. این مجموعه چکیده‌ی کارنامه‌ی هنری فرامرز پیلارام و تبلور اندیشه‌های هنرمندانه‌اش در عرصه‌ی #نقاشیخط بود و هرآنچه در زمینه‌های نقاشی، طراحی و نقاشی‌ با خط تجربه کرده بود را یکجا در این آثار ارائه داد. این مجموعه قرار بود توسط نشرِ #فرهنگسرای_نیاوران با هفتاد نگاره‌ی رنگی و خوشنویسی #محمد_احصایی به چهار زبان (فارسی، عربی، انگلیسی و فرانسه) در قطع ۳۳ * ۴۷ سانتی‌متر منتشر شود، که متاسفانه به سرانجام نرسید. . بیشترین اوراق #قصص_قرآن در زمره‌ی مجموعه‌ی موز‌ه‌ی هنرهای معاصر است. . متن: #کیانوش_معتقدی @kianooshart . گرافیک: #مهدی_فدوی عکس: #مهناز_صحاف . فرامرز پیلارام (۱۳۶۲ - ۱۳۱۶) مجموعه‌‌ی قصص قرآن ۱۳۵۶ ش ترکیب مواد روی کاغذ ۵۰ × ۶۵ سانتی‌متر مجموعه‌ی #موزه_هنرهای_معاصر_تهران Faramarz Pilaram (Iranian, 1937 - 1983) Quran stories (set of eighty painting on paper) 1977 Mixed media on paper 65 x 50 cm The collection of TMoCA . #tehranmuseumofcontemporaryart #contemporarycaligraphy #saqakhanamovement #faramarzpilaram #tmocacollection #tmoca

نمایشگاه مجازی نو به نو / اثری از فرامرز پیلارام از گنجینه موزه

. #نو_به_نو هر روز یک اثر از #گنجینه_موزه_هنرهای_معاصر_تهران . | ۱۶ | #فرامرز_پیلارام یکی از مهم‌ترین چهره‌های #جنبش_سقاخانه و موج نوسنت‌گرای هنرمندان ایرانی در دهه‌ی چهل است. او با آمیختن #حروف_فارسی با #نقوش_هندسی و سطوح رنگی تخت،‌ بافتاری منسجم از تلفیق خط و نقوش #فیگوراتیو ایجاد کرد، و توانست #خوشنویسی_ایرانی را با رویکردی متمایز به تاریخِ #هنر_مدرن_ایران معرفی نماید. دستاورد او در سال‌های پایانی کارنامه‌ی هنری‌اش، کشف ظرفیت‌های تازه‌ای از حروف و فرم‌های #خط_نستعلیق و ترکیب آن با فضایی نقاشانه بود. #پیلارم با استفاده‌ی هوشمندانه از چیدمان آزاد خطوط، از مرزهای زیباشناختیِ خط عبورکرد و به زبانی شخصی در کار نقاشی با خط رسید. . آخرین پروژه‌ی زندگی پیلارام، که شاید بشود آنرا «شاهکاری ناتمام» در احیای هنرِ #کتاب‌آرایی در ایران بنامیم، سفارش طراحی برای «قصص قرآنی» بود. این پروژه به ابتکار #فیروز_شیروانلو، برای تصویرسازی کتب آسمانی به چند هنرمند شناخته شده‌ی آن دوران سفارش داده شد؛ در این میان تصویرگری داستان‌های قرآنی را فرامرز پیلارام بر عهده گرفت. او هشتاد اثر برای این پروژه خلق کرد، که عمدتا به وقایع زندگی #حضرت_یوسف (ع) اشاره داشت. . نتیجه مکاشفات پیلارام در به کارگیری رنگ و وارد کردن اصول #نقاشی_فیگوراتیو در ساختار خط‌نگاره‌هایش، وی را در یافتن معنایی تازه و تثبیت بیانی شخصی در تصویرسازی #قصص_قرآنی یاری رساند‌‌. این مجموعه چکیده‌ی کارنامه‌ی هنری فرامرز پیلارام و تبلور اندیشه‌های هنرمندانه‌اش در عرصه‌ی #نقاشیخط بود و هرآنچه در زمینه‌های نقاشی، طراحی و نقاشی‌ با خط تجربه کرده بود را یکجا در این آثار ارائه داد. این مجموعه قرار بود توسط نشرِ #فرهنگسرای_نیاوران با هفتاد نگاره‌ی رنگی و خوشنویسی #محمد_احصایی به چهار زبان (فارسی، عربی، انگلیسی و فرانسه) در قطع ۳۳ * ۴۷ سانتی‌متر منتشر شود، که متاسفانه به سرانجام نرسید. . بیشترین اوراق #قصص_قرآن در زمره‌ی مجموعه‌ی موز‌ه‌ی هنرهای معاصر است. . متن: #کیانوش_معتقدی @kianooshart . گرافیک: #مهدی_فدوی عکس: #مهناز_صحاف . فرامرز پیلارام (۱۳۶۲ - ۱۳۱۶) مجموعه‌‌ی قصص قرآن ۱۳۵۶ ش ترکیب مواد روی کاغذ ۵۰ × ۶۵ سانتی‌متر مجموعه‌ی #موزه_هنرهای_معاصر_تهران Faramarz Pilaram (Iranian, 1937 - 1983) Quran stories (set of eighty painting on paper) 1977 Mixed media on paper 65 x 50 cm The collection of TMoCA . #tehranmuseumofcontemporaryart #contemporarycaligraphy #saqakhanamovement #faramarzpilaram #tmocacollection #tmoca

نمایشگاه مجازی نو به نو / اثری از فرامرز پیلارام از گنجینه موزه

. #نو_به_نو هر روز یک اثر از #گنجینه_موزه_هنرهای_معاصر_تهران . | ۱۶ | #فرامرز_پیلارام یکی از مهم‌ترین چهره‌های #جنبش_سقاخانه و موج نوسنت‌گرای هنرمندان ایرانی در دهه‌ی چهل است. او با آمیختن #حروف_فارسی با #نقوش_هندسی و سطوح رنگی تخت،‌ بافتاری منسجم از تلفیق خط و نقوش #فیگوراتیو ایجاد کرد، و توانست #خوشنویسی_ایرانی را با رویکردی متمایز به تاریخِ #هنر_مدرن_ایران معرفی نماید. دستاورد او در سال‌های پایانی کارنامه‌ی هنری‌اش، کشف ظرفیت‌های تازه‌ای از حروف و فرم‌های #خط_نستعلیق و ترکیب آن با فضایی نقاشانه بود. #پیلارم با استفاده‌ی هوشمندانه از چیدمان آزاد خطوط، از مرزهای زیباشناختیِ خط عبورکرد و به زبانی شخصی در کار نقاشی با خط رسید. . آخرین پروژه‌ی زندگی پیلارام، که شاید بشود آنرا «شاهکاری ناتمام» در احیای هنرِ #کتاب‌آرایی در ایران بنامیم، سفارش طراحی برای «قصص قرآنی» بود. این پروژه به ابتکار #فیروز_شیروانلو، برای تصویرسازی کتب آسمانی به چند هنرمند شناخته شده‌ی آن دوران سفارش داده شد؛ در این میان تصویرگری داستان‌های قرآنی را فرامرز پیلارام بر عهده گرفت. او هشتاد اثر برای این پروژه خلق کرد، که عمدتا به وقایع زندگی #حضرت_یوسف (ع) اشاره داشت. . نتیجه مکاشفات پیلارام در به کارگیری رنگ و وارد کردن اصول #نقاشی_فیگوراتیو در ساختار خط‌نگاره‌هایش، وی را در یافتن معنایی تازه و تثبیت بیانی شخصی در تصویرسازی #قصص_قرآنی یاری رساند‌‌. این مجموعه چکیده‌ی کارنامه‌ی هنری فرامرز پیلارام و تبلور اندیشه‌های هنرمندانه‌اش در عرصه‌ی #نقاشیخط بود و هرآنچه در زمینه‌های نقاشی، طراحی و نقاشی‌ با خط تجربه کرده بود را یکجا در این آثار ارائه داد. این مجموعه قرار بود توسط نشرِ #فرهنگسرای_نیاوران با هفتاد نگاره‌ی رنگی و خوشنویسی #محمد_احصایی به چهار زبان (فارسی، عربی، انگلیسی و فرانسه) در قطع ۳۳ * ۴۷ سانتی‌متر منتشر شود، که متاسفانه به سرانجام نرسید. . بیشترین اوراق #قصص_قرآن در زمره‌ی مجموعه‌ی موز‌ه‌ی هنرهای معاصر است. . متن: #کیانوش_معتقدی @kianooshart . گرافیک: #مهدی_فدوی عکس: #مهناز_صحاف . فرامرز پیلارام (۱۳۶۲ - ۱۳۱۶) مجموعه‌‌ی قصص قرآن ۱۳۵۶ ش ترکیب مواد روی کاغذ ۵۰ × ۶۵ سانتی‌متر مجموعه‌ی #موزه_هنرهای_معاصر_تهران Faramarz Pilaram (Iranian, 1937 - 1983) Quran stories (set of eighty painting on paper) 1977 Mixed media on paper 65 x 50 cm The collection of TMoCA . #tehranmuseumofcontemporaryart #contemporarycaligraphy #saqakhanamovement #faramarzpilaram #tmocacollection #tmoca

نمایشگاه مجازی نو به نو / اثری از فرامرز پیلارام از گنجینه موزه

 #نو_به_نو هر روز یک اثر از #گنجینه_موزه_هنرهای_معاصر_تهران . | ۱۷ | . در نقاشی #یعقوب_امدادیان، با صراحت فرم و رنگ و وسعت فضا روبه‌رو می‌شویم. #امدادیان اساساً یک منظره‌نگار است؛ اما نه در معنای متعارف آن. او طبیعت را دوست دارد، ولی صور و ابعاد آن را در هندسه‌ی خاص خود تعریف می‌کند. منشأ رویکرد او به طبیعت را شاید بتوان تجربه‌های دیداری سال‌های کودکی در چشم‌اندازهای اطراف تبریز دانست. جایی که خود را ناگهان زیر آسمان روشن و پهناور و در برابر کشتزارهای گسترده تا افق می‌یافت. شاید هم علاقه او به افق‌های رفیع از چنین تجربه‌هایی ناشی شده باشد. به هر حال مسئله فضای باز، دلمشغولی همیشگی اوست؛ چه در منظره‌هایی که از کشتزارها یا بیابان‌ها کشیده است و چه در ترکیب‌بندی‌های نیمه انتزاعی که در آنها به نشانه‌هایی از زمین و آسمان بسنده کرده است [ مانند اثر حاضر ] و امدادیان با تسلط بر وسایل تصویری و امکانات بیانی آنها به خوبی می‌تواند نگرش خود به طبیعت ایران را به ما بقبولاند. . متن: #روئین_پاکباز* * به نقل از موریزی‌نژاد، حسن؛ هنرمندان معاصر ایران: یعقوب امدادیان؛ تندیس، ش ۱۰۴، مرداد ۱۳۸۶، ص ۶. . یعقوب امدادیان (۱۳۲۷) چشم‌انداز ۱۳۷۵ ش رنگ روغن روی بوم ۸۰ × ۸۰ سانتی‌متر مجموعه‌ی #موزه_هنرهای_معاصر_تهران @yaghoubemdadian . Yaghoub Emdadian (Iranian, 1948) Landscape 1996 Oil on canvas 80 × 80 cm The collection of TMoCA .

نمایشگاه مجازی نو به نو / اثری از یعقوب امدادیان از گنجینه موزه

 #نو_به_نو هر روز یک اثر از #گنجینه_موزه_هنرهای_معاصر_تهران . | ۱۷ | . در نقاشی #یعقوب_امدادیان، با صراحت فرم و رنگ و وسعت فضا روبه‌رو می‌شویم. #امدادیان اساساً یک منظره‌نگار است؛ اما نه در معنای متعارف آن. او طبیعت را دوست دارد، ولی صور و ابعاد آن را در هندسه‌ی خاص خود تعریف می‌کند. منشأ رویکرد او به طبیعت را شاید بتوان تجربه‌های دیداری سال‌های کودکی در چشم‌اندازهای اطراف تبریز دانست. جایی که خود را ناگهان زیر آسمان روشن و پهناور و در برابر کشتزارهای گسترده تا افق می‌یافت. شاید هم علاقه او به افق‌های رفیع از چنین تجربه‌هایی ناشی شده باشد. به هر حال مسئله فضای باز، دلمشغولی همیشگی اوست؛ چه در منظره‌هایی که از کشتزارها یا بیابان‌ها کشیده است و چه در ترکیب‌بندی‌های نیمه انتزاعی که در آنها به نشانه‌هایی از زمین و آسمان بسنده کرده است [ مانند اثر حاضر ] و امدادیان با تسلط بر وسایل تصویری و امکانات بیانی آنها به خوبی می‌تواند نگرش خود به طبیعت ایران را به ما بقبولاند. . متن: #روئین_پاکباز* * به نقل از موریزی‌نژاد، حسن؛ هنرمندان معاصر ایران: یعقوب امدادیان؛ تندیس، ش ۱۰۴، مرداد ۱۳۸۶، ص ۶. . یعقوب امدادیان (۱۳۲۷) چشم‌انداز ۱۳۷۵ ش رنگ روغن روی بوم ۸۰ × ۸۰ سانتی‌متر مجموعه‌ی #موزه_هنرهای_معاصر_تهران @yaghoubemdadian . Yaghoub Emdadian (Iranian, 1948) Landscape 1996 Oil on canvas 80 × 80 cm The collection of TMoCA .

نمایشگاه مجازی نو به نو / اثری از یعقوب امدادیان از گنجینه موزه

 #نو_به_نو هر روز یک اثر از #گنجینه_موزه_هنرهای_معاصر_تهران . | ۱۷ | . در نقاشی #یعقوب_امدادیان، با صراحت فرم و رنگ و وسعت فضا روبه‌رو می‌شویم. #امدادیان اساساً یک منظره‌نگار است؛ اما نه در معنای متعارف آن. او طبیعت را دوست دارد، ولی صور و ابعاد آن را در هندسه‌ی خاص خود تعریف می‌کند. منشأ رویکرد او به طبیعت را شاید بتوان تجربه‌های دیداری سال‌های کودکی در چشم‌اندازهای اطراف تبریز دانست. جایی که خود را ناگهان زیر آسمان روشن و پهناور و در برابر کشتزارهای گسترده تا افق می‌یافت. شاید هم علاقه او به افق‌های رفیع از چنین تجربه‌هایی ناشی شده باشد. به هر حال مسئله فضای باز، دلمشغولی همیشگی اوست؛ چه در منظره‌هایی که از کشتزارها یا بیابان‌ها کشیده است و چه در ترکیب‌بندی‌های نیمه انتزاعی که در آنها به نشانه‌هایی از زمین و آسمان بسنده کرده است [ مانند اثر حاضر ] و امدادیان با تسلط بر وسایل تصویری و امکانات بیانی آنها به خوبی می‌تواند نگرش خود به طبیعت ایران را به ما بقبولاند. . متن: #روئین_پاکباز* * به نقل از موریزی‌نژاد، حسن؛ هنرمندان معاصر ایران: یعقوب امدادیان؛ تندیس، ش ۱۰۴، مرداد ۱۳۸۶، ص ۶. . یعقوب امدادیان (۱۳۲۷) چشم‌انداز ۱۳۷۵ ش رنگ روغن روی بوم ۸۰ × ۸۰ سانتی‌متر مجموعه‌ی #موزه_هنرهای_معاصر_تهران @yaghoubemdadian . Yaghoub Emdadian (Iranian, 1948) Landscape 1996 Oil on canvas 80 × 80 cm The collection of TMoCA .

نمایشگاه مجازی نو به نو / اثری از یعقوب امدادیان از گنجینه موزه

 #نو_به_نو هر روز یک اثر از #گنجینه‌_موزه_هنرهای_معاصر_تهران . | ۱۸ | . «زمان» در آثار #کلود_مونه، نقش اساسی دارد و همانطور که #دگا به روشنی اشاره می‌کند، مونه با آثاری که از یک موضوع در زمان‌های متفاوت نقاشی کرده، فضا را به گونه‌ای عینیت داده است که گویی زمان برای لحظه‌ای متوقف شده و سپس از طریق ضربات حیاتی و خمیریِ قلم موی مونه، به ثبت رسیده است. مجموعه آثار نقاشی مونه از کلیسای جامع روئن* و یا کومه‌های علف خشک، بیشترین خصوصیت را از این منظر دارد. #مونه در پرده‌ی "منظره‌ای از اطراف ژیورنی"، پرده را به سه بخشِ کشتزار، تپه و آسمان تقسیم کرده است. هر کدام از این سه بخش توسط واسطه‌هایی با یکدیگر ارتباط می‌یابند. کومه‌های علف خشک با رنگِ گرم؛ در بالای اثر دو ردیف درختان بالای تپه با رنگ سرد، و رنگِ گرم و روشن کشتزار در جوارِ رنگِ سردِ خاکریز، یکدیگر را به خوبی پاسخ می‌گویند. این دو رنگ، یکی "گرم و روشن" و دیگری "سرد و تیره" با هم ممزوج شده‌اند و رنگی به مایه‌ی خاکستری حاصل آمده است. مونه از این خاصیت بهره برده و برای آسمانِ ابری، از رنگی با مایه‌ی خاکستری سود جُسته و پیوند لازم را میان سه قسمت پرده خلق کرده است. متن: #مهدی_حسینی . * Rouen Cathedral گرافیک: #مهدی_فدوی عکس: #مهناز_صحاف . کلود مونه منظره‌ای از اطرف ژیورنی رنگ روغن روی بوم ۸۱ * ۶۵ سانتی متر ۱۸۸۳ م مجموعه‌ی #موزه_هنرهای_معاصر_تهران . Claude Monet (French,1840 – 1926) Surroundings of Giverny (Environs de Giverny) Oil on canvas 65 x 81 cm 1883 The Collection of TMoCA

نمایشگاه مجازی نو به نو / اثری از کلود مونه از گنجینه موزه

 #نو_به_نو هر روز یک اثر از #گنجینه‌_موزه_هنرهای_معاصر_تهران . | ۱۸ | . «زمان» در آثار #کلود_مونه، نقش اساسی دارد و همانطور که #دگا به روشنی اشاره می‌کند، مونه با آثاری که از یک موضوع در زمان‌های متفاوت نقاشی کرده، فضا را به گونه‌ای عینیت داده است که گویی زمان برای لحظه‌ای متوقف شده و سپس از طریق ضربات حیاتی و خمیریِ قلم موی مونه، به ثبت رسیده است. مجموعه آثار نقاشی مونه از کلیسای جامع روئن* و یا کومه‌های علف خشک، بیشترین خصوصیت را از این منظر دارد. #مونه در پرده‌ی "منظره‌ای از اطراف ژیورنی"، پرده را به سه بخشِ کشتزار، تپه و آسمان تقسیم کرده است. هر کدام از این سه بخش توسط واسطه‌هایی با یکدیگر ارتباط می‌یابند. کومه‌های علف خشک با رنگِ گرم؛ در بالای اثر دو ردیف درختان بالای تپه با رنگ سرد، و رنگِ گرم و روشن کشتزار در جوارِ رنگِ سردِ خاکریز، یکدیگر را به خوبی پاسخ می‌گویند. این دو رنگ، یکی "گرم و روشن" و دیگری "سرد و تیره" با هم ممزوج شده‌اند و رنگی به مایه‌ی خاکستری حاصل آمده است. مونه از این خاصیت بهره برده و برای آسمانِ ابری، از رنگی با مایه‌ی خاکستری سود جُسته و پیوند لازم را میان سه قسمت پرده خلق کرده است. متن: #مهدی_حسینی . * Rouen Cathedral گرافیک: #مهدی_فدوی عکس: #مهناز_صحاف . کلود مونه منظره‌ای از اطرف ژیورنی رنگ روغن روی بوم ۸۱ * ۶۵ سانتی متر ۱۸۸۳ م مجموعه‌ی #موزه_هنرهای_معاصر_تهران . Claude Monet (French,1840 – 1926) Surroundings of Giverny (Environs de Giverny) Oil on canvas 65 x 81 cm 1883 The Collection of TMoCA

نمایشگاه مجازی نو به نو / اثری از کلود مونه از گنجینه موزه

 #نو_به_نو هر روز یک اثر از #گنجینه‌_موزه_هنرهای_معاصر_تهران . | ۲۰ | این اثر #مارک_شاگال که توجه هر بیننده ای را به خود جلب می‌کند، حس صمیمیت و همبستگی بین افراد یک خانواده را منتقل می‌کند. در این اثر یک خروس بزرگ با ابعادی نامتناسب و نگاهی خیره که در کنار یک خانواده به تصویر کشیده شده است، حس علاقه، حمایت و وفاداری این حیوان به خانواده را نشان می‌دهد. مخاطب در نگاهی اجمالی به این اثر با مشاهده‌ی هلال ماه، خروس و طلوع آفتاب، در می‌یابد که روز تازه آغاز شده است. با حضور خروس و همچنین کودک، بیننده می‌تواند این‌چنین استنباط کند که این اثر به موضوعاتی مانند تولد دوباره و بیداری اشاره دارد و هر دو را در یک نور مثبت قرار می‌دهد. #شاگال از رنگ‌های مشکی و خاکستری که در تضاد با لکه‌های زرد اشباع شده است استفاده می‌کند و این تضاد باعث می‌شود که خروس و مادر و کودک به طور ویژه‌ای در چشم بیینده ظاهر شوند. استفاده از رنگ‌های ملایم با خطوط نازک و نامنظم مثال خوبی است از مهارت وی در خلق تصویری که حس آرامشی غریبی را به بیننده القاء می‌کند، در حالی که از فرم‌ها با جسارت کامل در سوژه و موضوعات انتخابی آثارش استفاده می‌کند. گردآوری متن: #الناز_هاشم_زاده @elnazhashemzade ترجمه: #شیرین_اردیبهشتی @shirin_1356 . . گرافیک: #مهدی_فدوی @mehdifadavi59 عکس: #مهناز_صحاف @mahnazsahaf . مارک شاگال خانواده با خروس ۱۹۶۹ م لیتوگراف اندازه تصویر: ۴۴ * ۶۳ سانتی متر اندازه کاغذ: ۴۶.۵ * ۶۷.۵ سانتی متر ادیشن: VII / XXV مجموعه‌ی موزه_هنرهای_معاصر_تهران Marc Chagall (Russian-French,1887 - 1985) Family with cock 1969 Color lithograph Image sizes: 63 x 44 cm Paper sizes: 67.5 x 46.5 cm Edition: VII / XXV The Collection of TMoCA .

نمایشگاه مجازی نو به نو / اثری از مارک شاگال از گنجینه موزه

 #نو_به_نو هر روز یک اثر از #گنجینه‌_موزه_هنرهای_معاصر_تهران . | ۲۰ | این اثر #مارک_شاگال که توجه هر بیننده ای را به خود جلب می‌کند، حس صمیمیت و همبستگی بین افراد یک خانواده را منتقل می‌کند. در این اثر یک خروس بزرگ با ابعادی نامتناسب و نگاهی خیره که در کنار یک خانواده به تصویر کشیده شده است، حس علاقه، حمایت و وفاداری این حیوان به خانواده را نشان می‌دهد. مخاطب در نگاهی اجمالی به این اثر با مشاهده‌ی هلال ماه، خروس و طلوع آفتاب، در می‌یابد که روز تازه آغاز شده است. با حضور خروس و همچنین کودک، بیننده می‌تواند این‌چنین استنباط کند که این اثر به موضوعاتی مانند تولد دوباره و بیداری اشاره دارد و هر دو را در یک نور مثبت قرار می‌دهد. #شاگال از رنگ‌های مشکی و خاکستری که در تضاد با لکه‌های زرد اشباع شده است استفاده می‌کند و این تضاد باعث می‌شود که خروس و مادر و کودک به طور ویژه‌ای در چشم بیینده ظاهر شوند. استفاده از رنگ‌های ملایم با خطوط نازک و نامنظم مثال خوبی است از مهارت وی در خلق تصویری که حس آرامشی غریبی را به بیننده القاء می‌کند، در حالی که از فرم‌ها با جسارت کامل در سوژه و موضوعات انتخابی آثارش استفاده می‌کند. گردآوری متن: #الناز_هاشم_زاده @elnazhashemzade ترجمه: #شیرین_اردیبهشتی @shirin_1356 . . گرافیک: #مهدی_فدوی @mehdifadavi59 عکس: #مهناز_صحاف @mahnazsahaf . مارک شاگال خانواده با خروس ۱۹۶۹ م لیتوگراف اندازه تصویر: ۴۴ * ۶۳ سانتی متر اندازه کاغذ: ۴۶.۵ * ۶۷.۵ سانتی متر ادیشن: VII / XXV مجموعه‌ی موزه_هنرهای_معاصر_تهران Marc Chagall (Russian-French,1887 - 1985) Family with cock 1969 Color lithograph Image sizes: 63 x 44 cm Paper sizes: 67.5 x 46.5 cm Edition: VII / XXV The Collection of TMoCA .

نمایشگاه مجازی نو به نو / اثری از مارک شاگال از گنجینه موزه

. #نو_به_نو هر روز یک اثر از #گنجینه_موزه_هنرهای_معاصر_تهران | ۲۱ | طبقاتِ جدیدِ اجتماعیِ برآمده از وقایعِ اواخرِ قرنِ نوزدهم فرانسه، با ذائقه‌ی هنری و روشی متفاوت برای زندگی، پاسخ به برخی از نیازهای خود را در محل‌هایی همچون #مونمارتر یافتند که کارگرانی −غالباً زن − خون جاری در قلب تپنده‌ٔ این عرصه‌ی نوپا بودند. #لوترک در سال ۱۸۸۲ وارد پاریس شد و خیلی زود مانند بسیاری از هنرمندان، نمایش‌گر جلوه‌های این فرهنگ نو شد اما تفاوتی عمده، او را از دیگران متمایز می‌کند. او تنها تصویرگر این عرصه نبود او خود این فرهنگ را زیست و تجربه کرد. زیستی که وجه آشنای چهره‌‌ی او است، به نتیجه‌ای مهمتر در عرصه‌ی هنر انجامید. سوژه‌های لوترک در سطح خود، برگردان وضع موجودند اما در پس این سطح، نمایان‌گر بافتارِ* شکل‌گیری سوژه‌اند. توانایی‌های آکادمیک لوترک موفقیت او را در این نمایش تضمین ‌می‌کند به گونه‌ای که اهمیت بسیاری از آثار او نه در ساختار و رفتار بصری که در بیان روانشناسانه‌ و جامعه‌شناسانه‌ی آن‌ها است. . در این اثر، طره‌ٔ موی بر پیشانی، برآمده از مد روز برای آرایش موی زنان کارگر مونمارتر است که ریشه در رفتاری اشرافی در قرن‌های ۱۷ و ۱۸ میلادی دارد؛ نوعی نمایش اشرافی‌گری تصنعی که می‌توان آن را در دیگر آثار #تولوز_لوترک شناسایی کرد. مدل در میانه‌ی ترکیب‌بندی شبکه‌ای اثر قرار گرفته‌ است. روشنایی صورت و تاریکی لباس هردو در کنتراست با پس زمینه، تمرکز بر مدل را دوچندان می‌کند. از سویی کنتراست بین تنالیته‌های صورت و لباس، سبب تمرکزی چرخشی بر مدل می‌شود. لباس مدل با ضربه قلم‌هایی بلند و بدون نمایان کردن جزئیات، شکل گرفته‌ که در تقابل رفتار هنرمند با صورت است. تمرکز هنرمند بر چهره‌ی مدل است به خصوص بر روی چشمان آبی او که مشخصاً بزرگتر از حد معمول و بر خلاف چهره، رو به بیننده‌ی اثر است. نگاهی که بیننده را به مقام مخاطب می‌رساند و دعوتی است برای شناخت بیشتر از او، زمینه‌‌ی شکل‌گیری اثری از او و بازشناسی خالق اثر؛ #ژانوسِ** بزرگ مدرنیسم: "آنری دو تولوز لوترک". . . متن: #امیر_راد @amir2rad . * Context **در مورد چهره‌ی ژانوسی لوترک در کامنت اول بخوانید. #آنری_دو_تولوز_لوترک (۱۹۰۱ - ۱۸۶۴) طره‌ی مو بر پیشانی گواش روی مقوا ۵۵ * ۶۸ سانتی متر ۱۸۸۱ م مجموعه‌ی #موزه‌_هنرهای_معاصر_تهران Henri de Toulouse-Lautrec (French,1864 - 1901) Fille à l'Accroche-coeur Gouache on cardboard 68 x 55 cm 1881 The Collection of #tmoca

نمایشگاه مجازی نو به نو / اثری از تولوز لوترک از گنجینه موزه

. #نو_به_نو هر روز یک اثر از #گنجینه_موزه_هنرهای_معاصر_تهران | ۲۱ | طبقاتِ جدیدِ اجتماعیِ برآمده از وقایعِ اواخرِ قرنِ نوزدهم فرانسه، با ذائقه‌ی هنری و روشی متفاوت برای زندگی، پاسخ به برخی از نیازهای خود را در محل‌هایی همچون #مونمارتر یافتند که کارگرانی −غالباً زن − خون جاری در قلب تپنده‌ٔ این عرصه‌ی نوپا بودند. #لوترک در سال ۱۸۸۲ وارد پاریس شد و خیلی زود مانند بسیاری از هنرمندان، نمایش‌گر جلوه‌های این فرهنگ نو شد اما تفاوتی عمده، او را از دیگران متمایز می‌کند. او تنها تصویرگر این عرصه نبود او خود این فرهنگ را زیست و تجربه کرد. زیستی که وجه آشنای چهره‌‌ی او است، به نتیجه‌ای مهمتر در عرصه‌ی هنر انجامید. سوژه‌های لوترک در سطح خود، برگردان وضع موجودند اما در پس این سطح، نمایان‌گر بافتارِ* شکل‌گیری سوژه‌اند. توانایی‌های آکادمیک لوترک موفقیت او را در این نمایش تضمین ‌می‌کند به گونه‌ای که اهمیت بسیاری از آثار او نه در ساختار و رفتار بصری که در بیان روانشناسانه‌ و جامعه‌شناسانه‌ی آن‌ها است. . در این اثر، طره‌ٔ موی بر پیشانی، برآمده از مد روز برای آرایش موی زنان کارگر مونمارتر است که ریشه در رفتاری اشرافی در قرن‌های ۱۷ و ۱۸ میلادی دارد؛ نوعی نمایش اشرافی‌گری تصنعی که می‌توان آن را در دیگر آثار #تولوز_لوترک شناسایی کرد. مدل در میانه‌ی ترکیب‌بندی شبکه‌ای اثر قرار گرفته‌ است. روشنایی صورت و تاریکی لباس هردو در کنتراست با پس زمینه، تمرکز بر مدل را دوچندان می‌کند. از سویی کنتراست بین تنالیته‌های صورت و لباس، سبب تمرکزی چرخشی بر مدل می‌شود. لباس مدل با ضربه قلم‌هایی بلند و بدون نمایان کردن جزئیات، شکل گرفته‌ که در تقابل رفتار هنرمند با صورت است. تمرکز هنرمند بر چهره‌ی مدل است به خصوص بر روی چشمان آبی او که مشخصاً بزرگتر از حد معمول و بر خلاف چهره، رو به بیننده‌ی اثر است. نگاهی که بیننده را به مقام مخاطب می‌رساند و دعوتی است برای شناخت بیشتر از او، زمینه‌‌ی شکل‌گیری اثری از او و بازشناسی خالق اثر؛ #ژانوسِ** بزرگ مدرنیسم: "آنری دو تولوز لوترک". . . متن: #امیر_راد @amir2rad . * Context **در مورد چهره‌ی ژانوسی لوترک در کامنت اول بخوانید. #آنری_دو_تولوز_لوترک (۱۹۰۱ - ۱۸۶۴) طره‌ی مو بر پیشانی گواش روی مقوا ۵۵ * ۶۸ سانتی متر ۱۸۸۱ م مجموعه‌ی #موزه‌_هنرهای_معاصر_تهران Henri de Toulouse-Lautrec (French,1864 - 1901) Fille à l'Accroche-coeur Gouache on cardboard 68 x 55 cm 1881 The Collection of #tmoca

نمایشگاه مجازی نو به نو / اثری از تولوز لوترک از گنجینه موزه

 #نو_به_نو هر روز یک اثر از #گنجینه_موزه_هنرهای_معاصر_تهران | ٢٢ | #روی_لیکتن‌_استاین پرچمدار اصلی #هنر_پاپ بود و با تقلید و اقتباس از تصاویر رسانه‌ها، قلمروی اساسی این هنر را تعریف کرد. منبع الهام او تصاویر کارتونی، داستان‌های مصور یا #کمیک_استریپ بود که وی آن‌ها را در ابعاد بزرگ با استفاده از رنگ‌های اصلی، خطوط نواری و سطوح نقطه‌ای همراه با نوشتارهایی مهیج بازآفرینی می‌کرد. #استاین در این فرآیند کیفیت زیبایی‌شناختی این تصاویر را ارتقاء بخشیده و با تاکید بر محتوای سرد و بدون احساس آن‌ها، قدرت مفهومی و کنایه‌ای آنها را نیز عیان ساخت. نکته اساسی در تصویرگری مکانیکی و اقتباسی #لیکتن‌_استاین، همین پارادوکس موجود بین محتوای احساسی و تکنیک تصنعی و بی‌احساس این نوع نقاشی است. او می‌اندیشید که چگونه شیوه‌ی تصویرگری در این رسانه، از تصویری به غایت احساسی، احساس‌زدایی ‌می‌کند. بارزترین جلوه این تضاد تکنیک و محتوا، در کارهای سری جنگ و نظامی‌گری او مشهود است. یک نمونه از این سری، تابلوی #براتاتا است. نام اثر نوشته‌ی بسیار بزرگی است که به شکل موجی در مرکز تابلو درج شده و به صدای شلیک و نه تصویر آن، اشاره دارد. در واقع هنرمند صدا را نوشته، نوشته را نقاشی کرده و نقاشی را همانند چاپ در مجلات، به شکل کاملاً مکانیکی تولید نموده است. این واژه‌های متحرک در ترکیب با دیگر عناصر، انرژی بصری فوق‌العاده‌ای را در سراسر تابلو پدید آورده‌اند تا هیجان در داستان‌سرایی خیالی، به نهایت خود برسد. این هیجان، اما هیچ سویه‌ی #ایدئولوژیک یا میهن‌پرستانه ندارد، چراکه مشخص نیست شلیک از سوی نیروهای خودی است یا دشمن. در قسمت بالای تابلو، به‌روی زمینه‌ی زرد، عباراتی رزمی ظاهراً از زبان خلبان هواپیما درج شده است؛ "اشتباه خودشان بود… چون هدف‌های دیگری به من داد تا بهش شلیک کنم ...". در ورای نگاه متمرکز خلبان، هواپیمایی دیده می‌شود که ظاهراً هدف اصابت موشک قرار گرفته و در شرف سقوط است. هیچ توضیحی در مورد طرفین این نبرد و یا علت و نتیجه آن وجود ندارد و همین امر باعث تاکید اثر بر مفهوم مستقل و انتزاعی نظامی‌گری می‌شود. لیکتن‌استاین این کیفیت انتزاعی را نقد غیرسیاسی #میلیتاریسم، صرفاً از منظر هیجانات رسانه‌ای آن ارزیابی می‌کند: "قصد من این بود که تجاوزگری نظامی را به صورت امری پوچ و ابزورد مطرح سازم. نظر من این است که سیاست خارجی ما در بسیاری موارد وحشتناک است، اگرچه کار من بیشتر راجع‌ به روش‌های ارائه تصاویر و ارتباطات بصری است". . متن: #علیرضا_سمیع_آذر

نمایشگاه مجازی نو به نو / اثری از روی لیکنن استاین از گنجینه موزه

 #نو_به_نو هر روز یک اثر از #گنجینه_موزه_هنرهای_معاصر_تهران | ۲۳ | . #کاوه_گلستان در روز سیزدهم فروردین از بین ما رفت. از این رو پروژه‌ی "نو به نو" را برای امروز به اثری از او اختصاص دادیم. . هر عكسى سه داستان دارد. يكم داستانِ سوژه است، همان كه در نخستين نگاه به يك عكس ديده مى‌شود. دوم داستانِ عكاس است كه آن را مى‌توان همچون زير نويسى بر يك عكس دانست و در خلالِ گفت و گو با عكاس مشخص مى‌شود و سوم داستانى ست كه از رابطه‌ى عكاس و سوژه ناشى مى‌شود و ديدنش به بازبينى و تأملِ دوباره‌ى يك عكس نياز دارد. . عكس‌هاى كاوه گلستان اغلب نوعِ سومِ اين داستان‌ها را روايت مى‌كنند. داستانى كه هم بيانگرِ حقيقتِ ماجرا ست (حقيقتى اجتماعى كه از چشمِ عموم پنهان مانده است) و هم پرده از چگونگىِ پيدايشِ عكس برمى‌دارد. داستانى كه بر اثرِ همكارىِ آگاهانه و واقعىِ انسان‌هاى درونِ عكس با هم و با عكاس و با بيننده‌ى نهايىِ عكس شكل مى‌گيرد. داستانى با اين محتوا كه "به من نگاه کن. تو از من توقعى دارى و چیزی می‌خواهی. من اینجا هستم و بى آنکه وقتمان را هدر دهم، چشمانم را به تو‌ دوخته‌ام. باور كن! وقتی چشم در چشم هم می‌شویم، حقیقت زبان می‌گشاید." . متن: #حسن_غفاری @hasanghafari . گرافیک: #مهدی_فدوی @mehdifadavi59 عکس: #مهناز_صحاف . . کاوه گلستان کارگر تبریزی ۱۳۵۴ ش عکس‌ رنگی مجموعه‌ #موزه_هنرهای_معاصر_تهران . Kaveh Golestan Tabrizi worker 1975 Color photo The collection of #tmoca .

نمایشگاه مجازی نو به نو / اثری ازکاوه گلستان از گنجینه موزه

 #نو_به_نو هر روز یک اثر از #گنجینه_موزه_هنرهای_معاصر_تهران | ۲۴ | #ایساکو_یاناهارا (۱۹۱۸ - ۱۹۸۹) استاد فلسفه در ژاپن بود. او متخصص در اندیشه‌های #ژان_پل_سارتر، ادموند چارلز جنت و #آلبر_کامو بود و کتاب "غریبه" #کامو را به زبان ژاپنی ترجمه کرد. #یاناهارا در سال ۱۹۵۵ برای اولین بار #آلبرتو_جاکومتی را در پاریس ملاقات کرد و در سال ۱۹۵۶ چندین بار مدل نقاشی جاکومتی شد. او در تابستان سال های ۱۹۵۷ - ۱۹۵۹ - ۱۹۶۰ - ۱۹۶۱ که در فرانسه اقامت داشت نیز مدل نقاشی‌های جاکومتی شده بود. . در سال ۱۹۶۱ در مجله‌ی Derrière le miroir مقالاتی درباره‌ی مدت زمان‌های طولانی که #یاناهارا به عنوان مدل در مقابل دیدگان جاکومتی می‌نشست، نوشته شد. کار روی #پرتره_یاناهارا #جاکومتی را قادر ساخت تا بررسی‌هایش راجع به این مسئله که "فرم سر انسان بایستی طوری دقیق طراحی شود که در پایان کار شبیه خود مدل باشد" محدود کند. استودیوی این هنرمند در پاریس، محلی که یاناهارا در آنجا نشست و مدل جاکومتی شد، در این اثر نقاشی به کمک خطوطی در بالا و کناره‌های تابلو، قابل تشخیص است، بدون اینکه هنرمند بخواهد مخاطب را بیهود وارد جزئیاتِ محلِ خلق اثر کند. توجه روی مدل متمرکز است: محصور در تغییر رنگهای مجدد (روشی است که جاکومتی از آن استفاده می کرد). طرح‌های اولیه‌ی این پیکره در زیر شبحی از طرح نهایی مدل مشاهده می‌شود. کاملا مشخص است که پرتره چندین بار توسط جاکومتی ترسیم شده و او هنگامی که روی این پرتره کار می‌کرده، اندازه‌ی پرتره بویژه اندازه‌ی سر، کوچک شده است. این نمونه‌ی بارزی برای پرتره‌های کشیده شده توسط جاکومتی، به ویژه مجموعه پرتره‌های یاناهارا است. او گفته است: "ما تمام روز را کار می‌کردیم که تا غروب یک نقاشی به پایان برسد. هر چه بیشتر کار می‌کردیم بیشتر ناپدید می‌شد." . متن: سایت بنیاد جاکومتی . ترجمه: #شیرین_اردیبهشتی @shordibeheshti گرافیک: #مهدی_فدوی @mehdifadavi59 عکس: #مهناز_صحاف . آلبرتو جاکومتی پرتره یاناهارا ۱۹۶۰ م ترکیب مواد روی بوم ۸۳ × ۸۴ سانتی‌متر مجموعه‌ ی #موزه_هنرهای_معاصر_تهران . Alberto Giacometti (Swiss, 1901 - 1966) Portrait of Yanahara 1960 Mixed media on canvas The collection of #tmoca .

نمایشگاه مجازی نو به نو / اثری از آلبرتو جاکومتی از گنجینه موزه

 #نو_به_نو هر روز یک اثر از #گنجینه_موزه_هنرهای_معاصر_تهران | ۲۴ | #ایساکو_یاناهارا (۱۹۱۸ - ۱۹۸۹) استاد فلسفه در ژاپن بود. او متخصص در اندیشه‌های #ژان_پل_سارتر، ادموند چارلز جنت و #آلبر_کامو بود و کتاب "غریبه" #کامو را به زبان ژاپنی ترجمه کرد. #یاناهارا در سال ۱۹۵۵ برای اولین بار #آلبرتو_جاکومتی را در پاریس ملاقات کرد و در سال ۱۹۵۶ چندین بار مدل نقاشی جاکومتی شد. او در تابستان سال های ۱۹۵۷ - ۱۹۵۹ - ۱۹۶۰ - ۱۹۶۱ که در فرانسه اقامت داشت نیز مدل نقاشی‌های جاکومتی شده بود. . در سال ۱۹۶۱ در مجله‌ی Derrière le miroir مقالاتی درباره‌ی مدت زمان‌های طولانی که #یاناهارا به عنوان مدل در مقابل دیدگان جاکومتی می‌نشست، نوشته شد. کار روی #پرتره_یاناهارا #جاکومتی را قادر ساخت تا بررسی‌هایش راجع به این مسئله که "فرم سر انسان بایستی طوری دقیق طراحی شود که در پایان کار شبیه خود مدل باشد" محدود کند. استودیوی این هنرمند در پاریس، محلی که یاناهارا در آنجا نشست و مدل جاکومتی شد، در این اثر نقاشی به کمک خطوطی در بالا و کناره‌های تابلو، قابل تشخیص است، بدون اینکه هنرمند بخواهد مخاطب را بیهود وارد جزئیاتِ محلِ خلق اثر کند. توجه روی مدل متمرکز است: محصور در تغییر رنگهای مجدد (روشی است که جاکومتی از آن استفاده می کرد). طرح‌های اولیه‌ی این پیکره در زیر شبحی از طرح نهایی مدل مشاهده می‌شود. کاملا مشخص است که پرتره چندین بار توسط جاکومتی ترسیم شده و او هنگامی که روی این پرتره کار می‌کرده، اندازه‌ی پرتره بویژه اندازه‌ی سر، کوچک شده است. این نمونه‌ی بارزی برای پرتره‌های کشیده شده توسط جاکومتی، به ویژه مجموعه پرتره‌های یاناهارا است. او گفته است: "ما تمام روز را کار می‌کردیم که تا غروب یک نقاشی به پایان برسد. هر چه بیشتر کار می‌کردیم بیشتر ناپدید می‌شد." . متن: سایت بنیاد جاکومتی . ترجمه: #شیرین_اردیبهشتی @shordibeheshti گرافیک: #مهدی_فدوی @mehdifadavi59 عکس: #مهناز_صحاف . آلبرتو جاکومتی پرتره یاناهارا ۱۹۶۰ م ترکیب مواد روی بوم ۸۳ × ۸۴ سانتی‌متر مجموعه‌ ی #موزه_هنرهای_معاصر_تهران . Alberto Giacometti (Swiss, 1901 - 1966) Portrait of Yanahara 1960 Mixed media on canvas The collection of #tmoca .

نمایشگاه مجازی نو به نو / اثری از آلبرتو جاکومتی از گنجینه موزه

 #نو_به_نو هر روز یک اثر از #گنجینه_موزه_هنرهای_معاصر_تهران | ۲۴ | #ایساکو_یاناهارا (۱۹۱۸ - ۱۹۸۹) استاد فلسفه در ژاپن بود. او متخصص در اندیشه‌های #ژان_پل_سارتر، ادموند چارلز جنت و #آلبر_کامو بود و کتاب "غریبه" #کامو را به زبان ژاپنی ترجمه کرد. #یاناهارا در سال ۱۹۵۵ برای اولین بار #آلبرتو_جاکومتی را در پاریس ملاقات کرد و در سال ۱۹۵۶ چندین بار مدل نقاشی جاکومتی شد. او در تابستان سال های ۱۹۵۷ - ۱۹۵۹ - ۱۹۶۰ - ۱۹۶۱ که در فرانسه اقامت داشت نیز مدل نقاشی‌های جاکومتی شده بود. . در سال ۱۹۶۱ در مجله‌ی Derrière le miroir مقالاتی درباره‌ی مدت زمان‌های طولانی که #یاناهارا به عنوان مدل در مقابل دیدگان جاکومتی می‌نشست، نوشته شد. کار روی #پرتره_یاناهارا #جاکومتی را قادر ساخت تا بررسی‌هایش راجع به این مسئله که "فرم سر انسان بایستی طوری دقیق طراحی شود که در پایان کار شبیه خود مدل باشد" محدود کند. استودیوی این هنرمند در پاریس، محلی که یاناهارا در آنجا نشست و مدل جاکومتی شد، در این اثر نقاشی به کمک خطوطی در بالا و کناره‌های تابلو، قابل تشخیص است، بدون اینکه هنرمند بخواهد مخاطب را بیهود وارد جزئیاتِ محلِ خلق اثر کند. توجه روی مدل متمرکز است: محصور در تغییر رنگهای مجدد (روشی است که جاکومتی از آن استفاده می کرد). طرح‌های اولیه‌ی این پیکره در زیر شبحی از طرح نهایی مدل مشاهده می‌شود. کاملا مشخص است که پرتره چندین بار توسط جاکومتی ترسیم شده و او هنگامی که روی این پرتره کار می‌کرده، اندازه‌ی پرتره بویژه اندازه‌ی سر، کوچک شده است. این نمونه‌ی بارزی برای پرتره‌های کشیده شده توسط جاکومتی، به ویژه مجموعه پرتره‌های یاناهارا است. او گفته است: "ما تمام روز را کار می‌کردیم که تا غروب یک نقاشی به پایان برسد. هر چه بیشتر کار می‌کردیم بیشتر ناپدید می‌شد." . متن: سایت بنیاد جاکومتی . ترجمه: #شیرین_اردیبهشتی @shordibeheshti گرافیک: #مهدی_فدوی @mehdifadavi59 عکس: #مهناز_صحاف . آلبرتو جاکومتی پرتره یاناهارا ۱۹۶۰ م ترکیب مواد روی بوم ۸۳ × ۸۴ سانتی‌متر مجموعه‌ ی #موزه_هنرهای_معاصر_تهران . Alberto Giacometti (Swiss, 1901 - 1966) Portrait of Yanahara 1960 Mixed media on canvas The collection of #tmoca .

نمایشگاه مجازی نو به نو / اثری از آلبرتو جاکومتی از گنجینه موزه

 

 #نو_به_نو هر روز یک اثر از #گنجینه_موزه_هنرهای_معاصر_تهران | ۲۵ | #هنر_مدرن_ایرانی در اواخر دهه‌ی سی پدیدار گشت و دغدغه‌ی هنرمندان بوجود آوردن هنر معاصری بود که منعکس‌کننده‌ی هویت ملی باشد. این جریان تازه در هنرهای دیداری، بن‌مایه و اصول خود را پیرامون مسأله‌ی بازخوانی هویت در میان هنرهای عامیانه و مذهبی و زیبایی‌شناسی #نمادهای_شیعی جستجو ‌می‌کرد. در نهایت در مسیر شکل‌گیری #مدرنیسم_ایرانی، #جنبش_سقاخانه متولد شد که به تاثیرگذارترین جریان آوانگارد در #هنر_نوگرای_ایران بدل گردید. . بی‌شک، مجموعه آثار سقاخانه‌ای که #حسین_زنده‌_رودی در این دوره با ترکیب خوشنویسی، نقوش مذهبی و طلسم‌ها خلق کرد، جزو اصلی‌ترین دستاوردهای این جنبش هنری به حساب می‌آیند. اثر حاضر آشکارا گرایش هنرمند را در بازگشت به سنت‌های تصویری عامیانه-مذهبی، با تاکیدی بر مضمون نهان‌بودگی معنا در #طلسم‌ها و ایجاد فضایی رمزگونه و نمادین نشان می‌دهد. در این تابلو بدن بی‌سر و دست و پا، پرشده از انواع خطوط مختلف، نقوش ظریف طلسم‌ها با جداول اعداد و تقسیمات هندسی؛ برداشتی انتزاعی از لباس‌های منقوش دوره صفوی (خفقان یا #خفتان) که دلاوران آنرا زیر زره آهنی (در هنگامه جنگ) برای محافظت و یا آمرزیده شدن پس از مرگ می‌پوشیدند. . . اثر پیش رو نمونه‌ای ممتاز از رویکرد انتزاعی هنرمند در بکارگیری اعداد و نوشتار در جهت خلقی فرمالیستی است. در اینجا خطوط، هندسه‌ای نظام‌یافته دارند، اما کلمات و حروف زمینه تابلو آگاهانه «بد نویسی» (در تضاد با خوش‌نویسی) شده‌اند. انتخاب رنگ‌های سرخ، سبز، لاجوردی و اخرایی درکنار نقشمایه‌های ریزی که با مرکب مشکی قلمگیری شده‌اند، بافتاری بهم پیوسته را در سطح کار ایجاد کرده است. این ترکیب‌بندی رنگارنگ یادآور رنگ‌های ماه‌های عزاداری و تزيینات تکایا، پرچم‌ها و علم‌های عاشورایی است. در اینجا تکرار اشکال و حروف از معنا تهی‌شده در جای جای اثر، نشانی از تحولات اندیشه‌‌ورزی ذهن سیال #زنده‌_رودی در حرکت از سنت خوشنویسی به سمت نوعی «لتریسم» یا حروف‌نگاری به‌شمار می‌آید و مخاطب را با نمونه‌ای منحصربفرد‌ از نقاشی انتزاعی با کاربستی نوسنت‌گرایانه در کالبد "مدرنیسم ایرانیزه شده" روبرو می‌کند. . متن: #کیانوش_معتقدی @kianooshart . گرافیک: #مهدی_فدوی @mehdifadavi59 عکس: #مهناز_صحاف . . حسین زنده رودی (۱۳۱۶) نام اثر: FK+Y-B42 ١٣٤١ ش رنگدانه گیاهی روی کاغذ، كشيده شده روی تخته ۱۲۰ × ۸۰ سانتی‌متر مجموعه #موزه_هنرهای_معاصر_تهران

نمایشگاه مجازی نو به نو / اثری از حسین زنده‌رودی از گنجینه موزه

 #نو_به_نو هر روز یک اثر از #گنجینه_موزه_هنرهای_معاصر_تهران | ٢۶ | بین سال های ۱۹۴۶ تا ۱۹۴۹ میلادی، #ویلم_دکونینگ، مجموعه‌ای از آثار نه چندان بزرگ نقاشی کرد که رنگ غالب آن، سیاه رنگین، نخودی و سفید خاکستری است. این نقاشی‌ها که یادآور نقاشی‌های سیاه #فرانسیس_گویا، در سال‌های پایان عمرش است، عنوان‌های خاصی مانند: "جمعه‌ی سیاه"، "میدان شب" و "سیاه بی‌عنوان" دارند و فقط در یک دوره از دوره‌های متنوع آثار #دکونینگ پدیدار گشتند. اثر پیش رو که از همین مجموعه است، #نور_در_آگوست نام دارد و در سال ۱۹۴۶ متأثر از رمانی با همین نام که #ویلیام_فاکنر در سال ۱۹۳۲ نوشته بود، خلق شده است. در این اثر و دیگر آثار این دوره، جدایی متن از زمینه و یا بالعکس و همچنین افتراق میان سیاه و سفید امکان پذیر نیست. سیاه و سفید مانند هر پاراگراف از رمان #فاکنر به هم پیوسته است و مانند شیوه‌ی نگارش او یکدیگر را در بر گرفته‌اند. نتیجه، تأثیر متقابل نیروهاست که پویایی اثر را به چالش می‌کشد. با وجود عنوان مشترک این پرده و رمان فاکنر، این اثر هیچ پیام روایی به همراه ندارد. موضوعی که شامل تمام پرده‌های این مجموعه (۴۹ - ۱۳۴۶) می‌شود. متن: #مهدی_حسینی . گرافیک: #مهدی_فدوی عکس: #مهناز_صحاف . . ویلم دکونینگ نور در آگوست رنگ روغن و لعابی روی بوم ۱۰۵.۵ × ۱۴۰ سانتی متر ۱۹۴۶م مجموعه‌ی #موزه_هنرهای_معاصر_تهران Willem de Kooning (Dutch-American,1904–1997) Light in August Oil & enamel on canvas 140 x 105.5 cm 1946 The Collection of #tmoca

نمایشگاه مجازی نو به نو / اثری از ویلم دکونینگ از گنجینه موزه

 #نو_به_نو هر روز یک اثر از #گنجینه_موزه_هنرهای_معاصر_تهران | ٢۶ | بین سال های ۱۹۴۶ تا ۱۹۴۹ میلادی، #ویلم_دکونینگ، مجموعه‌ای از آثار نه چندان بزرگ نقاشی کرد که رنگ غالب آن، سیاه رنگین، نخودی و سفید خاکستری است. این نقاشی‌ها که یادآور نقاشی‌های سیاه #فرانسیس_گویا، در سال‌های پایان عمرش است، عنوان‌های خاصی مانند: "جمعه‌ی سیاه"، "میدان شب" و "سیاه بی‌عنوان" دارند و فقط در یک دوره از دوره‌های متنوع آثار #دکونینگ پدیدار گشتند. اثر پیش رو که از همین مجموعه است، #نور_در_آگوست نام دارد و در سال ۱۹۴۶ متأثر از رمانی با همین نام که #ویلیام_فاکنر در سال ۱۹۳۲ نوشته بود، خلق شده است. در این اثر و دیگر آثار این دوره، جدایی متن از زمینه و یا بالعکس و همچنین افتراق میان سیاه و سفید امکان پذیر نیست. سیاه و سفید مانند هر پاراگراف از رمان #فاکنر به هم پیوسته است و مانند شیوه‌ی نگارش او یکدیگر را در بر گرفته‌اند. نتیجه، تأثیر متقابل نیروهاست که پویایی اثر را به چالش می‌کشد. با وجود عنوان مشترک این پرده و رمان فاکنر، این اثر هیچ پیام روایی به همراه ندارد. موضوعی که شامل تمام پرده‌های این مجموعه (۴۹ - ۱۳۴۶) می‌شود. متن: #مهدی_حسینی . گرافیک: #مهدی_فدوی عکس: #مهناز_صحاف . . ویلم دکونینگ نور در آگوست رنگ روغن و لعابی روی بوم ۱۰۵.۵ × ۱۴۰ سانتی متر ۱۹۴۶م مجموعه‌ی #موزه_هنرهای_معاصر_تهران Willem de Kooning (Dutch-American,1904–1997) Light in August Oil & enamel on canvas 140 x 105.5 cm 1946 The Collection of #tmoca

نمایشگاه مجازی نو به نو / اثری از ویلم دکونینگ از گنجینه موزه

 #نو_به_نو هر روز یک اثر از #گنجینه_موزه_هنرهای_معاصر_تهران | ۲۷ | #پروانه_اعتمادی در طول بیش از پنج دهه‌ فعالیت، همواره به اکتشاف و چالش در مادیت مواد کارش حساسیت بالایی نشان دادهاست. او در پی جستجوی هویت محلی خود، عامدانه بوم نقاشی را که برایش معنای نقاشی مذهبی غربی را تداعی می کند کنار زده و به ماده‌ای ساده و پیشاتاریخی برای نقاشی یعنی رنگ و گچ و سیمان دست می‌زند. در واقع صلبیت نقاشی‌های سیمانی او، بریده‌ای از نقاشی روی دیوارهای غار و بَعد تر حکاکی بناهای تاریخی و نقاشی‌های روی دیوار کاخ‌ها را برایمان یادآور می‌شود. برخورد #اعتمادی با موضوع نقاشی در دهه ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ به بازنمایی استیلیزه شده‌ی موضوع و حذف تمرکز دارد. در این دوره او با پالت محدود رنگی و حذف همه حواشی و اطراف یک موضوع، سوژه را در مرکز توجه مطلق بیینده قرار می‌دهد. خراش‌های سطحی روی سطح زبر و خشن سیمان، طراحیِ محیطیِ کار را سبب می‌شوند و در ادامه، رنگ‌گذاری و ایجاد سایه‌های محدود، اتمسفر لطیف شاعرانه‌ای در کار ایجاد می‌کنند. در اثر پیش رو، فضا مطلق به گلدان و سه فرم ارگانیک میوه‌وار واگذار شده اما ایجاد خط افقی که میز را می‌سازد و سایه‌ی گلدان در کنار فرم‌های نارنجی رنگ سبب شده که همه‌ی عناصر در جای خود اتکا دارند و در بی‌فضایی معلق نیستند. این لحظه که نقاش آن را همیشگی کرده لحظه‌ای است انسانی، بی‌مکان، بی زمان و ابدی. . متن: #علی_بختیاری @alibakhtiari85 گرافیک: #مهدی_فدوی عکس: #مهناز_صحاف . . پروانه اعتمادی (۱۳۲۶) بدون عنوان ۱۳۵۳ ش سیمان، چسب چوب و رنگ روغن روی چوب ۶۰ × ۶۰ سانتی‌متر مجموعه‌ی #موزه_هنرهای_معاصر_تهران . Parvaneh Etemadi (Iranian, 1947) Untitled 1974 Cement, glue stick and oil on wood 60 × 60 cm

نمایشگاه مجازی نو به نو / اثری از پروانه اعتمادی از گنجینه موزه

.. #نو_به_نو هر روز یک اثر از #گنجینه_موزه_هنرهای_معاصر_تهران | ۲۸ | بازگشت به خویشتن را شاید بتوان یکی از مهمترین دغدغه‌های جریان روشنفکری ایران از جنبش مشروطه تاکنون دانست. در دهه‌های سی و چهل شمسی، تعداد قابل توجهی از هنرمندان سعی در خلق اثر بر مبنای همین اندیشه داشتند و در نتیجه آثاری آفریدند که در برخی موارد، در زمره‌ی شاهکارهای هنر مدرن و پاپ ایرانی است. بی‌شک اعضای #جنبش_سقاخانه متشخص‌ترین جریان هنری مدرن ایران را شکل دادند و با استفاده از عناصر بصری هنرهای تزئینی ایران، جلوه‌هایی ناب را به تاریخ هنر کشورمان افزودند. در این بین، #مسعود_عربشاهی متفاوت‌ترین هنرمند این جنبش است؛ در حالی که سایر اعضاء، اغلب از خط، اعداد، طلسمات و عناصر مذهبی و بصری هنر قاجار در آثار خود بهره می‌بردند، #عربشاهی مشغول کنکاش و پَرسه در پستوهای هنر دیداری ایرانِ قبل از اسلام بود. آشناییِ اصیل او با تاریخ، نماد و اسطوره‌های ایرانِ باستان، او را نه تنها در بین اعضای جنبش #سقاخانه، بلکه در بین تمام هنرمندان معاصر ایران جایگاهی ویژه بخشید. اثری که پیش روی شما است، متعلق به یکی از درخشان‌ترین دوره های کاری هنرمند است که جهان‌بینی، تکنیک و دانش معماری او، تصویری رمزگونه و مجرد به مخاطب می‌نمایاند؛ گویی ما را به اعماق تاریخِ نادیده‌ی سرزمینی می‌برد که غبار بی‌مهری و فراموشی سال‌هاست آن را از دیدگان ما پوشیده است. بکارگیری رنگ تیره در پس‌زمینه و رنگ طلایی از زایشی ققنوس وار در بستر تاریخی کهن حکایت می‌کند. اثر چون نقشه‌ای از دیرینِ تاریخِ تمدنیِ شهری است که ایهام گونه و نمادگرایانه - بدون آن که بیننده را وارد جزئیات کند - سعی دارد ما را به سفری بصری میهمان کند؛ گویی سر آن دارد که با بانگی خاموش، پرده‌دری کند از آن چه که از نهفتن آن دیگه سینه به جوش آمده است* و مخاطب را فرامی‌خواند که به شیوه‌ی کشف و شهود، به درک آن نائل شود. متن: #احسان_آقایی @eaghaei * به بانگ چنگ بگوییم آن حکایت ها که از نهفتن آن دیگ سینه می زد جوش (حافظ) . گرافیک: #مهدی_فدوی عکس: #مهناز_صحاف . مسعود عربشاهی (۱۳۹۸ - ۱۳۱۴) بدون عنوان ۱۳۴۴ ش ترکیب مواد روی بوم ۸۵ × ۱۰۰ سانتی‌متر مجموعه‌ی #موزه_هنرهای_معاصر_تهران . Masoud Arabshahi (Iranian, 1935 - 2019) Untitled 1965 Mixed media on canvas 85 × 100 cm The collection of #tmoca . .

نمایشگاه مجازی نو به نو / اثری از مسعود عربشاهی از گنجینه موزه

.. #نو_به_نو هر روز یک اثر از #گنجینه_موزه_هنرهای_معاصر_تهران | ۲۸ | بازگشت به خویشتن را شاید بتوان یکی از مهمترین دغدغه‌های جریان روشنفکری ایران از جنبش مشروطه تاکنون دانست. در دهه‌های سی و چهل شمسی، تعداد قابل توجهی از هنرمندان سعی در خلق اثر بر مبنای همین اندیشه داشتند و در نتیجه آثاری آفریدند که در برخی موارد، در زمره‌ی شاهکارهای هنر مدرن و پاپ ایرانی است. بی‌شک اعضای #جنبش_سقاخانه متشخص‌ترین جریان هنری مدرن ایران را شکل دادند و با استفاده از عناصر بصری هنرهای تزئینی ایران، جلوه‌هایی ناب را به تاریخ هنر کشورمان افزودند. در این بین، #مسعود_عربشاهی متفاوت‌ترین هنرمند این جنبش است؛ در حالی که سایر اعضاء، اغلب از خط، اعداد، طلسمات و عناصر مذهبی و بصری هنر قاجار در آثار خود بهره می‌بردند، #عربشاهی مشغول کنکاش و پَرسه در پستوهای هنر دیداری ایرانِ قبل از اسلام بود. آشناییِ اصیل او با تاریخ، نماد و اسطوره‌های ایرانِ باستان، او را نه تنها در بین اعضای جنبش #سقاخانه، بلکه در بین تمام هنرمندان معاصر ایران جایگاهی ویژه بخشید. اثری که پیش روی شما است، متعلق به یکی از درخشان‌ترین دوره های کاری هنرمند است که جهان‌بینی، تکنیک و دانش معماری او، تصویری رمزگونه و مجرد به مخاطب می‌نمایاند؛ گویی ما را به اعماق تاریخِ نادیده‌ی سرزمینی می‌برد که غبار بی‌مهری و فراموشی سال‌هاست آن را از دیدگان ما پوشیده است. بکارگیری رنگ تیره در پس‌زمینه و رنگ طلایی از زایشی ققنوس وار در بستر تاریخی کهن حکایت می‌کند. اثر چون نقشه‌ای از دیرینِ تاریخِ تمدنیِ شهری است که ایهام گونه و نمادگرایانه - بدون آن که بیننده را وارد جزئیات کند - سعی دارد ما را به سفری بصری میهمان کند؛ گویی سر آن دارد که با بانگی خاموش، پرده‌دری کند از آن چه که از نهفتن آن دیگه سینه به جوش آمده است* و مخاطب را فرامی‌خواند که به شیوه‌ی کشف و شهود، به درک آن نائل شود. متن: #احسان_آقایی @eaghaei * به بانگ چنگ بگوییم آن حکایت ها که از نهفتن آن دیگ سینه می زد جوش (حافظ) . گرافیک: #مهدی_فدوی عکس: #مهناز_صحاف . مسعود عربشاهی (۱۳۹۸ - ۱۳۱۴) بدون عنوان ۱۳۴۴ ش ترکیب مواد روی بوم ۸۵ × ۱۰۰ سانتی‌متر مجموعه‌ی #موزه_هنرهای_معاصر_تهران . Masoud Arabshahi (Iranian, 1935 - 2019) Untitled 1965 Mixed media on canvas 85 × 100 cm The collection of #tmoca . .

نمایشگاه مجازی نو به نو / اثری از مسعود عربشاهی از گنجینه موزه

.. #نو_به_نو هر روز یک اثر از #گنجینه_موزه_هنرهای_معاصر_تهران | ۲۸ | بازگشت به خویشتن را شاید بتوان یکی از مهمترین دغدغه‌های جریان روشنفکری ایران از جنبش مشروطه تاکنون دانست. در دهه‌های سی و چهل شمسی، تعداد قابل توجهی از هنرمندان سعی در خلق اثر بر مبنای همین اندیشه داشتند و در نتیجه آثاری آفریدند که در برخی موارد، در زمره‌ی شاهکارهای هنر مدرن و پاپ ایرانی است. بی‌شک اعضای #جنبش_سقاخانه متشخص‌ترین جریان هنری مدرن ایران را شکل دادند و با استفاده از عناصر بصری هنرهای تزئینی ایران، جلوه‌هایی ناب را به تاریخ هنر کشورمان افزودند. در این بین، #مسعود_عربشاهی متفاوت‌ترین هنرمند این جنبش است؛ در حالی که سایر اعضاء، اغلب از خط، اعداد، طلسمات و عناصر مذهبی و بصری هنر قاجار در آثار خود بهره می‌بردند، #عربشاهی مشغول کنکاش و پَرسه در پستوهای هنر دیداری ایرانِ قبل از اسلام بود. آشناییِ اصیل او با تاریخ، نماد و اسطوره‌های ایرانِ باستان، او را نه تنها در بین اعضای جنبش #سقاخانه، بلکه در بین تمام هنرمندان معاصر ایران جایگاهی ویژه بخشید. اثری که پیش روی شما است، متعلق به یکی از درخشان‌ترین دوره های کاری هنرمند است که جهان‌بینی، تکنیک و دانش معماری او، تصویری رمزگونه و مجرد به مخاطب می‌نمایاند؛ گویی ما را به اعماق تاریخِ نادیده‌ی سرزمینی می‌برد که غبار بی‌مهری و فراموشی سال‌هاست آن را از دیدگان ما پوشیده است. بکارگیری رنگ تیره در پس‌زمینه و رنگ طلایی از زایشی ققنوس وار در بستر تاریخی کهن حکایت می‌کند. اثر چون نقشه‌ای از دیرینِ تاریخِ تمدنیِ شهری است که ایهام گونه و نمادگرایانه - بدون آن که بیننده را وارد جزئیات کند - سعی دارد ما را به سفری بصری میهمان کند؛ گویی سر آن دارد که با بانگی خاموش، پرده‌دری کند از آن چه که از نهفتن آن دیگه سینه به جوش آمده است* و مخاطب را فرامی‌خواند که به شیوه‌ی کشف و شهود، به درک آن نائل شود. متن: #احسان_آقایی @eaghaei * به بانگ چنگ بگوییم آن حکایت ها که از نهفتن آن دیگ سینه می زد جوش (حافظ) . گرافیک: #مهدی_فدوی عکس: #مهناز_صحاف . مسعود عربشاهی (۱۳۹۸ - ۱۳۱۴) بدون عنوان ۱۳۴۴ ش ترکیب مواد روی بوم ۸۵ × ۱۰۰ سانتی‌متر مجموعه‌ی #موزه_هنرهای_معاصر_تهران . Masoud Arabshahi (Iranian, 1935 - 2019) Untitled 1965 Mixed media on canvas 85 × 100 cm The collection of #tmoca . .

نمایشگاه مجازی نو به نو / اثری از مسعود عربشاهی از گنجینه موزه

 

 #نو_به_نو هر روز یک اثر از #گنجینه_موزه_هنرهای_معاصر_تهران . | ۲۹ | در آثار #پی_یر_سولاژ، بزرگترين نقاش زنده‌ى صحنه‌ى هنر فرانسه، نه گرماى آثار #اكسپرسيونيسم_انتزاعى را مى‌توان يافت و نه هيجان نقاشان كنشىِ امريكايى را؛ نه سرد و نه گرم، نه سخت و نه نرم: تاش‌هايى بزرگ كه در بين ايستايى و حركت به تعادل مى‌رسند. شايد #سولاژ را بتوان نقاش "نور سياهى" ناميد. او با تمركز بر روى رنگ سياه و ارتباط آن با نور همچنین استفاده‌ى ويژه‌ى خود از اين رنگ با تاريک‌تر كردن سياهى‌ها، اهميت نور را يادآورى مى‌كند. دورى جستن از شيوه‌ى تغزلى، سولاژ را به استفاده از برس‌هاى بزرگ با موهاى كوتاه مربع شكل -كه مخصوص نقاشان ساختمان است- وا‌ مى‌دارد. اين ساختارِ يك پارچه‌ى باندهاى سياه عمودى و افقى، با تراكم‌هاى گوناگون، از سويى يادآور دلبستگى او به نقاشى درختان و شاخه هاى برهنه‌ى آن‌ها از سن هفت سالگى و از سوى ديگر بیانگر علاقه‌ى او به عناصر خوشنويسى چينى است. تناقضات بصرى در آثار سولاژ بيش از هر نقاش ديگرى به چشم مى‌خورد. در اثر حاضر، تولد نور از سياهى را شاهديم. آن‌جا كه تقليل يك فرم آن را بيشتر نمايان مى‌سازد؛ از هيچ، همه چيز ساخته مى‌شود و از ناكجاىِ #اتوپيا با عالم واقع روبرو مى‌شويم. در نقاشى او با درجات گوناگون رنگ‌گذارى روبرو هستيم: از سياه‌هاى غليظ كه حاصل چند بار رنگ‌گذارى نقاش است تا سبک‌ترين لايه‌هاى سياه؛ با این حال پرتوهاى سپيد -گرچه مناطق كمترى را به خود اختصاص مى‌دهند- به شدت چشمگيرند. او در اين تابلو به تعادلى ناشى از نظم و بى‌نظمى دست يافته است. باند‌هاى بزرگ سياه، سادگى كمپوزيسيون، حضور نظم و بى‌نظمى، جلوه‌ى سپيدى، عمودى بودن تابلو و هم چنين ابعاد آن، اين نقاشى سولاژ را به يك "اثر يادمانى" تبديل كرده است. شيوه‌ى تصويرى او يادآور اصول #تائو است. او از سكوت دنيا سخن مى‌گويد؛ هيچ نمى‌گويد در حالى كه از گفتار لبريز است. اینچنین است که در باندهاىِ تاريكِ اثرِ او شگفتى‌ها پديدار مى‌شوند. آن چه كه آموزه‌های #لائوتسه را تداعى مى‌كند: هستى و عدم از يك زمينه‌ى واحدند، تفاوت فقط در نام آن هاست. متن: #شراره_صالحی @sharareh.salehi.artpage پی‌یِر سولاژ (۱۹۱۹) ترکیب‌بندی ۱۹۵۴ م رنگ روغن روی بوم ۱۳۰ × ۱۹۵ سانتی متر مجموعه‌ی #موزه_هنرهای_معاصر_تهران Pierre Soulagés (French,1919) Composition 1954 Oil on canvas 195 x 130 cm The Collection of #tmoca . #Tehranmuseumofcontemporaryart #abstractexpressionism #pierresoulages #tachism #soulages #گنجینه_موزه_هنرهای_معاصر #تاشیسم

نمایشگاه مجازی نو به نو / اثری از پی‌یر سولاژ از گنجینه موزه

 #نو_به_نو هر روز یک اثر از #گنجینه_موزه_هنرهای_معاصر_تهران . | ۲۹ | در آثار #پی_یر_سولاژ، بزرگترين نقاش زنده‌ى صحنه‌ى هنر فرانسه، نه گرماى آثار #اكسپرسيونيسم_انتزاعى را مى‌توان يافت و نه هيجان نقاشان كنشىِ امريكايى را؛ نه سرد و نه گرم، نه سخت و نه نرم: تاش‌هايى بزرگ كه در بين ايستايى و حركت به تعادل مى‌رسند. شايد #سولاژ را بتوان نقاش "نور سياهى" ناميد. او با تمركز بر روى رنگ سياه و ارتباط آن با نور همچنین استفاده‌ى ويژه‌ى خود از اين رنگ با تاريک‌تر كردن سياهى‌ها، اهميت نور را يادآورى مى‌كند. دورى جستن از شيوه‌ى تغزلى، سولاژ را به استفاده از برس‌هاى بزرگ با موهاى كوتاه مربع شكل -كه مخصوص نقاشان ساختمان است- وا‌ مى‌دارد. اين ساختارِ يك پارچه‌ى باندهاى سياه عمودى و افقى، با تراكم‌هاى گوناگون، از سويى يادآور دلبستگى او به نقاشى درختان و شاخه هاى برهنه‌ى آن‌ها از سن هفت سالگى و از سوى ديگر بیانگر علاقه‌ى او به عناصر خوشنويسى چينى است. تناقضات بصرى در آثار سولاژ بيش از هر نقاش ديگرى به چشم مى‌خورد. در اثر حاضر، تولد نور از سياهى را شاهديم. آن‌جا كه تقليل يك فرم آن را بيشتر نمايان مى‌سازد؛ از هيچ، همه چيز ساخته مى‌شود و از ناكجاىِ #اتوپيا با عالم واقع روبرو مى‌شويم. در نقاشى او با درجات گوناگون رنگ‌گذارى روبرو هستيم: از سياه‌هاى غليظ كه حاصل چند بار رنگ‌گذارى نقاش است تا سبک‌ترين لايه‌هاى سياه؛ با این حال پرتوهاى سپيد -گرچه مناطق كمترى را به خود اختصاص مى‌دهند- به شدت چشمگيرند. او در اين تابلو به تعادلى ناشى از نظم و بى‌نظمى دست يافته است. باند‌هاى بزرگ سياه، سادگى كمپوزيسيون، حضور نظم و بى‌نظمى، جلوه‌ى سپيدى، عمودى بودن تابلو و هم چنين ابعاد آن، اين نقاشى سولاژ را به يك "اثر يادمانى" تبديل كرده است. شيوه‌ى تصويرى او يادآور اصول #تائو است. او از سكوت دنيا سخن مى‌گويد؛ هيچ نمى‌گويد در حالى كه از گفتار لبريز است. اینچنین است که در باندهاىِ تاريكِ اثرِ او شگفتى‌ها پديدار مى‌شوند. آن چه كه آموزه‌های #لائوتسه را تداعى مى‌كند: هستى و عدم از يك زمينه‌ى واحدند، تفاوت فقط در نام آن هاست. متن: #شراره_صالحی @sharareh.salehi.artpage پی‌یِر سولاژ (۱۹۱۹) ترکیب‌بندی ۱۹۵۴ م رنگ روغن روی بوم ۱۳۰ × ۱۹۵ سانتی متر مجموعه‌ی #موزه_هنرهای_معاصر_تهران Pierre Soulagés (French,1919) Composition 1954 Oil on canvas 195 x 130 cm The Collection of #tmoca . #Tehranmuseumofcontemporaryart #abstractexpressionism #pierresoulages #tachism #soulages #گنجینه_موزه_هنرهای_معاصر #تاشیسم

نمایشگاه مجازی نو به نو / اثری از پی‌یر سولاژ از گنجینه موزه

 #نو_به_نو هر روز یک اثر از #گنجینه_موزه_هنرهای_معاصر_تهران . | ۲۹ | در آثار #پی_یر_سولاژ، بزرگترين نقاش زنده‌ى صحنه‌ى هنر فرانسه، نه گرماى آثار #اكسپرسيونيسم_انتزاعى را مى‌توان يافت و نه هيجان نقاشان كنشىِ امريكايى را؛ نه سرد و نه گرم، نه سخت و نه نرم: تاش‌هايى بزرگ كه در بين ايستايى و حركت به تعادل مى‌رسند. شايد #سولاژ را بتوان نقاش "نور سياهى" ناميد. او با تمركز بر روى رنگ سياه و ارتباط آن با نور همچنین استفاده‌ى ويژه‌ى خود از اين رنگ با تاريک‌تر كردن سياهى‌ها، اهميت نور را يادآورى مى‌كند. دورى جستن از شيوه‌ى تغزلى، سولاژ را به استفاده از برس‌هاى بزرگ با موهاى كوتاه مربع شكل -كه مخصوص نقاشان ساختمان است- وا‌ مى‌دارد. اين ساختارِ يك پارچه‌ى باندهاى سياه عمودى و افقى، با تراكم‌هاى گوناگون، از سويى يادآور دلبستگى او به نقاشى درختان و شاخه هاى برهنه‌ى آن‌ها از سن هفت سالگى و از سوى ديگر بیانگر علاقه‌ى او به عناصر خوشنويسى چينى است. تناقضات بصرى در آثار سولاژ بيش از هر نقاش ديگرى به چشم مى‌خورد. در اثر حاضر، تولد نور از سياهى را شاهديم. آن‌جا كه تقليل يك فرم آن را بيشتر نمايان مى‌سازد؛ از هيچ، همه چيز ساخته مى‌شود و از ناكجاىِ #اتوپيا با عالم واقع روبرو مى‌شويم. در نقاشى او با درجات گوناگون رنگ‌گذارى روبرو هستيم: از سياه‌هاى غليظ كه حاصل چند بار رنگ‌گذارى نقاش است تا سبک‌ترين لايه‌هاى سياه؛ با این حال پرتوهاى سپيد -گرچه مناطق كمترى را به خود اختصاص مى‌دهند- به شدت چشمگيرند. او در اين تابلو به تعادلى ناشى از نظم و بى‌نظمى دست يافته است. باند‌هاى بزرگ سياه، سادگى كمپوزيسيون، حضور نظم و بى‌نظمى، جلوه‌ى سپيدى، عمودى بودن تابلو و هم چنين ابعاد آن، اين نقاشى سولاژ را به يك "اثر يادمانى" تبديل كرده است. شيوه‌ى تصويرى او يادآور اصول #تائو است. او از سكوت دنيا سخن مى‌گويد؛ هيچ نمى‌گويد در حالى كه از گفتار لبريز است. اینچنین است که در باندهاىِ تاريكِ اثرِ او شگفتى‌ها پديدار مى‌شوند. آن چه كه آموزه‌های #لائوتسه را تداعى مى‌كند: هستى و عدم از يك زمينه‌ى واحدند، تفاوت فقط در نام آن هاست. متن: #شراره_صالحی @sharareh.salehi.artpage پی‌یِر سولاژ (۱۹۱۹) ترکیب‌بندی ۱۹۵۴ م رنگ روغن روی بوم ۱۳۰ × ۱۹۵ سانتی متر مجموعه‌ی #موزه_هنرهای_معاصر_تهران Pierre Soulagés (French,1919) Composition 1954 Oil on canvas 195 x 130 cm The Collection of #tmoca . #Tehranmuseumofcontemporaryart #abstractexpressionism #pierresoulages #tachism #soulages #گنجینه_موزه_هنرهای_معاصر #تاشیسم

نمایشگاه مجازی نو به نو / اثری از منیر فرمانفرمانییان از گنجینه موزه

. #نو_به_نو هر روز یک اثر از #گنجینه_موزه_هنرهای_معاصر_تهران | ۳۰ | در هنر #منیر_فرمانفرماییان، دو رکن اصلی یعنی استفاده از انواع «گره‌های هندسی» و «ماده آینه» (آینه‌کاری) اساس کار هنرمند را شکل‌ می‌دهند. او هوشمندانه آینه‌کاری را از پس‌زمینه دیوار بناهای قاجاری به عاریت گرفت و با گره‌چینی و کاربندی‌های موجود در معماری سنتی ایران تلفیق و بن‌مایه هنرش قرار داد. در برخی آثارش مانند اثر پیش رو، او برای اضافه کردن بعد سوم به فضای تخت آینه‌کاری‌، چیدمانی چند لایه‌ و گاه مجسمه‌‌وار را در نیز وارد کار کرد. او در اینجا درپی خوانشی‌نو از معنای هنر در بستری معمارگونه با تکیه بر نوعی فرمالیسم هندسی، به مفهوم «سنت» هویتی تازه و جلوه‌ای معاصر بخشیده است. . طراحی‌های هندسه‌گرای #منیر، مبتنی بر حافظه‌ی تصویری‌اش از بازدید تزئینات آینه‌کاری و آجرکاری بناهای دوران کودکی‌اش سامان می‌گرفت. در این تابلو، که در سال ۵۵ در نیویورک خلق شده، او از چیدمان سه لایه‌ای از آینه و شیشه (با نقاشی ویترای) و گره هندسی‌ای متعلق به دوره سلجوقی استفاده کرده، که احتمالا نمونه آن‌ را در ورودی آستان عبدالعظیم شهرری دیده‌ است؛ البته او با اضافه کردن چیدمانی دایره‌وار از اعداد در سطح بیرونی کار و جاگذاری آنها در نقاط تلاقی خطوط هندسی پس‌زمینه، برداشتی استعاری از سبک طلسم‌نویسی‌های موجود در هنرهای عامیانه و مذهبی ایرانی را برای نخستین بار وارد کارش کرده است. . کاربست این اثر همانقدر که مبتنی بر گفتمانی مدرنیستی و نگاهی #کمینه‌گرا استوار شده، می‌تواند در امتداد جریان‌های پست‌مدرنی چون #هنر_مفهومی و حتی #پاپ‌_آرت قابل تحلیل باشد. اما منیر هیچ‌گاه به یک مانیفست یا پایگاه سبک‌شناختی مشخص پایبند نبود. اگرچه بافتار نقوش هندسی و چیدمان اعداد جادویی‌اش در این تابلو ما را به سمت مفهومی عمیق و احتمالا هنری والا سوق خواهد داد، ولی آنچه ما را به درنگ وا میدارد، سادگی بیان هنرمند و بازی‌‌هایش با انعکاس نور و رنگ است که شاهدیست بر گرایش او به قلمرو پاپ آرت در کالبدی تزئینی . متن: #کیانوش_معتقدی @kianooshart . . #منیر_شاهرودی‌_فرمانفرماییان (۱۳۹۸ - ۱۳۰۱) اعداد جادویی آینه، شیشه و نقاشی پشت‌شیشه ۱۰۰ * ۱۰۰ سانتی متر ۱۳۵۵ ش مجموعه‌ی #موزه_هنرهای_معاصر_تهران Monir Shahroudy Farmanfarmaian (Iranian, 1922 - 2019) Magical numbers Mirror, glass and under Glass Painting 100 x 100 cm 1976 The collection of #tmoca

نمایشگاه مجازی نو به نو / اثری از منیر فرمانفرمانییان از گنجینه موزه

. #نو_به_نو هر روز یک اثر از #گنجینه_موزه_هنرهای_معاصر_تهران | ۳۰ | در هنر #منیر_فرمانفرماییان، دو رکن اصلی یعنی استفاده از انواع «گره‌های هندسی» و «ماده آینه» (آینه‌کاری) اساس کار هنرمند را شکل‌ می‌دهند. او هوشمندانه آینه‌کاری را از پس‌زمینه دیوار بناهای قاجاری به عاریت گرفت و با گره‌چینی و کاربندی‌های موجود در معماری سنتی ایران تلفیق و بن‌مایه هنرش قرار داد. در برخی آثارش مانند اثر پیش رو، او برای اضافه کردن بعد سوم به فضای تخت آینه‌کاری‌، چیدمانی چند لایه‌ و گاه مجسمه‌‌وار را در نیز وارد کار کرد. او در اینجا درپی خوانشی‌نو از معنای هنر در بستری معمارگونه با تکیه بر نوعی فرمالیسم هندسی، به مفهوم «سنت» هویتی تازه و جلوه‌ای معاصر بخشیده است. . طراحی‌های هندسه‌گرای #منیر، مبتنی بر حافظه‌ی تصویری‌اش از بازدید تزئینات آینه‌کاری و آجرکاری بناهای دوران کودکی‌اش سامان می‌گرفت. در این تابلو، که در سال ۵۵ در نیویورک خلق شده، او از چیدمان سه لایه‌ای از آینه و شیشه (با نقاشی ویترای) و گره هندسی‌ای متعلق به دوره سلجوقی استفاده کرده، که احتمالا نمونه آن‌ را در ورودی آستان عبدالعظیم شهرری دیده‌ است؛ البته او با اضافه کردن چیدمانی دایره‌وار از اعداد در سطح بیرونی کار و جاگذاری آنها در نقاط تلاقی خطوط هندسی پس‌زمینه، برداشتی استعاری از سبک طلسم‌نویسی‌های موجود در هنرهای عامیانه و مذهبی ایرانی را برای نخستین بار وارد کارش کرده است. . کاربست این اثر همانقدر که مبتنی بر گفتمانی مدرنیستی و نگاهی #کمینه‌گرا استوار شده، می‌تواند در امتداد جریان‌های پست‌مدرنی چون #هنر_مفهومی و حتی #پاپ‌_آرت قابل تحلیل باشد. اما منیر هیچ‌گاه به یک مانیفست یا پایگاه سبک‌شناختی مشخص پایبند نبود. اگرچه بافتار نقوش هندسی و چیدمان اعداد جادویی‌اش در این تابلو ما را به سمت مفهومی عمیق و احتمالا هنری والا سوق خواهد داد، ولی آنچه ما را به درنگ وا میدارد، سادگی بیان هنرمند و بازی‌‌هایش با انعکاس نور و رنگ است که شاهدیست بر گرایش او به قلمرو پاپ آرت در کالبدی تزئینی . متن: #کیانوش_معتقدی @kianooshart . . #منیر_شاهرودی‌_فرمانفرماییان (۱۳۹۸ - ۱۳۰۱) اعداد جادویی آینه، شیشه و نقاشی پشت‌شیشه ۱۰۰ * ۱۰۰ سانتی متر ۱۳۵۵ ش مجموعه‌ی #موزه_هنرهای_معاصر_تهران Monir Shahroudy Farmanfarmaian (Iranian, 1922 - 2019) Magical numbers Mirror, glass and under Glass Painting 100 x 100 cm 1976 The collection of #tmoca

نمایشگاه مجازی نو به نو / اثری از منیر فرمانفرمانییان از گنجینه موزه

. #نو_به_نو هر روز یک اثر از #گنجینه_موزه_هنرهای_معاصر_تهران | ۳۱ | دیدن برخی از کارهای #منوچهر_یکتایی، از جمله اثر حاضر، این سوال مهم را در ذهن بیننده ایجاد می‌کند که مرز میان انتزاع و رفتار بازنمایانه در اثر هنری کجاست؟ آیا تداعی و القای وهم تصویری، اثر انتزاعی را به اثری بازنمایانه نزدیک می‌کند؟ #یکتایی که توانایی قابل توجهی در بازی با رنگ‌های ضخیم و مهار ضربات سهمگین قلم‌مو دارد، در جای جای این اثر، همچون #هایکوهای_ژاپنی، گزاره‌های کوچکی از طبیعت را در فضایی که میان #انتزاع و تصویرسازی سیالی از طبیعت سیر می‌کند، به تصویر درآورد است. اثر یک «آن» است که در هر لحظه شکل تازه‌ای می‌گیرد و خود را پیکره‌مند می کند. در واقع «آن» به تعبیر عرفا، کیفیت غیرقابل بیانی در حسن و زیبایی است که تنها با ذوق و شهود درک می‌شود. درست مثل آنچه در این اثر می‌بینیم یا تلاش می‌کنیم که ببینیم. جهان تصویری تابلو در عین تداعی منظره و جریان آب، در اجزاء، ارجاعات شکلی مبهمی دارد. روش خودانگیخته‌ی رنگ‌گذاری هنرمند با جرم‌های ضخیم رنگ، جذبه‌ی طبیعت و بی‌مهابایی کنترل نشدنی آن را به بیننده منتقل می‌کند، در عین اینکه سپیدی وسیع بوم آرامش محسوسی به مخاطب داده و با ایجاد احساس امنیت، تعادل احساسی را برای وی فراهم می‌سازد. یکتایی در آثارش به جای خلق ترکیب‌بندی توسط ارتباط عناصر، به بازنمایی فضا توسط رنگ می‌پردازد. او از رنگ نه تنها برای تهییج حس بصری بهره می‌برد بلکه با لایه‌های ضخیم و غیر متعارف، حس لامسه‌ی بیننده را نیز بر می‌انگیزد. هیجان، تعارض و خشم در آثار نقاشان #مکتب_نیویورک که یکتایی همزمان با آن کار می‌کرد، در آثار او آرامشی شرقی یافته است. متن: #شهروز_مهاجر @shahrouzmohajer . گرافیک: #مهدی_فدوی عکس: #مهناز_صحاف . منوچهر یکتایی (۱۳۹۸ - ۱۳۰۱) بدون عنوان رنگ روغن روی بوم ۱۳۳ * ۱۳۳ سانتی متر ۱۹۷۵ م مجموعه‌ی #موزه_هنرهای_معاصر_تهران Manouhehr Yektai (Iranian,1922 - 2019) Untitled Oil on canvas 133 x 143 cm 1975 The Collection of TMoCA .

نمایشگاه مجازی نو به نو / اثری از منوچهر یکتایی از گنجینه موزه

. #نو_به_نو هر روز یک اثر از #گنجینه_موزه_هنرهای_معاصر_تهران | ۳۱ | دیدن برخی از کارهای #منوچهر_یکتایی، از جمله اثر حاضر، این سوال مهم را در ذهن بیننده ایجاد می‌کند که مرز میان انتزاع و رفتار بازنمایانه در اثر هنری کجاست؟ آیا تداعی و القای وهم تصویری، اثر انتزاعی را به اثری بازنمایانه نزدیک می‌کند؟ #یکتایی که توانایی قابل توجهی در بازی با رنگ‌های ضخیم و مهار ضربات سهمگین قلم‌مو دارد، در جای جای این اثر، همچون #هایکوهای_ژاپنی، گزاره‌های کوچکی از طبیعت را در فضایی که میان #انتزاع و تصویرسازی سیالی از طبیعت سیر می‌کند، به تصویر درآورد است. اثر یک «آن» است که در هر لحظه شکل تازه‌ای می‌گیرد و خود را پیکره‌مند می کند. در واقع «آن» به تعبیر عرفا، کیفیت غیرقابل بیانی در حسن و زیبایی است که تنها با ذوق و شهود درک می‌شود. درست مثل آنچه در این اثر می‌بینیم یا تلاش می‌کنیم که ببینیم. جهان تصویری تابلو در عین تداعی منظره و جریان آب، در اجزاء، ارجاعات شکلی مبهمی دارد. روش خودانگیخته‌ی رنگ‌گذاری هنرمند با جرم‌های ضخیم رنگ، جذبه‌ی طبیعت و بی‌مهابایی کنترل نشدنی آن را به بیننده منتقل می‌کند، در عین اینکه سپیدی وسیع بوم آرامش محسوسی به مخاطب داده و با ایجاد احساس امنیت، تعادل احساسی را برای وی فراهم می‌سازد. یکتایی در آثارش به جای خلق ترکیب‌بندی توسط ارتباط عناصر، به بازنمایی فضا توسط رنگ می‌پردازد. او از رنگ نه تنها برای تهییج حس بصری بهره می‌برد بلکه با لایه‌های ضخیم و غیر متعارف، حس لامسه‌ی بیننده را نیز بر می‌انگیزد. هیجان، تعارض و خشم در آثار نقاشان #مکتب_نیویورک که یکتایی همزمان با آن کار می‌کرد، در آثار او آرامشی شرقی یافته است. متن: #شهروز_مهاجر @shahrouzmohajer . گرافیک: #مهدی_فدوی عکس: #مهناز_صحاف . منوچهر یکتایی (۱۳۹۸ - ۱۳۰۱) بدون عنوان رنگ روغن روی بوم ۱۳۳ * ۱۳۳ سانتی متر ۱۹۷۵ م مجموعه‌ی #موزه_هنرهای_معاصر_تهران Manouhehr Yektai (Iranian,1922 - 2019) Untitled Oil on canvas 133 x 143 cm 1975 The Collection of TMoCA .

نمایشگاه مجازی نو به نو / اثری از منوچهر یکتایی از گنجینه موزه

. #نو_به_نو هر روز یک اثر از #گنجینه_موزه_هنرهای_معاصر_تهران | ۳۱ | دیدن برخی از کارهای #منوچهر_یکتایی، از جمله اثر حاضر، این سوال مهم را در ذهن بیننده ایجاد می‌کند که مرز میان انتزاع و رفتار بازنمایانه در اثر هنری کجاست؟ آیا تداعی و القای وهم تصویری، اثر انتزاعی را به اثری بازنمایانه نزدیک می‌کند؟ #یکتایی که توانایی قابل توجهی در بازی با رنگ‌های ضخیم و مهار ضربات سهمگین قلم‌مو دارد، در جای جای این اثر، همچون #هایکوهای_ژاپنی، گزاره‌های کوچکی از طبیعت را در فضایی که میان #انتزاع و تصویرسازی سیالی از طبیعت سیر می‌کند، به تصویر درآورد است. اثر یک «آن» است که در هر لحظه شکل تازه‌ای می‌گیرد و خود را پیکره‌مند می کند. در واقع «آن» به تعبیر عرفا، کیفیت غیرقابل بیانی در حسن و زیبایی است که تنها با ذوق و شهود درک می‌شود. درست مثل آنچه در این اثر می‌بینیم یا تلاش می‌کنیم که ببینیم. جهان تصویری تابلو در عین تداعی منظره و جریان آب، در اجزاء، ارجاعات شکلی مبهمی دارد. روش خودانگیخته‌ی رنگ‌گذاری هنرمند با جرم‌های ضخیم رنگ، جذبه‌ی طبیعت و بی‌مهابایی کنترل نشدنی آن را به بیننده منتقل می‌کند، در عین اینکه سپیدی وسیع بوم آرامش محسوسی به مخاطب داده و با ایجاد احساس امنیت، تعادل احساسی را برای وی فراهم می‌سازد. یکتایی در آثارش به جای خلق ترکیب‌بندی توسط ارتباط عناصر، به بازنمایی فضا توسط رنگ می‌پردازد. او از رنگ نه تنها برای تهییج حس بصری بهره می‌برد بلکه با لایه‌های ضخیم و غیر متعارف، حس لامسه‌ی بیننده را نیز بر می‌انگیزد. هیجان، تعارض و خشم در آثار نقاشان #مکتب_نیویورک که یکتایی همزمان با آن کار می‌کرد، در آثار او آرامشی شرقی یافته است. متن: #شهروز_مهاجر @shahrouzmohajer . گرافیک: #مهدی_فدوی عکس: #مهناز_صحاف . منوچهر یکتایی (۱۳۹۸ - ۱۳۰۱) بدون عنوان رنگ روغن روی بوم ۱۳۳ * ۱۳۳ سانتی متر ۱۹۷۵ م مجموعه‌ی #موزه_هنرهای_معاصر_تهران Manouhehr Yektai (Iranian,1922 - 2019) Untitled Oil on canvas 133 x 143 cm 1975 The Collection of TMoCA .

نمایشگاه مجازی نو به نو / اثری از منوچهر یکتایی از گنجینه موزه

 #نو_به_نو هر روز یک اثر از #گنجینه_موزه_هنرهای_معاصر_تهران | ۳۲ | درگذشت #منصور_قندریز یکی از غمبارترین فقدان‌های هنرمندان معاصر ایران است. او چهره‌ی تابناک و شاخص #جنبش_سقاخانه بود و توان آن را داشت که متفکرانه این جنبش را رهبری کند و آن را تا حد یک مکتب در هنر معاصر ایران ارتقاء بخشد. . #قندریز در ابتدا نقاشی فیگوراتیو و منظره‌پرداز بود که آثارش حال و هوای امپرسیونیستی داشت و سپس در فیگورها به نوعی سوررئالیسمِ به شدت ساده شده رسید که در زمینه‌ی اثر با پرهیز از ژرف نمایی، توجه را بر روی فیگورها و عناصر بصری موجود در پیکره‌ها سوق می‌داد که این آثار را باید دریچه‌ی ورود او را به تجرید دانست. تغییرات و گذر او از هر یک از این دوره‌ها چنان سریع بود که گویی الهام‌گونه می‌دانسته که سی سالگی، نهایت زمانی است که در اختیار دارد و باید نقش یگانه‌ی خود را در #هنر_معاصر_ایران ایفا کند. . بی‌شک آثار سقاخانه‌ای وی، نه تنها در قیاس با سایر آثارش بلکه در قیاس با سایر نقاشی‌های معاصر ایران، جایگاهی بی‌نظیر دارند. اثر پیش‌رو که یکی از درخشان‌ترین آثار این دوره است، به وضوح بیانگر مکاشفات او در استفاده از رنگ و عناصر بصری ایرانی‌ اسلامی در یک کمپوزسیون فرمالیستی است. فضاسازی، هوشمندانه و در ساده‌ترین حالت ممکن با پوشش قرمز کادمیوم بر سطح بوم، سپس خاکستری روشن بر روی آن صورت گرفته و با استفاده از خطوط کناره و بدون ژرف نمایی، اثر را از زمینه جدا کرده است. کنتراست بین زمینه و اثر، توجه مخاطب را بر عناصر و نشانه‌های هندسی و بصریِ نمادین، متمرکز می‌کند که با نوعی ایهام و استعاره‌های تغزلی و آئینی پیوند خورده است. شاعرانگی اثر با ایجاد لایه، تکرار و ساده‌سازی نقوشِ بدوی همچنین کاربست رنگ‌های مکمل خود را به مخاطب می‌نمایاند یا به تعبیر بهتر، جلوه‌گری می‌کند و اثر را تا حد ممکن به تجرید نزدیک می‌سازد، هرچند آگاهانه از انتزاع کامل فاصله می‌گیرد؛ نتیجه به حدی خلاقانه، شاعرانه و چشم‌نواز است که می‌تواند مخاطب آگاه را مسحور کند؛ مخاطبی که برای کشف و درک لذت استعاره‌های بصری اثر، به دیدن چندین باره‌ی آن با دیدگانی متفاوت نیازمند است. . با صدهزار جلوه برون آمدی که من با صدهزار دیده تماشا کنم تو را (فروغی بسطامی) متن: #احسان_آقایی @eaghaei گرافیک: #مهدی_فدوی عکس: #مهناز_صحاف. . منصور قندریز (۱۳۴۴ - ۱۳۱۴) بدون عنوان رنگ روغن روی گونی ۸۱ * ۱۱۲ سانتی متر ۴۳ - ۱۳۴۲ ش مجموعه‌ی #موزه_هنرهای_معاصر_تهران

نمایشگاه مجازی نو به نو / اثری از منصور قندریز از گنجینه موزه

 #نو_به_نو هر روز یک اثر از #گنجینه_موزه_هنرهای_معاصر_تهران | ۳۲ | درگذشت #منصور_قندریز یکی از غمبارترین فقدان‌های هنرمندان معاصر ایران است. او چهره‌ی تابناک و شاخص #جنبش_سقاخانه بود و توان آن را داشت که متفکرانه این جنبش را رهبری کند و آن را تا حد یک مکتب در هنر معاصر ایران ارتقاء بخشد. . #قندریز در ابتدا نقاشی فیگوراتیو و منظره‌پرداز بود که آثارش حال و هوای امپرسیونیستی داشت و سپس در فیگورها به نوعی سوررئالیسمِ به شدت ساده شده رسید که در زمینه‌ی اثر با پرهیز از ژرف نمایی، توجه را بر روی فیگورها و عناصر بصری موجود در پیکره‌ها سوق می‌داد که این آثار را باید دریچه‌ی ورود او را به تجرید دانست. تغییرات و گذر او از هر یک از این دوره‌ها چنان سریع بود که گویی الهام‌گونه می‌دانسته که سی سالگی، نهایت زمانی است که در اختیار دارد و باید نقش یگانه‌ی خود را در #هنر_معاصر_ایران ایفا کند. . بی‌شک آثار سقاخانه‌ای وی، نه تنها در قیاس با سایر آثارش بلکه در قیاس با سایر نقاشی‌های معاصر ایران، جایگاهی بی‌نظیر دارند. اثر پیش‌رو که یکی از درخشان‌ترین آثار این دوره است، به وضوح بیانگر مکاشفات او در استفاده از رنگ و عناصر بصری ایرانی‌ اسلامی در یک کمپوزسیون فرمالیستی است. فضاسازی، هوشمندانه و در ساده‌ترین حالت ممکن با پوشش قرمز کادمیوم بر سطح بوم، سپس خاکستری روشن بر روی آن صورت گرفته و با استفاده از خطوط کناره و بدون ژرف نمایی، اثر را از زمینه جدا کرده است. کنتراست بین زمینه و اثر، توجه مخاطب را بر عناصر و نشانه‌های هندسی و بصریِ نمادین، متمرکز می‌کند که با نوعی ایهام و استعاره‌های تغزلی و آئینی پیوند خورده است. شاعرانگی اثر با ایجاد لایه، تکرار و ساده‌سازی نقوشِ بدوی همچنین کاربست رنگ‌های مکمل خود را به مخاطب می‌نمایاند یا به تعبیر بهتر، جلوه‌گری می‌کند و اثر را تا حد ممکن به تجرید نزدیک می‌سازد، هرچند آگاهانه از انتزاع کامل فاصله می‌گیرد؛ نتیجه به حدی خلاقانه، شاعرانه و چشم‌نواز است که می‌تواند مخاطب آگاه را مسحور کند؛ مخاطبی که برای کشف و درک لذت استعاره‌های بصری اثر، به دیدن چندین باره‌ی آن با دیدگانی متفاوت نیازمند است. . با صدهزار جلوه برون آمدی که من با صدهزار دیده تماشا کنم تو را (فروغی بسطامی) متن: #احسان_آقایی @eaghaei گرافیک: #مهدی_فدوی عکس: #مهناز_صحاف. . منصور قندریز (۱۳۴۴ - ۱۳۱۴) بدون عنوان رنگ روغن روی گونی ۸۱ * ۱۱۲ سانتی متر ۴۳ - ۱۳۴۲ ش مجموعه‌ی #موزه_هنرهای_معاصر_تهران

نمایشگاه مجازی نو به نو / اثری از منصور قندریز از گنجینه موزه

 #نو_به_نو هر روز یک اثر از #گنجینه_موزه_هنرهای_معاصر_تهران | ۳۲ | درگذشت #منصور_قندریز یکی از غمبارترین فقدان‌های هنرمندان معاصر ایران است. او چهره‌ی تابناک و شاخص #جنبش_سقاخانه بود و توان آن را داشت که متفکرانه این جنبش را رهبری کند و آن را تا حد یک مکتب در هنر معاصر ایران ارتقاء بخشد. . #قندریز در ابتدا نقاشی فیگوراتیو و منظره‌پرداز بود که آثارش حال و هوای امپرسیونیستی داشت و سپس در فیگورها به نوعی سوررئالیسمِ به شدت ساده شده رسید که در زمینه‌ی اثر با پرهیز از ژرف نمایی، توجه را بر روی فیگورها و عناصر بصری موجود در پیکره‌ها سوق می‌داد که این آثار را باید دریچه‌ی ورود او را به تجرید دانست. تغییرات و گذر او از هر یک از این دوره‌ها چنان سریع بود که گویی الهام‌گونه می‌دانسته که سی سالگی، نهایت زمانی است که در اختیار دارد و باید نقش یگانه‌ی خود را در #هنر_معاصر_ایران ایفا کند. . بی‌شک آثار سقاخانه‌ای وی، نه تنها در قیاس با سایر آثارش بلکه در قیاس با سایر نقاشی‌های معاصر ایران، جایگاهی بی‌نظیر دارند. اثر پیش‌رو که یکی از درخشان‌ترین آثار این دوره است، به وضوح بیانگر مکاشفات او در استفاده از رنگ و عناصر بصری ایرانی‌ اسلامی در یک کمپوزسیون فرمالیستی است. فضاسازی، هوشمندانه و در ساده‌ترین حالت ممکن با پوشش قرمز کادمیوم بر سطح بوم، سپس خاکستری روشن بر روی آن صورت گرفته و با استفاده از خطوط کناره و بدون ژرف نمایی، اثر را از زمینه جدا کرده است. کنتراست بین زمینه و اثر، توجه مخاطب را بر عناصر و نشانه‌های هندسی و بصریِ نمادین، متمرکز می‌کند که با نوعی ایهام و استعاره‌های تغزلی و آئینی پیوند خورده است. شاعرانگی اثر با ایجاد لایه، تکرار و ساده‌سازی نقوشِ بدوی همچنین کاربست رنگ‌های مکمل خود را به مخاطب می‌نمایاند یا به تعبیر بهتر، جلوه‌گری می‌کند و اثر را تا حد ممکن به تجرید نزدیک می‌سازد، هرچند آگاهانه از انتزاع کامل فاصله می‌گیرد؛ نتیجه به حدی خلاقانه، شاعرانه و چشم‌نواز است که می‌تواند مخاطب آگاه را مسحور کند؛ مخاطبی که برای کشف و درک لذت استعاره‌های بصری اثر، به دیدن چندین باره‌ی آن با دیدگانی متفاوت نیازمند است. . با صدهزار جلوه برون آمدی که من با صدهزار دیده تماشا کنم تو را (فروغی بسطامی) متن: #احسان_آقایی @eaghaei گرافیک: #مهدی_فدوی عکس: #مهناز_صحاف. . منصور قندریز (۱۳۴۴ - ۱۳۱۴) بدون عنوان رنگ روغن روی گونی ۸۱ * ۱۱۲ سانتی متر ۴۳ - ۱۳۴۲ ش مجموعه‌ی #موزه_هنرهای_معاصر_تهران

نمایشگاه مجازی نو به نو / اثری از منصور قندریز از گنجینه موزه

 #نو_به_نو هر روز یک اثر از #گنجینه_موزه_هنرهای_معاصر_تهران | ۳۳ | دو مفهوم گمگشتگی و هراس اساس آثار #ناصر_عصار را تشکیل می‌دهند و به دلیل شیفتگی‌اش به #فلسفه_ذن، نقاشی‌هایش همواره آکنده از تصاویر ذهنیت گمگشتگی انسان در فضای پرتعلیق جهان معاصر است. . در اثر حاضر نقاش درپی ایجاد يک نوع بافت و توناليته‌ی چندلایه در مرکز تصویر است. رنگ‌هايی تیره و گرم با تاثیری شگرف، و ضرباهنگ قلم او که به مثابه یک خوشنویس چیره‌دست (با مرکب) در آنی نقشی را خلق کرده، مخاطب را میخکوب می‌کند؛ همین جاست که می توان گرایش‌ آشکار او به زیبایی‌شناسیِ شاعرانه‌ی نقاشی سنتی چین (در سده‌های ۱۷ و ۱۸م) را مشاهده کرد. اما #عصار برخلاف #سپهری که در مسیر کنکاش از شرق به شرق سفر می‌کرد، از چشم‌انداز غرب به شرق حرکت می‌کند. . طیف رنگ‌ها و ترکیب‌بندی ساده در تابلو، و ضرب قلم‌های استادانه‌اش با اجرایی سریع و شاعرانه، متأثر از کیفیات منظره‌‌ای‌ است که احتمالا عصار در مقابلش به نظاره ایستاده بوده است. اما او جادوی رنگ‌آمیزی طبیعتِ پیرامونش را با تغییرات هوشمندانه و مینیمال پهنای رنگ‌های تیره، یکجا در مرکز تصویر گنجانده و عمدا فضای اغراق‌آمیزی را در سطح بوم خالی نگه داشته؛ تا با ایجاد این همه تضادهای شدید و در عین حال ظرافت‌های دلچسب، چشم و ذهن بیننده را مسحور خود ‌سازد. به همین دلیل باید عصار را یک نقاش مینیمالیست به حساب بیاوریم. . اثر حاضر متعلق به دورانی است که عصار تمرکز خاصی روی بازنمایی چشم‌انداز‌هایی از طبیعت و زمین در کار خود داشت و در این رهگذر توانست به بیانی #مینیمال در حس آمیزش با جهان نقش و رنگ دست یابد؛ هرچند در این اثر طرز مواجهه و تلقی‌اش از فضای پیرامون، وجه اشتراکی با نقاشان چينی دارد، اما شیوه‌ی رنگ‌گذاری‌اش، بر خلاف روش نقاشان چينی، به نوبه‌ی خود عميق و پاسخگو است؛ آن چنانکه اندیشه‌ورزی عصار در کار نقاشی، کليد عاطفی هر تصوير را به دست ما می‌دهد. . متن: #کیانوش_معتقدی @kianooshart . گرافیک: #مهدی_فدوی عکس: #مهناز_صحاف . . ناصر عصار (۱۳۹۰ - ۱۳۰۷) بدون عنوان رنگ روغن روی بوم ۹۶ * ۱۴۵ سانتی متر ۱۳۴۲ م مجموعه‌ی #موزه_هنرهای_معاصر_تهران Nasser Assar (Iranian,1346 - 2011) Untitled Oil on canvas 145 x 96 cm 1963 The Collection of TMoCA

نمایشگاه مجازی نو به نو / اثری از ناصر عصار از گنجینه موزه

. #نو_به_نو هر روز یک اثر از #گنجینه_موزه_هنرهای_معاصر_تهران | ۳۴ | مرگ و زندگی، درونمایه‌ی اصلی آثار #مادرول را شکل می‌دهند. گفته می‌شود چند عامل موجب انتخاب این موضوع از سوی مادرول بود. نخست از جنبه‌ی هستی‌شناسی که هر انسان در ناخودآگاه خویش پیوسته با آن در چالش است و دیگر، وضعیت جسمانی مادرول در طول زندگی است. در پیوند با تم مرگ و زندگی، در سال ۱۹۴۸، مادرول مجموعه‌ای را با عنوان «مرثیه‌ی شماره یک» که بازتابی از شعر #هارولد_روزنبرگ، شاعر و منتقد نیویورکی، (مبدع واژه‌ی نقاشی کُنشی*) بود ، شروع کرد. برخی اعتقاد دارند که سر آغاز این مجموعه شعر #گارسیا_لورکا با عنوان : «ساعت پنج بعد از ظهر» بوده و تعدادی دیگر، سر آغاز این مجموعه را به سخنرانی #آندره_مالرو به سال ۱۹۳۷ در کالیفرنیا نسبت می‌دهند که ضمن آن #مالرو خواستار حمایت جهانی از مبارزان جنگ‌های داخلی اسپانیا شده بود. #رابرت_مادرول در دهه‌ی شصت میلادی، متاثر از مطالعاتی که در زمینه‌ی فلسفه‌ی شرق به ویژه جهان‌بینی #ذن داشت، مجموعه‌ای را با نام opens آغاز کرد. در این دوره چون اثر پیش‌رو، آثار مادرول رویکردی به شیوه‌ی گستره‌ی رنگی دارد با این ترتیب که سطوح گسترده‌ی بوم به صورت تک رنگ نقاشی شده و سپس با چند خط ساده، تقسیمات هندسی به صورت خط‌های عمودی و افقی، روی آن انتظام یافته است. اگر چه برخی از منقّدین مراحل رشد و شکل‌گیری مادرول را به لحاظ نوع فعالیت‌اش در دوره‌های نقاشی حرکتی، کولاژ (دهه هفتاد) و سپس گستره‌ی رنگی، «التقاطی» دانسته‌اند، ولی مادرول، متفکر هنرمندی است که جهان‌بینی، احساس و اندیشه اش را، در مسیری که پیوسته انتزاعی بوده و ریشه در عالم ذهن داشته است، بر گستره بوم بازتاب داده است. . متن: #مهدی_حسینی * Action painting . گرافیک: #مهدی_فدوی عکس: #مهناز_صحاف . رابرت مادرول بدون عنوان رنگ‌روغن روی بوم ۳۱۰ * ۲۲۳ سانتی‌متر ۱۹۶۸ م مجموعه‌ی #موزه_هنرهای_معاصر_تهران Robert Motherwell (American,1915–1991) Untitled Oil on canvas 223 x 310 cm 1968 The Collection of TMoCA

نمایشگاه مجازی نو به نو / اثری از مادرول از گنجینه موزه

. #نو_به_نو هر روز یک اثر از #گنجینه_موزه_هنرهای_معاصر_تهران | ۳۴ | مرگ و زندگی، درونمایه‌ی اصلی آثار #مادرول را شکل می‌دهند. گفته می‌شود چند عامل موجب انتخاب این موضوع از سوی مادرول بود. نخست از جنبه‌ی هستی‌شناسی که هر انسان در ناخودآگاه خویش پیوسته با آن در چالش است و دیگر، وضعیت جسمانی مادرول در طول زندگی است. در پیوند با تم مرگ و زندگی، در سال ۱۹۴۸، مادرول مجموعه‌ای را با عنوان «مرثیه‌ی شماره یک» که بازتابی از شعر #هارولد_روزنبرگ، شاعر و منتقد نیویورکی، (مبدع واژه‌ی نقاشی کُنشی*) بود ، شروع کرد. برخی اعتقاد دارند که سر آغاز این مجموعه شعر #گارسیا_لورکا با عنوان : «ساعت پنج بعد از ظهر» بوده و تعدادی دیگر، سر آغاز این مجموعه را به سخنرانی #آندره_مالرو به سال ۱۹۳۷ در کالیفرنیا نسبت می‌دهند که ضمن آن #مالرو خواستار حمایت جهانی از مبارزان جنگ‌های داخلی اسپانیا شده بود. #رابرت_مادرول در دهه‌ی شصت میلادی، متاثر از مطالعاتی که در زمینه‌ی فلسفه‌ی شرق به ویژه جهان‌بینی #ذن داشت، مجموعه‌ای را با نام opens آغاز کرد. در این دوره چون اثر پیش‌رو، آثار مادرول رویکردی به شیوه‌ی گستره‌ی رنگی دارد با این ترتیب که سطوح گسترده‌ی بوم به صورت تک رنگ نقاشی شده و سپس با چند خط ساده، تقسیمات هندسی به صورت خط‌های عمودی و افقی، روی آن انتظام یافته است. اگر چه برخی از منقّدین مراحل رشد و شکل‌گیری مادرول را به لحاظ نوع فعالیت‌اش در دوره‌های نقاشی حرکتی، کولاژ (دهه هفتاد) و سپس گستره‌ی رنگی، «التقاطی» دانسته‌اند، ولی مادرول، متفکر هنرمندی است که جهان‌بینی، احساس و اندیشه اش را، در مسیری که پیوسته انتزاعی بوده و ریشه در عالم ذهن داشته است، بر گستره بوم بازتاب داده است. . متن: #مهدی_حسینی * Action painting . گرافیک: #مهدی_فدوی عکس: #مهناز_صحاف . رابرت مادرول بدون عنوان رنگ‌روغن روی بوم ۳۱۰ * ۲۲۳ سانتی‌متر ۱۹۶۸ م مجموعه‌ی #موزه_هنرهای_معاصر_تهران Robert Motherwell (American,1915–1991) Untitled Oil on canvas 223 x 310 cm 1968 The Collection of TMoCA

نمایشگاه مجازی نو به نو / اثری از مادرول از گنجینه موزه

 

. #نو_به_نو هر روز یک اثر از #گنجینه_موزه_هنرهای_معاصر_تهران | ۳۵ | بهجت صدر یکی از پیشگامان #هنر_نوگرای_ایران بود که بر خلاف هم‌نسلانش، به دنبال بدعت‌گزاری و سنت‌شکنی بود تا بازگشت به نقوش یا تکنیک‌های هنری گذشته؛ شناخت او از اصول زیبایی‌شناسی هنر مدرن بواسطه‌ی دوران تحصیلش در ایتالیا در دهه‌ی سی، باعث شد تا از همان ابتدا شیفته‌ی جهان #هنر_انتزاعی شود و خطوط پهن و سیاه موجود در آثارش نیز نتیجه همین کنکاش و تکاپو، در درک مفهوم #هنر_مدرن بود. بیان و سبک هنری #صدر در آثارِ دهه‌ی چهل، نتیجه‌ی علاقه او به جریان #اکسپرسیونیسم_انتزاعی بود که نوعی از نقاشی «کنشی» و تجربه‌گرا را برای هنر ایران به ارمغان آورد. این دستاورد صدر در نهایت، در نقاشی‌های پالایش یافته و تک‌فام دهه‌ی پنجاه او به اوج شکوفایی خود رسید. اثر حاضر نیز که یکی از آثار ممتاز همین دوران است، تصویری کمال یافته از همین خرد نوگرا و به‌دور از هر نوع بازنمایی یا واقع‌نمایی در کار نقاشی است. در این تابلو صدر کوشیده تا در فرایندی منبعث از تجربه‌ی پاشیدن رنگ‌روغن روی ورق آلومینیوم و جمع کردن آن، بافتاری مواج و اتفاقی را در ساختار اثر به تصویر بکشد. اما انتخاب رنگ سیاه در اینجا، نشان‌دهنده‌ی گرایش اصلی او به رنگ خاص و غایی مدرنیست‌ها است. از این منظر و با توجه به شیوه‌ی کارش می‌توان آثار صدر را با نقاشی‌های جکسون پولاک نیز مقایسه کرد؛ هرچند می‌توان این حرکات سریع کاردک (پهن)، و بافت‌های درهم ایجاد شده با بازی سایه روشن‌ها را مصداق یک‌ نوع خوشنویسی رها و بداهه یا نقاشی‌ با‌خط (کالیگرافی مدرن) با ضرباهنگی چالاک و فارغ از معنی نیز در نظر گرفت. اما صدر آنقدر با ابزار نقاشی بازی می‌کند تا از حیث حالت‌گرایی به مفهوم آفرینش نقاشی با رفتاری هیجانی و شهودی دست‌یابد. به‌همین خاطر میتوان این نقاشی را نتیجه برداشت‌های عمیق و آفرینش لحظه‌ای #بهجت_صدر از منبع بی‌انتهای نقاشی انتزاعی به حساب آورد؛ بازی با فضاهای پر و خالی برای رسیدن به اشکالی طبیعی از جهان ماورا که تقلیدی عینی در انها مشاهده نمی‌شود. . متن: #کیانوش_معتقدی @kianooshart گرافیک: #مهدی_فدوی عکس: #مهناز_صحاف . بهجت صدر (۱۳۸۸ - ۱۳۰۳) بدون عنوان ۶۵ × ۵۰ سانتی‌متر رنگ‌روغن روی بوم ۱۳۵۴ ش مجموعه‌ی #موزه‌_هنرهای_معاصر_تهران Behjat Sadr (Iranian, 1924 - 2009) Untitled Oil on canvas 50 x 65 cm 1973 The Collection of #tmoca .

نمایشگاه مجازی نو به نو / اثری از بهجت صدر از گنجینه موزه

. #نو_به_نو هر روز یک اثر از #گنجینه_موزه_هنرهای_معاصر_تهران | ۳۵ | بهجت صدر یکی از پیشگامان #هنر_نوگرای_ایران بود که بر خلاف هم‌نسلانش، به دنبال بدعت‌گزاری و سنت‌شکنی بود تا بازگشت به نقوش یا تکنیک‌های هنری گذشته؛ شناخت او از اصول زیبایی‌شناسی هنر مدرن بواسطه‌ی دوران تحصیلش در ایتالیا در دهه‌ی سی، باعث شد تا از همان ابتدا شیفته‌ی جهان #هنر_انتزاعی شود و خطوط پهن و سیاه موجود در آثارش نیز نتیجه همین کنکاش و تکاپو، در درک مفهوم #هنر_مدرن بود. بیان و سبک هنری #صدر در آثارِ دهه‌ی چهل، نتیجه‌ی علاقه او به جریان #اکسپرسیونیسم_انتزاعی بود که نوعی از نقاشی «کنشی» و تجربه‌گرا را برای هنر ایران به ارمغان آورد. این دستاورد صدر در نهایت، در نقاشی‌های پالایش یافته و تک‌فام دهه‌ی پنجاه او به اوج شکوفایی خود رسید. اثر حاضر نیز که یکی از آثار ممتاز همین دوران است، تصویری کمال یافته از همین خرد نوگرا و به‌دور از هر نوع بازنمایی یا واقع‌نمایی در کار نقاشی است. در این تابلو صدر کوشیده تا در فرایندی منبعث از تجربه‌ی پاشیدن رنگ‌روغن روی ورق آلومینیوم و جمع کردن آن، بافتاری مواج و اتفاقی را در ساختار اثر به تصویر بکشد. اما انتخاب رنگ سیاه در اینجا، نشان‌دهنده‌ی گرایش اصلی او به رنگ خاص و غایی مدرنیست‌ها است. از این منظر و با توجه به شیوه‌ی کارش می‌توان آثار صدر را با نقاشی‌های جکسون پولاک نیز مقایسه کرد؛ هرچند می‌توان این حرکات سریع کاردک (پهن)، و بافت‌های درهم ایجاد شده با بازی سایه روشن‌ها را مصداق یک‌ نوع خوشنویسی رها و بداهه یا نقاشی‌ با‌خط (کالیگرافی مدرن) با ضرباهنگی چالاک و فارغ از معنی نیز در نظر گرفت. اما صدر آنقدر با ابزار نقاشی بازی می‌کند تا از حیث حالت‌گرایی به مفهوم آفرینش نقاشی با رفتاری هیجانی و شهودی دست‌یابد. به‌همین خاطر میتوان این نقاشی را نتیجه برداشت‌های عمیق و آفرینش لحظه‌ای #بهجت_صدر از منبع بی‌انتهای نقاشی انتزاعی به حساب آورد؛ بازی با فضاهای پر و خالی برای رسیدن به اشکالی طبیعی از جهان ماورا که تقلیدی عینی در انها مشاهده نمی‌شود. . متن: #کیانوش_معتقدی @kianooshart گرافیک: #مهدی_فدوی عکس: #مهناز_صحاف . بهجت صدر (۱۳۸۸ - ۱۳۰۳) بدون عنوان ۶۵ × ۵۰ سانتی‌متر رنگ‌روغن روی بوم ۱۳۵۴ ش مجموعه‌ی #موزه‌_هنرهای_معاصر_تهران Behjat Sadr (Iranian, 1924 - 2009) Untitled Oil on canvas 50 x 65 cm 1973 The Collection of #tmoca .

نمایشگاه مجازی نو به نو / اثری از بهجت صدر از گنجینه موزه

 #نو_به_نو هر روز یک اثر از #گنجینه_موزه_هنرهای_معاصر_تهران | ۳۸ | مفهوم کوزه و کوزه‌گریِ متأثر از رباعیات خیام را باید یکی از مهمترین مفاهیمی دانست که طی نیم قرن ذهنِ خلاق و جستجوگر استاد #محمود_جوادی_پور را به خود مشغول کرده بود. اثر پیش رو که قدیمی‌ترین تابلو با این مضمون محسوب می‌شود را باید آغاز تجلّیِ این مفهوم در آثار او دانست. #جوادی_پور در دهه‌های شصت، هفتاد و هشتاد نیز آثاری مشابه را خلق کرد که برجسته ترین آن‌ها تابلوی «کوزه‌ها» در سال ۱۳۷۴ است. در اثر حاضر بر خلاف سایر تابلوهای کوزه‌گری، هنرمند آگاهانه از بازنمایی صِرف فاصله گرفته است و با ایجاد نوعی وَهم تصویری از طریق سایه و نور، سعی کرده است مخاطب را به مفهومی فراتر از عناصر بصری تابلو ارجاع دهد، هرچند عناصر بصری موجود در تابلو در راستای همان مفهوم مدنظر هنرمند شکل گرفته‌اند. او با کاربست درجات رنگ‌های سرد و بهره‌گیری از کیفیت ژرف نمایی این رنگ‌ها و با ایجاد کنتراست‌هایی ملایم، همانند یک رنگ‌پرداز چیره‌دست، مخاطب را از تاریکی به نور و بالعکس سوق می‌دهد. در مطالعه‌ی نمادین اثر، کوزه، کوزه‌گر و نردبان قابلیت ارجاعات فلسفی و تمثیلی دارند. وجود نردبان در نقطه‌ی کانونی و کوزه‌های چیده شده در دو ردیف بالا را می توان نمادی از «تَبَتُّل»* دانست. در سمت راست آن کوزه‌گر با استفاده از همان تونالیته‌های رنگی و بدون تمرکز بر جزییات فیگور به تصویر درآمده است که شاید نشانی از «کوزه‌گر دهر»** باشد. هنرمند تلاش دارد با استعاره‌های بصری و ایجاد فضایی مبهم حسی از سرگشتگی و ناامیدی را به مخاطب منتقل کند. گویا ترجمان بصری این رباعی از حکیم #عمر_خیام_نیشابوری است: در کارگه کوزه گری رفتم دوش دیدم دو هزار کوزه گویا و خموش ناگاه یکی کوزه بر آورد خروش کو کوزه‌گر و کوزه‌خر و کوزه‌فروش متن: #احسان_آقایی @eaghaei . * از مقامات تَبتل تا فنا | پله پله تا ملاقات خدا .(مثنوی‌معنوی، دفتر سوم) . . . ** جامی است که عقل آفرین میزندش صد بوسه ز مهر بر جبین میزندش این کوزه‌گر دهر چنین جام لطیف می‌سازد و باز بر زمین میزندش (خیام) محمود جوادی پور (۱۳۹۱ - ۱۲۹۹) انبار کوزه‌‌ها ۱۳۴۱ ش رنگ روغن روی بوم ۱۳۵ × ۱۹۵ سانتی متر مجموعه #موزه_هنرهای_معاصر_تهران Mahmood Javadipour (Iranian,1920–2012) Pottery storage 1963 Oil on canvas 195 x 135 cm The Collection of #tmoca .

نمایشگاه مجازی نو به نو / اثری از محمود جوادی‌پور از گنجینه موزه

 #نو_به_نو هر روز یک اثر از #گنجینه_موزه_هنرهای_معاصر_تهران | ۳۸ | مفهوم کوزه و کوزه‌گریِ متأثر از رباعیات خیام را باید یکی از مهمترین مفاهیمی دانست که طی نیم قرن ذهنِ خلاق و جستجوگر استاد #محمود_جوادی_پور را به خود مشغول کرده بود. اثر پیش رو که قدیمی‌ترین تابلو با این مضمون محسوب می‌شود را باید آغاز تجلّیِ این مفهوم در آثار او دانست. #جوادی_پور در دهه‌های شصت، هفتاد و هشتاد نیز آثاری مشابه را خلق کرد که برجسته ترین آن‌ها تابلوی «کوزه‌ها» در سال ۱۳۷۴ است. در اثر حاضر بر خلاف سایر تابلوهای کوزه‌گری، هنرمند آگاهانه از بازنمایی صِرف فاصله گرفته است و با ایجاد نوعی وَهم تصویری از طریق سایه و نور، سعی کرده است مخاطب را به مفهومی فراتر از عناصر بصری تابلو ارجاع دهد، هرچند عناصر بصری موجود در تابلو در راستای همان مفهوم مدنظر هنرمند شکل گرفته‌اند. او با کاربست درجات رنگ‌های سرد و بهره‌گیری از کیفیت ژرف نمایی این رنگ‌ها و با ایجاد کنتراست‌هایی ملایم، همانند یک رنگ‌پرداز چیره‌دست، مخاطب را از تاریکی به نور و بالعکس سوق می‌دهد. در مطالعه‌ی نمادین اثر، کوزه، کوزه‌گر و نردبان قابلیت ارجاعات فلسفی و تمثیلی دارند. وجود نردبان در نقطه‌ی کانونی و کوزه‌های چیده شده در دو ردیف بالا را می توان نمادی از «تَبَتُّل»* دانست. در سمت راست آن کوزه‌گر با استفاده از همان تونالیته‌های رنگی و بدون تمرکز بر جزییات فیگور به تصویر درآمده است که شاید نشانی از «کوزه‌گر دهر»** باشد. هنرمند تلاش دارد با استعاره‌های بصری و ایجاد فضایی مبهم حسی از سرگشتگی و ناامیدی را به مخاطب منتقل کند. گویا ترجمان بصری این رباعی از حکیم #عمر_خیام_نیشابوری است: در کارگه کوزه گری رفتم دوش دیدم دو هزار کوزه گویا و خموش ناگاه یکی کوزه بر آورد خروش کو کوزه‌گر و کوزه‌خر و کوزه‌فروش متن: #احسان_آقایی @eaghaei . * از مقامات تَبتل تا فنا | پله پله تا ملاقات خدا .(مثنوی‌معنوی، دفتر سوم) . . . ** جامی است که عقل آفرین میزندش صد بوسه ز مهر بر جبین میزندش این کوزه‌گر دهر چنین جام لطیف می‌سازد و باز بر زمین میزندش (خیام) محمود جوادی پور (۱۳۹۱ - ۱۲۹۹) انبار کوزه‌‌ها ۱۳۴۱ ش رنگ روغن روی بوم ۱۳۵ × ۱۹۵ سانتی متر مجموعه #موزه_هنرهای_معاصر_تهران Mahmood Javadipour (Iranian,1920–2012) Pottery storage 1963 Oil on canvas 195 x 135 cm The Collection of #tmoca .

نمایشگاه مجازی نو به نو / اثری از محمود جوادی‌پور از گنجینه موزه

 #نو_به_نو هر روز یک اثر از #گنجینه_موزه_هنرهای_معاصر_تهران | ۳۸ | مفهوم کوزه و کوزه‌گریِ متأثر از رباعیات خیام را باید یکی از مهمترین مفاهیمی دانست که طی نیم قرن ذهنِ خلاق و جستجوگر استاد #محمود_جوادی_پور را به خود مشغول کرده بود. اثر پیش رو که قدیمی‌ترین تابلو با این مضمون محسوب می‌شود را باید آغاز تجلّیِ این مفهوم در آثار او دانست. #جوادی_پور در دهه‌های شصت، هفتاد و هشتاد نیز آثاری مشابه را خلق کرد که برجسته ترین آن‌ها تابلوی «کوزه‌ها» در سال ۱۳۷۴ است. در اثر حاضر بر خلاف سایر تابلوهای کوزه‌گری، هنرمند آگاهانه از بازنمایی صِرف فاصله گرفته است و با ایجاد نوعی وَهم تصویری از طریق سایه و نور، سعی کرده است مخاطب را به مفهومی فراتر از عناصر بصری تابلو ارجاع دهد، هرچند عناصر بصری موجود در تابلو در راستای همان مفهوم مدنظر هنرمند شکل گرفته‌اند. او با کاربست درجات رنگ‌های سرد و بهره‌گیری از کیفیت ژرف نمایی این رنگ‌ها و با ایجاد کنتراست‌هایی ملایم، همانند یک رنگ‌پرداز چیره‌دست، مخاطب را از تاریکی به نور و بالعکس سوق می‌دهد. در مطالعه‌ی نمادین اثر، کوزه، کوزه‌گر و نردبان قابلیت ارجاعات فلسفی و تمثیلی دارند. وجود نردبان در نقطه‌ی کانونی و کوزه‌های چیده شده در دو ردیف بالا را می توان نمادی از «تَبَتُّل»* دانست. در سمت راست آن کوزه‌گر با استفاده از همان تونالیته‌های رنگی و بدون تمرکز بر جزییات فیگور به تصویر درآمده است که شاید نشانی از «کوزه‌گر دهر»** باشد. هنرمند تلاش دارد با استعاره‌های بصری و ایجاد فضایی مبهم حسی از سرگشتگی و ناامیدی را به مخاطب منتقل کند. گویا ترجمان بصری این رباعی از حکیم #عمر_خیام_نیشابوری است: در کارگه کوزه گری رفتم دوش دیدم دو هزار کوزه گویا و خموش ناگاه یکی کوزه بر آورد خروش کو کوزه‌گر و کوزه‌خر و کوزه‌فروش متن: #احسان_آقایی @eaghaei . * از مقامات تَبتل تا فنا | پله پله تا ملاقات خدا .(مثنوی‌معنوی، دفتر سوم) . . . ** جامی است که عقل آفرین میزندش صد بوسه ز مهر بر جبین میزندش این کوزه‌گر دهر چنین جام لطیف می‌سازد و باز بر زمین میزندش (خیام) محمود جوادی پور (۱۳۹۱ - ۱۲۹۹) انبار کوزه‌‌ها ۱۳۴۱ ش رنگ روغن روی بوم ۱۳۵ × ۱۹۵ سانتی متر مجموعه #موزه_هنرهای_معاصر_تهران Mahmood Javadipour (Iranian,1920–2012) Pottery storage 1963 Oil on canvas 195 x 135 cm The Collection of #tmoca .

نمایشگاه مجازی نو به نو / اثری از محمود جوادی‌پور از گنجینه موزه

 #نو_به_نو هر روز یک اثر از #گنجینه_موزه_هنرهای_معاصر_تهران | ۳۸ | مفهوم کوزه و کوزه‌گریِ متأثر از رباعیات خیام را باید یکی از مهمترین مفاهیمی دانست که طی نیم قرن ذهنِ خلاق و جستجوگر استاد #محمود_جوادی_پور را به خود مشغول کرده بود. اثر پیش رو که قدیمی‌ترین تابلو با این مضمون محسوب می‌شود را باید آغاز تجلّیِ این مفهوم در آثار او دانست. #جوادی_پور در دهه‌های شصت، هفتاد و هشتاد نیز آثاری مشابه را خلق کرد که برجسته ترین آن‌ها تابلوی «کوزه‌ها» در سال ۱۳۷۴ است. در اثر حاضر بر خلاف سایر تابلوهای کوزه‌گری، هنرمند آگاهانه از بازنمایی صِرف فاصله گرفته است و با ایجاد نوعی وَهم تصویری از طریق سایه و نور، سعی کرده است مخاطب را به مفهومی فراتر از عناصر بصری تابلو ارجاع دهد، هرچند عناصر بصری موجود در تابلو در راستای همان مفهوم مدنظر هنرمند شکل گرفته‌اند. او با کاربست درجات رنگ‌های سرد و بهره‌گیری از کیفیت ژرف نمایی این رنگ‌ها و با ایجاد کنتراست‌هایی ملایم، همانند یک رنگ‌پرداز چیره‌دست، مخاطب را از تاریکی به نور و بالعکس سوق می‌دهد. در مطالعه‌ی نمادین اثر، کوزه، کوزه‌گر و نردبان قابلیت ارجاعات فلسفی و تمثیلی دارند. وجود نردبان در نقطه‌ی کانونی و کوزه‌های چیده شده در دو ردیف بالا را می توان نمادی از «تَبَتُّل»* دانست. در سمت راست آن کوزه‌گر با استفاده از همان تونالیته‌های رنگی و بدون تمرکز بر جزییات فیگور به تصویر درآمده است که شاید نشانی از «کوزه‌گر دهر»** باشد. هنرمند تلاش دارد با استعاره‌های بصری و ایجاد فضایی مبهم حسی از سرگشتگی و ناامیدی را به مخاطب منتقل کند. گویا ترجمان بصری این رباعی از حکیم #عمر_خیام_نیشابوری است: در کارگه کوزه گری رفتم دوش دیدم دو هزار کوزه گویا و خموش ناگاه یکی کوزه بر آورد خروش کو کوزه‌گر و کوزه‌خر و کوزه‌فروش متن: #احسان_آقایی @eaghaei . * از مقامات تَبتل تا فنا | پله پله تا ملاقات خدا .(مثنوی‌معنوی، دفتر سوم) . . . ** جامی است که عقل آفرین میزندش صد بوسه ز مهر بر جبین میزندش این کوزه‌گر دهر چنین جام لطیف می‌سازد و باز بر زمین میزندش (خیام) محمود جوادی پور (۱۳۹۱ - ۱۲۹۹) انبار کوزه‌‌ها ۱۳۴۱ ش رنگ روغن روی بوم ۱۳۵ × ۱۹۵ سانتی متر مجموعه #موزه_هنرهای_معاصر_تهران Mahmood Javadipour (Iranian,1920–2012) Pottery storage 1963 Oil on canvas 195 x 135 cm The Collection of #tmoca .

نمایشگاه مجازی نو به نو / اثری از محمود جوادی‌پور از گنجینه موزه

 

برای خرید پشت‌بام با ارسال رایگان به لینک زیر مراجعه کنید

خرید نسخه کاغذی

اخبارویژه

امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد.