در گفت‌وگو با مونه

159

نگاهی به آثار ماهرخ مفید نخعی در نمایشگاه گالری گراندی

«شاخه‌ی کوچک رود سن در آرژانتوی»[1] (1872) اثر کلود مونه[2]، هنرمند شهیر فرانسوی، است که در گالری ملی لندن[3] نگهداری می‌شود. بناست که این اثر از سال 2025 تا 2027 در چند نقطه از انگلیس به نمایش در آید. در بخشی از این رویداد، از 28 مارچ تا 13 ژوئن 2026، این اثر در گالری گراندی[4] در بلک‌پول[5] به نمایش در آمد. آنچه در حاشیه‌ی این نمایش، درباره‌ی چگونگی ارتباط میان یک اثر موزه‌ای و تاریخی با هنر معاصر اتفاق افتاد، برای صحنه‌ی هنر ایران محل توجه و تأمل است.  

در کنار این اثر از مونه، نمایشگاه انفرادی نقاشی‌های لوئیز جیووانلی[6] با نام «از اینجا تا اینجا تا اینجا»[7] به کیوریتوری پائولت بری‌یَن[8] برگزار شد. آثار حدود یک دهه‌ی گذشته‌ی جیووانلی، که متولد 1993 میلادی بوده و در سطح جهانی، به‌عنوان یک نقاش جوان شناخته می‌شود، در این نمایشگاه ارائه شده است. در بخشی دیگر، یک اثر صوتی در گفت‌وگو و تعامل میان هنرمندان رسانه‌های دیگر با اثر کلود مونه ساخته شده و در پلتفرم‌های مختلف در دسترس مخاطبان قرار گرفت. علاوه بر اینها، در گالری شماره‌ی‌ 3، در کنار پنج اثر از جیووانلی، آثاری از هنرمندان گروه‌های 2024 و  2025 مدرسه‌ی نقاشی آپولوی[9] منچستر، به عنوان نسل نوظهور نیز به نمایش در آمد. تنوع این بخش، رویکرد کیوریتوریال در انتخاب آثار و چگونگی امکان حضور در این مجموعه را نشان می‌دهد که در اینجا می‌توان به بهانه‌ی حضور یک نقاش ایرانی به نام ماهرخ مفیدنخعی در بخش هنرمندان این مدرسه به آن پرداخت.

ماهرخ مفیدنخعی با دو نقاشی رنگ روغن روی بوم که به‌ظاهر دو موضوع متفاوت دارند در این نمایشگاه حضور داشت. یکی اثر «همچنان درون، شماره‌ی ۲۶» که کارتنی با درِ باز و پر از اشیای کاغذپیچی شده را نشان می‌دهد. کارتن در گوشه‌ای خالی، احتمالاً در اتاقی، زیر نورهای رنگینی است که یادآور نورهای میان روز در خانه‌هایی با شیشه‌های رنگی است که در معماری ایران متداول بودند. نورهای رنگی در اینجا، برخلاف زیبایی همراه با آرامشی که در آن خانه‌ها تجربه می‌شد، به این صحنه‌ی عادی و آشنا، شکوه و اضطرابی توأمان می‌بخشد. کارتن و وسایل آماده‌ی جابه‌جایی که اسباب‌کشی و نقل مکان را به ذهن متبادر می‌کنند، با کمک نورهای رنگی، ظرفیت اشاره به جاکن شدن هنرمند مهاجر را دارند. «شناوری چهارم» اثر دیگر ماهرخ مفیدنخعی با پالت تک‌رنگ و سرد است. این نقاشی بادکنک‌هایی را کنار یک رومیزی منقوش نشان می‌دهد که بر خلاف ماهیت خود، مغلوب جاذبه‌اند و همچون گوی‌های سیمانی و سنگین روی زمین بی‌حرکت مانده‌اند. در اینجا نیز نوری که گویی از پنجره تابیده، برخلاف وزن استعاری بادکنک‌ها، به آنها نرمی و شفافیت می‌بخشد.

این دو اثر همانند دیگر آثار وی که اغلب نمایانگر فضای داخلی هستند، خانه و محل زندگی یک فرد را در غیاب او نشان می‌دهد. در این صحنه‌ها عناصری از زندگی روزمره به چشم می‌خورد که نور به آنها جلوه‌ای تئاترگونه داده است. گویی در این نقاشی‌ها لحظه‌ای از یک روایت داستانی یا یک فیلم سینمایی که از پیش بوده و پس از این نیز ادامه خواهد داشت، توسط نقاش انتخاب و منجمد شده است. مفیدنخعی بیانگری نقاشی را در این لحظه‌ها و فراتر از موضوع، در لایه‌های مفهومی اثر و در واقع در زبان نقاشانه‌ی خود جست‌وجو می‌کند. در این راستا فرآیند نقاشی و پتانسیل عناصر تصویری، به‌ویژه رنگ و نور، برای او اهمیت یافته است. این تأکید بر کیفیت‌های نقاشانه‌ی نور و رنگ در آثار هنرمند، ظرفیت آن را دارد که در آینده به فاصله‌ی بیشتر از بازنمایی منجر شود.

اما پرسش مهم این است که در نمایشگاه از نظر کیوریتور چه چیزی نقاشی‌های ماهرخ را به این مجموعه پیوند می‌دهد؟ می‌توان این پرسش را در مورد تمام آثار چنین نمایشگاه‌هایی پرسید. طبیعی است که پاسخ سرراست برای چنین پرسشی را فقط می‌توان از کیوریتور دریافت کرد، اما قصد ما این است که به عنوان مخاطب، دلایل انتخاب هنرمندان را به بحث بگذاریم. 

یکی از مهم‌ترین خصلت‌هایی که اثر «شاخه‌ی کوچک رود سن در آرژانتوی» را در میان آثار مونه برجسته می‌کند، تمرکز بر نور است، آن هم در سال‌های گذار هنرمند از رئالیسم به امپرسیونسیم. با توصیف‌های بالا، تأکید ماهرخ مفیدنخعی، تنها به عنوان یکی از هنرمندان این مجموعه، بر نحوه‌ی کاربست نور در نقاشی‌هایش و استراتژی‌های بصری مربوط به آن، تا حدی به بحث گذاشته شد. اما نورهای متمرکز و تئاتری آثار او یکسر با آنچه که در اثر مونه وجود دارد و بعدها دیدگاه‌های امپرسیونیستی او را شکل داد، متفاوت است. به این ترتیب آنچه اهمیت پیدا می‌کند، وسعت دامنه‌ی دید کیوریتور در دعوت از نقاشان است. باید در نظر داشت که قرابت با آثار مونه معیار حضور در این نمایشگاه و اساساً چنین نمایشگاه‌هایی نیست. هرچند در اینجا مجال بحث درباره‌ی آثار سایر هنرمندان حاضر در نمایشگاه نیست، اما با مطالعه‌ی دقیق‌تر، به نظر می‌رسد که نور در آثار انتخابی از یک طرف به عنوان رکن اصلی در ایجاد اتمسفر و فضای تصویر نقش بازی می‌کند و از طرف دیگر، عنصری است برای ثبت لحظه در نقاشی‌ و همین طور یادآور عکس و امر رقابتی میان عکاسی و نقاشی. آنچه که در همان دهه‌هایی که مونه به نقاشی مشغول بود، رسانه‌ی نقاشی را واداشت تا سوالاتی بنیادین از ماهیت خود بپرسد. نقاشی معاصر گویی در پاسخ به همین پرسش‌ها و ده‌ها تحول اجتماعی، فلسفی، سیاسی و رسانه‌ای دیگر در حال تقلاست، که دست کم، هر بار در نمایشگاهی گروهی از این دست و با تأکید بر رسانه‌ی نقاشی می‌توان روایتی از آن را دید.

اکرم احمدی توانا


[1] The Petit Bras of the Seine at Argenteuil (1872)

[2] Claude Monet (1840-1926)

[3] National Gallery, London

[4] Grundy Art Gallery

[5] Blackpool

[6] Louise Giovanelli

[7] From Here to Here to Here

[8] Paulette Brien

[9] Apollo Painting School

Claude Monet The Petit Bras of the Seine at Argenteuil 1872 oil on canvas, 52.6 × 71.8 cm Bequeathed by Sir Robert Hart Bt, 1971 NG6395 https://www.nationalgallery.org.uk/paintings/NG6395

امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد.