از هنر ناب تا کالای مصرفی

26
فرشید پارسی کیا

طبقه‌بندی تولیدکنندگان اثر هنری و تحولات بازار هنر در ایران

در قلب اقتصاد هنر، یک تنش فلسفی عمیق نهفته است. اثر هنری، به مثابه امر والا، فراتر از یک شیء مادی است. والتر بنیامین در توضیح مفهوم «هاله» (Aura) تأکید می‌کند که اثر هنری اصیل، دارای حضوری منحصربه‌فرد و جادویی است که در لحظه‌ی مواجهه‌ی مستقیم با مخاطب شکل می‌گیرد. همچنین واسیلی کاندینسکی هنر را بیان روحی و تجربه‌ی درونی می‌دانست؛ نه تقلید از واقعیت، بلکه آشکارسازی حقیقتی فراتر از ظاهر. این دیدگاه‌ها نشان می‌دهد که اثر هنری در ذات خود، لحظه‌ای از مواجهه‌ی وجودی و انتقال تجربه‌ی زیباشناختی ناب است. با این حال، وقتی این تجربه وارد مدار اقتصادی می‌شود، به کالای هنری تبدیل می‌گردد. این گذار، نقطه‌ی محوری طبقه‌بندی تولیدکنندگان اثر هنری و جریان بازار است.


طبقه‌بندی تولیدکنندگان اثر هنری

۱. هنرمند ناب (Pure Artist) این گروه، وفادار به ذات والای هنر هستند و برای مفاهیم هنری، کاوش وجودی و تجربه‌ی هنری ناب خلق می‌کنند. بازار برای آنها اولویت دوم یا حتی بی‌اهمیت است. آنها در استودیوهای خود کار می‌کنند و آثارشان بیشتر در فضاهای مستقل یا نمایشگاه‌های مفهومی دیده می‌شود. هدف اصلی‌شان انتقال «حقیقت تصویری» و زخم واقعیت است، نه فروش. این دسته، وجدان هنری جامعه به شمار می‌روند، اما معمولاً سهم بسیار ناچیزی از گردش مالی بازار دارند.

۲. هنرمند-بازیگر بازار (Artist-Market Player) این هنرمندان آثار را ابتدا با رویکرد مفهومی و هنری خلق می‌کنند، اما آگاهانه آن را وارد مدار بازار می‌کنند. آنها به دنبال تعادل میان ارزش والای هنری و ارزش اقتصادی هستند. وقتی اثرشان وارد گالری یا حراج می‌شود، به کالای هنری تبدیل می‌گردد. این گروه، پلی ظریف میان والایی هنر و واقعیت بازار هستند و بخش عمده‌ی هنرمندان حرفه‌ای موفق ایران را تشکیل می‌دهند.

۳. تولیدکننده‌ی کالای هنری (Art Commodity Producer) این افراد از ابتدا با نیت تولید کالا وارد میدان می‌شوند. آنها الگوریتم‌های اینستاگرام، ترندهای روز، سلیقه‌ی خریداران و تکنیک‌های بازارپسند را مبنای کار قرار می‌دهند. هدف اصلی‌شان فروش سریع و با حجم بالا است. هرچند آثارشان ممکن است از نظر تکنیکی قابل قبول باشد، اما فاقد عمق مفهومی و تجربه‌ی والای هنری هستند. بهتر است به این گروه «تولیدکننده‌ی کالای هنری» گفته شود تا «هنرمند». حاصل کار ایشان را می‌توان مصداق «صنعت فرهنگ» مد نظر آدورنو به شمار آورد. ظهور واسطه‌های جدید و تأثیر مخرب آن در سال‌های اخیر، شاهد افزایش چشمگیر تعداد گالری‌داران، کیوریتورها و دلال‌های جدید در بازار هنر ایران بوده‌ایم. بسیاری از این افراد از بدنه‌ی اصلی جامعه هنری نیستند، سواد هنری و تاریخی محدودی دارند و بیشتر الگوریتم‌های بازار (ترندها، سلیقه‌ی خریداران و الگوریتم اینستاگرام) را درک می‌کنند. این گروه بزرگ، به طور ناخواسته یا آگاهانه، دسته‌ی سوم (تولیدکنندگان کالای هنری) را تقویت کرده‌اند. نتیجه این است که آثار بازارپسند به سرعت در بازار جا می‌گیرند، در حالی که ارزش هنری و عمق مفهومی به تدریج اهمیت خود را از دست می‌دهد. این پدیده، یکی از جدی‌ترین تهدیدها برای سلامت بلندمدت بازار هنر ایران است.


در قیاس با مدل ۴P بازاریابی این طبقه‌بندی را می‌توان با مدل ۴P مقایسه کرد:
محصول (Product): در دسته‌ی اول، اثر حاصل تجربه‌ی هنری ناب است؛ در دسته‌ی دوم، ترکیبی از مفهوم و بازار و در دسته‌ی سوم، محصول از ابتدا برای فروش و جذابیت بصری طراحی می‌شود. قیمت (Price) دسته‌ی اول معمولاً ارزشگذاری ضعیفی دارد. دسته‌ی دوم قیمت را بر اساس ارزش هنری تعیین می‌کند. دسته‌ی سوم قیمت را صرفاً بر اساس تحمل بازار تنظیم می‌کند.

مکان (Place): دسته‌ی اول در فضاهای مستقل دیده می‌شود. دسته‌ی دوم در گالری‌های معتبر به نمایش درمی‌آید. دسته‌ی سوم عمدتاً در فضای مجازی و نمایشگاه‌های تجاری ارائه می‌شود.

ترویج (Promotion): دسته‌ی اول ترویج محدودی دارد. دسته‌ی دوم از شبکه‌سازی استفاده می‌کند. دسته‌ی سوم بر الگوریتم و تبلیغات مستقیم تکیه می‌کند.

جریان بازار و نتیجه‌گیری بازار هنر ایران همچنان بر پایه‌ی دسته‌ی دوم (هنرمند- بازیگر بازار) می‌چرخد، اما حضور گسترده‌ی واسطه‌های جدید باعث شده جریان به شدت به سمت دسته‌ی سوم متمایل شود. این جابه‌جایی، حجم بازار را افزایش داده، اما عمق فرهنگی و ارزش هنری را به شدت کاهش داده است. چنین است که دسته‌ی اول (هنرمند ناب) نیز بیش از پیش به حاشیه رانده شده‌اند.

نتیجه‌گیری
هنر همچنان امر والا است و اثر هنری حاصل لحظه‌ای از مواجهه‌ی وجودی و انتقال تجربه‌ی بصری ناب. اما ورود آن به بازار، آن را به کالا تبدیل می‌کند. حضور واسطه‌های فاقد سواد هنری کافی، این فرآیند را تسریع کرده و خطر تبدیل اثر هنری به کالای صرفاً مصرفی را افزایش داده است. حفظ تعادل بین سه دسته، حمایت از هنرمند ناب، تقویت هنرمند-بازیگر بازاری و کنترل تولیدکننده‌ی کالای هنری، کلید سلامت و پایداری بلندمدت بازار هنر ایران است.

فرشید پارسی‌کیامشاهده نوشته ها

Avatar for فرشید پارسی‌کیا

فرشید پارسی کیا زاده‌ تهران، هنرمند، مدرس، طراح و نویسنده‌ حوزه‌ی فرهنگ و هنر است. وی یکی از چهره‌های مهم نسل پنجم طراحان گرافیک ایران است که در حو‌زه‌ی طراحی نشریات، پوستر، تبلیغات، پژوهش و آموزش گرافیک فعال و پرکار بوده. فرشید پارسی کیا همچنین مدیرهنری گالری دنا و صاحب امتیاز و سردبیر نشریه تخصصی هنرهای تجسمی پشت بام است.

امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد.