خون از دماغ کسی نریخت

36
خون از دماغ کسی نریخت

در باب اکنون

هانا آرنت در کتاب «انقلاب» در سال 1963 میلادی می‌نویسد: «مفهوم جدید انقلاب از این تصور جداشدنی نیست که سیر تاریخ، ناگهان از نو آغاز می‌گردد و داستانی سراسر نو که هیچ‌گاه قبلا گفته یا دانسته نشده است به‌زودی شروع خواهد شد. این مفهوم پیش از دو انقلاب بزرگ اواخر سده‌ی هجدهم ناشناخته بود. هیچ‌یک از بازیگران پیش از درگیری در آنچه بعدا معلوم می‌شد انقلاب است کوچکترین احساس قبلی از طرح این انقلاب جدید نداشت»

حالا مساله‌ی این روزهای ایران این است که همه‌چیز در لحظه‌ای شروع می‌شود که تصورِ جهانی که قرار است برای جامعه‌ی ایران ترسیم شود در رسانه‌ها، فارغ از سوگیری یا بی‌نظر بودن که خود امری غریب است شکل گرفته است. از منظر نویسنده جهانی کنسروی در انتظار ماست، یعنی بی آنکه بدانیم درون کنسرو چیست، فقط با دیدن لیبل آن باید تشخیص دهیم که چه آشی برای خوردن در انتظار ماست. در این روزهایی که اینترنت جهانی در ایران قطع شد و مردگان زیادی بر دوش ملت افتاد بارها و بارها یاد اثری از معصومه مظفری افتادم؛ اثری از مجموعه‌ی گرمازدگی که در سال 1389 خلق شده و هنرمند خودش را به تصویر کشیده که با نگاهی نافذ به مخاطب می‌گوید: خون از دماغ کسی نریخت ولی ما بی‌چرازندگانيم. آنان به چرا مرگِ خود آگاهانند.

حالا بر می‌گردم به قسمت دیگری از کتاب انقلابِ هانا آرنت . او در جایی از کتاب می‌گوید: « تلاش برای کسب منافع، مسبب دگرگونی‌ها و سرنگونی‌هاست و این وقایع هرچند تا هنگامی که نظمی جدید استوار نشده ناگزیر توام با خونریزی است، ولی از سوی دیگر وابسته به فرقی میان توانگر و تهیدست است که سابقا در سازمان سیاسی جامعه مانند جان در تن آدمی، طبیعی و اجتناب‌ناپذیر انگاشته می‌شد.»

هرچند در این لحظه با توجه به قطع اینترنت جهانی و نداشتن دسترسی به متن دست اول این کتاب یا تحلیل‌های هوش مصنوعی از این سطور، فقط باید به ترجمه‌ی عزت‌اله فولادوند در نشر خوارزمی بسنده کنم، اما باید خطاب به آرنت عزیز که به‌واقع از کتاب‌های وی بسیار آموخته‌ایم بگویم که نه توانگر جان است و نه تهیدست تن؛ حداقل در ایران امروز ما تهیدست اگر هم تن باشد، زخمی است؛ بیچاره است و در حال زوال…

در این یادداشت که به تاریخ دوم بهمن‌ماه هزار وچهارصدوچهار شمسی می‌نویسم، کمی عجله، کمی بی‌اعصابی و کمی بی‌خبری از آینده‌ی نزدیک موج می‌زند و هیچ ابایی ندارم که بگویم برای ما گویا آن آینده‌ی کنسروی هم رقم نمی‌خورد. ما به آینده‌ی محصولات تاناکورایی دعوت شده‌ایم.

فرشید پارسی‌کیامشاهده نوشته ها

Avatar for فرشید پارسی‌کیا

فرشید پارسی کیا زاده‌ تهران، هنرمند، مدرس، طراح و نویسنده‌ حوزه‌ی فرهنگ و هنر است. وی یکی از چهره‌های مهم نسل پنجم طراحان گرافیک ایران است که در حو‌زه‌ی طراحی نشریات، پوستر، تبلیغات، پژوهش و آموزش گرافیک فعال و پرکار بوده. فرشید پارسی کیا همچنین مدیرهنری گالری دنا و صاحب امتیاز و سردبیر نشریه تخصصی هنرهای تجسمی پشت بام است.

امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد.