گالری گردی 4 اسفند

430
این تصویر دارای صفت خالی alt است؛ نام پروندهٔ آن image.png است
گالری گردی ( 4 تا 11 اسفند) با خرپشته

به پیشنهاد آناهیتا رضائی، شاعر و نویسنده همزمان با گالری گردی به قطعه «Gymnopedie No. 1» اثر «Erik Satie» گوش دهید.

«Gymnopedie No. 1»

گالری گردی در این هفته

گالری گردی در تهران

نمایشگاه انفرادی فاطمه محمدبیگی، 4 تا 14 اسفند 1402

نمایشگاه انفرادی مهسا عرب‌زاده، 4 تا 18 اسفند 1402

نمایشگاه انفرادی آرین حکیمی، 4 تا 18 اسفند 1402

نمایشگاه گروهی نقاشی، 4 تا 11 اسفند 1402

نمایشگاه انفرادی نقاشی سبا میرافضل، 4 تا 18 اسفند 1402

نمایشگاه انفرادی نقاشی سیروس مقدم، 4 تا 14 اسفند 1402

نمایشگاه انفرادی نقاشی فاطمه اسکندری، 4 تا 11 اسفند 1402

نمایشگاه گروهی، 4 تا 23 اسفند 1402

نمایشگاه گروهی، گردآوری: آیناز زارعی، 4 تا 8 اسفند 1402

نمایشگاه نقاشیخط معلی گرافی نوشین رعیت، گردآوری: آهنگ میرمنگره، 4 تا 10 اسفند 1402

نمایشگاه گروهی، گردآوری: الهام قربانی مهدی گودینی، 4 تا 9 اسفند 1402

نمایشگاه محمد حسن‌زاده، 4 تا 21 اسفند 1402

نمایشگاه روزبه غلامی، 4 تا 21 اسفند 1402

نمایشگاه گروهی گزیده‌ای از پوسترهای طراحی شده برای رویدادهای موزه هنرهای معاصر

نمایشگاه گروهی نقاشیخط، 4 تا 16 اسفند 1402

نمایشگاه گروهی مجسمه، 4 تا 10 اسفند 1402

مرور آثار معصومه مظفری، 4 اسفند 1402

نمایشگاه گروهی، 4 تا 11 اسفند 1402

سومین نمایشگاه گروهی، به انتخاب بهنام کامرانی و نرگس فراهانی، 4 تا 14 اسفند 1402

نمایشگاه انفرادی ویدیوآرت آویده سلمان پور، 4 تا 11 اسفند 1402

نمایشگاه گروهی، 4 تا 10 اسفند 1402

نمایشگاه گروهی نقاشی، 4 تا 15 اسفند 1402

نمایشگاه گروهی، 4 تا 15 اسفند 1402

نمایشگاه گروهی، 4 تا 25 اسفند 1402

نمایشگاه گروهی هنرهای تجسمی، 4 تا 9 اسفند 1402

نمایشگاه گروهی، 4 اسفند تا 30 فروردین 1403

گالری گردی در اهواز

نمایشگاه گروهی، 4 تا 14 اسفند 1402

گالری گردی در اصفهان

نمایشگاه انفرادی عکاسی کیمیا سمواتی، 3 تا 6 اسفند 1402

ششمین دوره نمایشگاه گروهی چاپ دستی به سرپرستی میلاد فروزفر، 4 تا 9 اسفند 1402

گالری گردی در شیراز

نمایشگاه انفرادی نقاشی و طراحی فاطمه ساجدی راد، 3 تا 14 اسفند 1402

گالری گردی در یزد

نمایشگاه گروهی مجسمه، 3 تا 9 اسفند 1402

گالری گردی در ساری

نمایشگاه گروهی نقاشی، 5 تا 7 اسفند 1402

نمایشگاه گروهی نقاشی، 4 تا 16 اسفند 1402

گالری گردی آنلاین

نمایشگاه آنلاین نقاشی رسول رضائی، 4 تا 9 اسفند 1402

شعر هفته

۱.
پيچيده در موهايت
در پيراهنت
نه می‌گشايد
نه می‌پوشاند

با اندوهم چه می‌كنی
ای باد!
نه موافقی
نه مخالف

۲.
پر زدن ِشب پره‌ای
چسبيده به تاريكی
چه چيزی را به يادم می‌آورد؟
واژه‌ای سرگردان؟
جان كندنِ گربه‌ای در نيمه شب
كه خواب را آشفته می‌كند؟
قفسی از ياد رفته در مهتابیِ خانه‌ای قديمی؟

چه چيزی را به يادم می‌آورد
شاخه‌ای كه در ذهنم شكسته
بی‌آنكه انبوه برفی بر تنش نشسته باشد

دست می‌كشم بر شيشه
محو می‌شود بخار از حروفی غمگين

حافظه‌ام اگر مرده باشد
صدا ادامه می‌دهد
آفتاب را
كه خيس مانده بر لخته‌های خون در خيابان

۳.
چه می‌گذرد بر مگسك تفنگ
وقتی به قلب انسانی نگاه می‌كند
بر آدم‌های دور از هم
كه نزديك‌ترند به مرگ.

با اين همه سوت قطار،
بوق ماشين،
آژير آمبولانس،
كسی صدای اندوه ديگری را نخواهد شنيد.
نشانه‌های تاريك،
نشانه‌های روشن،
جريانی شتابان كه می‌برد ما را در روشنی،
در تاريكی.

حيرت‌آور است اوج
كه پرنده‌ای را در خودش نگه می‌دارد
سازش سنگ و آب
وقتی آبشاری فرو می‌ريزد،
فرو‌‌ ريختن خانه‌ای اما
با ما چه خواهد كرد؟
تكه‌های پراكنده‌ی آبی
می‌ريزد از رويا بر صفحات روزنامه
سفيدی ِ پيراهن‌ها
در گودی دستی كه انگشت‌هايش آن را پنهان
می‌كند.
درخششی ميان ماسه‌ها شايد
جای پایی باشد
كه موجی آن را می‌بلعد
جاهای بيشتری در زندگی، شكل حفره هایی
عميق
خالی می‌ماند.

هراس بزرگ در راه است
چه می‌كنيم
با گلی كه زيبایی‌اش بر سنگی روئیده
اضطرابی که با باد می‌دود
چه چاره‌ای جز چیدنِ خارِ سيم‌ها
با دست‌های خالی،
جز فکر به قلب‌هامان
در بیداری، هنگام خواب
و رها شدن از سایه‌ای برهنه، با چیزی در مشت
که تعقیب‌مان می کند
از کسی که در تاریکی راه می‌رود
و فکرهایش را در ما می‌ریزد.

زمان در حال گذشتن از باغچه است
و عطری در مشام میدان‌ها
چیزی را به یاد نمی‌آورد.
از حقیقت گمشده چه می‌دانیم
از آنچه می‌گذرد
بر انسانی، که انسانی دیگر
به قلبش نگاه می‌کند.

به پیشنهاد فرزین پارسی‌کیا

زنبورها

زنبورها گل های زرد را به کندو می برند.
صدای انجماد برگ ها
گم شده در ناله های زنی
که برف بر کمرگاهش کُپه می شود
یخ می بندد.
شکاف های کوچک
شکاف های کوچک تر را می یابند
به پیش می روند،
عمیق می شوند.

زنبورها خون را به کندو می برند.
و خون، زرافه ای ست
با گردن و پاهای بلند
از بالای قلمروام  می گذرد
از ارتفاع فواره های میدان ها بالاتر می رود
می جهد
و خرگوشی
در همه ی تنم پنهان می شود.

نمی توانم نگاه نکنم
به آن ها که از روبه رو شلیک می کنند.
برف بر کمرگاهم می نشیند
یخ می بندد
لایه ای از خون و سکوت
که سربازان بر آن می گذرند.
در هر سرباز
زنی آماده ی شلیک است،
زنی فرو رفته در پرچمی از پوست،
و سربازان پرچم ها را می پوشانند.

نمی توانم به روبه رو نگاه نکنم
و خرگوش
 زیر توده ای از برف مدفون می شود.
شکاف ها را دنبال می کنم،
درون و بیرونِ خودم را:
خون منجمد و خون جاری
هیچ کدام به زخم هایم برنمی گردند.

 زخم ها عمیق می شوند
خرگوشی در آن ها سقوط می کند
به مرزهای ناممکن می رسد،
به شیارهای تنهایی و یأس .  

سربازان با پوتین های شان
کُشته ها را پشت و رو می کنند.
شیارهای مورب و عمیق چهره ها
آن ها را به درون می کشد.
گم می شوند میان خرگوش ها
و تیر خلاص را به هم شلیک می کنند.

کمرگاهم می سوزد،
گورستانی تودرتو
که از اجدادم آغاز می شود
آن ها که تاریخِ مرگ شان
 از سنگ ها محو شده است
بی خاطره زندگی می کنند
و سرگردانی شان را زنبورها به کندو می برند
با شهدشان دیوار  می سازند.

  سربازها
از کندوها محافظت می کنند
از تاریخ
از ملکه
و کارگرها.  

به پیشنهاد فرزین پارسی‌کیا

در منحنی ِفاصله‌ای گم
با درخت می‌خوابد
وهمِ دوگانگی :
رسمی ترین لباس، بر اندام شاخه ها

اما
شب در حقارتِ میزها
رها شده است
پیوسته در تلفّظِ کاغذ
اقلام لازمی‌ست برای جهیدن از رویا

در بازگشت به طعم‌ها و دهان، چاقوست
و آفریدگارِ کوچک انواعِ مزه‌ها
با گس ترین دهان به صبح می‌غلتد
نارس به طعمِ لبانت در اعتصاب

مزه اش کن !
بِچِش حواس را
مخلوقِ رنگ‌های تن‌ام
به پاره‌های پیرهنت

به شیرِ جاری و خون
که در جراحتِ سینه مضطرب است
پس تکه هات را به برگ می‌سپرد
آغشته در تبِ ظهر

به پیشنهاد آناهیتا رضایی

داستان هفته

در اتاق کار را که باز کردم، دیدم پنجره.ها طبق معمول باز است و روکش ماشین تحریر هم برداشته شده. پرسیدم «چیزی شده؟» پدرم عبوس و عنق نشسته بود _ البته نه شبیه وقت‌هایی که تجدیدی می‌آوردم _ و مادرم هم ظاهراً یکی از آن حمله‌های عصبی سراغش آمده و بی‌حال یک گوشه افتاده بود. رفتم سمت کتابخانه و خودم را انداختم روی مبل راحتی سبزرنگ. هم گیج شده بودم و هم کنجکاو که بدانم علت این اوضاع قمر در عقرب چیست. جوابم را ندادند، ولی خودشان همچنان داشتند جواب همدیگر را می دادند. جواب‌هایشان، که البته لازم نمی‌دیدند به سؤال مرتبط باشد، جلو چشم و بغل گوش من، به سوی همدیگر پرتاب و منفجر می‌شد. انگار من فقط وقایع نگار جنگ بودم. مادرم داشت می‌گفت چقدر از «آن‌یکی» بیزار است و هیچ اهمیتی ندارد که پدرم آن قدر آشغال است که با آن پتیاره روی هم می‌ریزد و یادش می‌رود زن و خانواده‌ای دارد که برای آبروی آنها هم شده باید حفظ ظاهر کند، ولی مسئله در اصل چیز دیگری بود: رابطه‌ی علنی. شانه به شانه‌ی همدیگر در باغ گیاه‌شناسی قدم بزنند، سینما بروند و در کافه قرار بگذارند. بعد میخواهی چه شود؟ معلوم است که آملیا، زن برادرش، به خودش اجازه می‌دهد در لفافه‌ی دلسوزی به او طعنه بزند که بعضی آزادی‌ها را باید محدود کرد ( آن‌هم او، آن لكاته!) و برادرش، یعنی دایی‌ام، کیف کند از یادآوری اینکه چقدر مادرم را قبل از ازدواج نصیحت کرده و گفته که پدرم سر سوزنی لیاقت او را ندارد ( آن‌هم او، آن بی‌غیرت!).به این‌جا که رسید موضوع روشن شد و من بفهمی‌نفهمی از اصل ماجرا سر درآوردم. احساس کردم مزاحمم و بهتر است شرم را کم کنم. هنوز درست از روی مبل بلند نشده بودم که پدرم بدون این که نگاهم کند گفت: «بنشین!» طبعاً نشستم، ولی این بار بیشتر در مبل فرو رفتم. از بالای شانه‌ی راستم می‌توانستم پر کلاه مادرم را تشخیص بدهم و در سمت چپ، پیشانی بلند و کله ی طاس پدرم را. پیشانی بلند و عقب‌رفته ی پدرم با هر جوابی که می‌داد _ باربط یا بی ربط _ یکی در میان چین می‌خورد و صاف می‌شد، رنگ می‌باخت و گر می‌گرفت. می‌گفت خیانت نکرده، و وقتی هم که مادرم با آن یارو ریکاردو دل می‌داده و قلوه می‌گرفته جیکش درنیامده چون احتیاط سرش می‌شود و آبروی خانواده از همه‌چیز برایش مهم‌تر است و چاره‌ای نداشته جز این که دندان روی جگر بگذارد. مادرم در جوابش گفت چرند نگوید چون می‌داند این دندان روی جگر گذاشتن‌ها از کجا می‌آید. پدرم پرسید از کجا. مادرم گفت از این که سرش را مثل کبک کرده بوده زیر برف پدرم. جواب داد حتماً همین طور بوده، چون خیال می‌کرده مادرم با ریکارد و فقط لاس می‌زده، ولی نگو کار به جاهای باریک هم کشیده. پر کلاه مادرم تکان شدیدی خورد. ظاهراً ضربه‌ی سختی خورده بود. بالعکس پدرم خنده‌ای کرد و پیشانی‌اش از هم باز شد. حتی انگار کیفور شد. مادرم درجا فهمید رودست خورده است. فهمیدم پدرم احتمالاً از اول همه چیز را می‌دانسته و فقط منتظر فرصت مناسب بوده تا ضربه‌اش را کاری‌تر بزند. مادر چند هق‌هق عصبی کرد و پر کلاهش از دیدرس من خارج شد. کم‌کم آتش بس شد. پدرم گفت حالا دیگر موافق طلاق است. مادرم گویا موافق نبود و می‌گفت طلاق خلاف شرع است و ترجیح می‌دهد زندگی‌شان را با خداحافظی دوستانه‌ای از هم جدا کنند، یعنی هم خودشان و هم اموالشان را. پدرم گفت کارهای دیگری هم هست که خلاف شرع است، ولی دیگر ادامه نداد و به ریکاردو و «آن یکی» اشاره نکرد. فقط از جدایی گفت و از مال و اموال، بیشتر هم از مال و اموال. مادرم گفت ملک پرادو را ترجیح می‌دهد. پدرم هم همین نظر را داشت. یعنی او هم همان را می‌خواست. من از همه بیشتر از ملک پوسیتوس خوشم می‌آید‌. هر آدم عاقلی ملک پوسیتوس را ترجیح می‌دهد، ولی چون پدر و مادر من فقط عاشق دعوا و مرافعه‌اند و خوششان می‌آید فحش و فحش‌کاری کنند، ملک پرادو در عرض بیست دقیقه هفت‌هشت بار تغییر مالکیت داد. عاقبت حرف مادرم به کرسی نشست و ملک پوسیتوس خودبه‌خود نصیب پدرم شد. بعدش نوبت به اتومبیل‌ها رسید؛ پدرم کرایسلر را ترجیح می‌داد و طبعاً مادرم هم همان را‌. اینجا هم مادرم برنده شد، ولی پدرم ظاهراً ککش نگزیده بود: شکست مصلحت‌اندیشانه. بعد دوباره جنگشان گرفت: سر مالکیت زمین‌ها، سهم‌شان از مزرعه‌ی نعنا، اوراق بهادار و انبار هیزم. اتاق کار داشت تاریک می‌شد. پر مادرم که دوباره در دیدرس قرار گرفته بود ،حالا فقط سایه‌ای سیاه بر پنجره بود. کله‌ی طاس پدرم هم دیگر برق نمی‌زد. صداهاشان خشدار شده بود و دیگر حالت بگومگو نداشت، ولی همچنان بی‌رمق به همدیگر می‌توپیدند و خاطرات ناخوشایند را مرور می‌کردند، انگار کسی زورشان کرده بود همین الگو را ادامه بدهند. دیگر فقط مانده بود تکلیف بلیت‌های بخت‌آزمایی روشن شود و چک‌های معوقه، و چند کار خرده‌ریز دیگر. بلند شدند و به سمت همدیگر رفتند. نا نداشتند ولی ظاهراً رضایت خاطر داشتند. حالا کامل می‌دیدمشان. آن‌ها هم مرا می‌دیدند: لت و پار و نیمه‌جان افتاده روی مبل. پدرم انگار تازه یادش آمد که من آنجا بوده‌ام آرام و بی‌حوصله گفت: «ای بابا، این هم مانده!» از جایم تکان نخوردم. سرد و بی‌حرکت و بی‌اعتنا همان‌جا ماندم، درست مثل بقیه ی مایملکشان.

پیشنهاد کسری کبیری

پیشنهاد داستان کوتاه خرپشته

کتاب هفته

پیشنهاد خواندنی: درمان شوپنهاور
نویسنده آروین د. یالوم
ترجمه سپیده حبیب
نشر قطره

درباره کتاب: یک روان‌شناس برای رهایی از تسلیم شدن در برابر مرگ پیش‌بینی شده‌اش، تلاش می‌کند تا تسلیم هراس از مرگ نشود.

از متن کتاب : هر نفسی که فرو می‌بریم، مرگی را که مدام به ما دست اندازی می‌کند، پس می‌زند….

 
 
پیشنهاد از ارنواز صفری نویسنده و مترجم
پیشنهاد کتاب خرپشته

پادکست هفته

احمد شاملو (۲۱ آذر ۱۳۰۴ – ۲ مرداد ۱۳۷۹) متخلص به الف. بامداد و الف. صبح، شاعر، فیلم‌ساز، روزنامه‌نگار، پژوهشگر، مترجم، فرهنگ‌نویس و از دبیران کانون نویسندگان ایران بود. شاملو تحصیلات مدرسه‌ای نامرتبی داشت؛ زیرا پدرش افسر ارتش بود و پیوسته از شهری به شهری گسیل می‌شد، و از همین روی خانواده‌اش هرگز نتوانست مدتی طولانی جایی ماندگار شوند. زندانی شدنش در سال ۱۳۲۲ به‌سبب فعالیت‌های سیاسی پایانِ همان تحصیلات نامرتب بود. شهرت اصلی شاملو به‌خاطر نوآوری در شعر معاصر فارسی و سرودن گونه‌ای شعر است که با نام شعر سپید یا شعر شاملویی که هم‌اکنون یکی از مهم‌ترین قالب‌های شعری مورد استفادهٔ ایران به‌شمار می‌رود و تقلیدی است از شعر سپید فرانسوی یا شعر منثور شناخته می‌شود…



به پیشنهاد آناهیتا رضایی

فیلم هفته

آمادئوس (1984) Amadeus

 پرواز خیال برای ساختن درامی زندگینامه ای با اقتباس آزاد از زندگی آمادئوس موتسارت بر اساس آنچه کارگردان شهیر چک، میلوش فورمن و نمایشنامه نویس برجسته انگلیسی، پیتر شِیفر، در سر پروراندند، به اندازه نبوغ قهرمان داستانش، موتسارت، و جنون مرگبار ضد قهرمانش آنتونیو سالییِری، جسارتی می طلبید که این هر دو به آن دست یازیدند و نقش این خیال، یکی از برترین آثار سینمایی جهان، فیلم « آمادئوس» است. با نگاهی به ژانر زندگینامه ای، می توان به راحتی اذعان کرد که در اغلب موارد این کوششها به دلیل شکافهای بین واقعیت زندگی مشاهیر و آنگونه که در آثار پدید آمده از زندگی ایشان بازنمایی می شود با توفیق همراه نیست و به جدلهای بسیار بر سر اسناد تاریخی و زاویه دادن های ایدئولوژیک بر فرازهای زندگی آنان می کشد. از همین رهگذر، فورمن محور اساسی درام خود را نه بر سیر تاریخ نگارانه شخصیت یگانه فیلمش، بلکه بر سر کشمکشی ابدی ازلی در هنر و شخصیت هنرمند گذاشت، آنجا که مسیر گذار از مرزهای نبوغ، رهپویان این قله را یک به یک پشت سر می نهد و تنها قهرمانانی با گذر از مرزهای جنون، به ستیغ دست می یابند و دیگران را در حسرت و غبطه ای جانکاه در این مسیر بر جای می گذارند. همپیمایانی که چه بسا در پیچ و خم های کوره راهها، دشنه بر پشت پیشروندگان گذارند، نه از خبث نیت، نه هرگز، بلکه از تمنا و شوق رسیدن به آنچه در می یابند هرگز و با هیچ کوشش و فداکاری به آن دست نخواهند یافت. آنتونیو سالییری، عالیجاه ترین موسیقیدان هم عصر موتسارت که با تقدم سنی در دربار، مورد تفقد خاصه است، در جدال با نبوغ موتسارت جوان ، در هزارتوهای ذهن، چنان راههایی پرخطر را در می نوردد که سرانجام در سال 1823، از پی تلاشی نافرجام برای خودکشی و پایان این مشقت کشنده، درتیمارستانی محبوس می شود و اعترافات هذیانی او به گوش کشیشی جوان می رسد. سالیری دو ملودی را که از تالیفات اوست برای کشیش می نوازد و کشیش آنها را باز نمی شناسد. سپس سالیری قطعه کوچک شبانه از موتسارت را نواخته و کشیش بی درنگ نام خالق اثر را به زبان می آورد. با این سرآغاز، سالیری داستان زندگی و مرارت های خود را در عالم موسیقی باز می گوید تا رسیدن به بحرانهایی که به خدعه ها و دسیسه های بسیار مهلک از جانب سالیری بر علیه موتسارت جوان و شیدا می رسد و دامهایی که او برای نابودی موتسارت می افکند. گرچه این بغض و نفرت در میان هنرمندان برجسته، که به رقابتهای خصم آلود و بنیان افکن انجامیده مسبوق به سابقه است و مرزهای آن را هیچ اخلاقیاتی حصر و محدود نمی کند اما تبار فیلم فورمن، از همان گونه « فانتزی بر اساس تم سالیری و موتسارت» نامی که شیفر در نمایشنامه اش بر آن نهاده بود دارد: فرمی موسیقیایی بر اساس بداهه پردازی. جدالی نهایی و ابدی و کشمکش نبوغ و میان مایگی.

فیلم« آمادئوس» در یازده رشته برگزیده رقابت در اسکار شد و به هشت جایزه نایل آمد. سر لارنس اولیویه در مراسم اسکار بدون خواندن نام دیگر آثار و بدون مقدمه فیلم را به عنوان بهترین فیلم سال اعلام کرد و در بخش بازیگری، هر دو بازیگر نقش موتسارت و سالیری، در اتفاقی نادر، اسکار را از آن خود کردند. در انبان افتخارات فیلم به چهار جایزه بفتا، چهار گلدن گلوب و جایزه انجمن کارگردانان آمریکا می توان اشاره کرد.    

 

به پیشنهاد ارغوان نامور و شهاب عبدالله پور

پیشنهاد فیلم خرپشته

نوشت‌آرت

عنوان: نحو محو
هنرمند: مهران مهاجر

زمان: ۲۷ بهمن تا ۱۸ اسفند ۱۴۰۲
محل نمایش: گالری ۲+

نویسنده: ندا جبارزاده

معروف است اختراع عکاسی و در دسترس عموم قرار گرفتن توانایی عکس‌برداری، هنرهای زیبا را برای همیشه تحت‌الشعاع خود قرار داد. مسئله‌ی اصلی در این مورد امکان بازنمایی واقع‌گرای جهان، آن‌گونه که به چشم همگان می‌آمد، بود. از آن زمان تاکنون این پرسش در کانون توجه هنر نقاشی و تنش آن با عکاسی قرار گرفت: اگر عکاسی تصویری بسیار شبیه به واقعیت و تقریباً عین‌به‌عین آن را تولید می‌کند، چه نیازی به طراحی و نقاشی رئالیستی از جهان هست؟
یک پاسخ زمان‌بر و طولانی به این پرسش، گسترش تدریجی هنر مدرن و هرچه انتزاعی‌تر شدن آن بود‌؛ تا جایی‌که دیگر اثری از هیچ عنصر یا نشانه‌‌ای از جهان واقعی در تابلوی نقاشی پیدا نبود.
نمایشگاه جدید مهران مهاجر که سال‌هاست در زمینه‌ی ترجمه، تألیف، تدریس و تولید اثر هنری در عکاسی تجربه اندوخته، با عنوان «نحو محو»، کوششی ا‌ست در جهت تهی کردن هنر عکاسی از هر نشانه‌ی قابل ارجاع به جهان واقع. این مجموعه درعین‌حال که واجد ماهیتی تجربه‌گراست که هنرمند در آن حاصل سال‌های پختگی خود را در معرض عموم قرار می‌دهد، پیشنهادی‌ است برای بقای هنر عکاسی به‌مثابه‌ی هنری زنده در عصری که شاهد وفور تصاویر واقع‌گرایانه‌ی عکاسی به‌طور روزمره در شبکه‌های اجتماعی و بیلبوردهای تبلیغاتی در مقابل دیدگان همه هستیم.
البته که این صرفاً ابتکار مهران مهاجر نیست و در تاریخ عکاسی بسیار تکرار شده اما مسئله‌ی تاریخی‌ای که این قبیل آثار به آن اشاره دارند چیزی شبیه به این است. این‌جا پرسش دیگر در هنرهای زیبا مطرح نمی‌شود و در تنش با هنر نقاشی نیست بلکه پرسش این است: آیا همچنان نیازمند نمایش آثار واقع‌گرایانه‌ی عکاسی به‌مثابه‌ی هنر در گالری‌ها هستیم، وقتی‌که در زیست روزمره، هر روز و هر ساعت تصاویری از این دست در مقابل چشمان‌مان قرار دارند؟
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
محل نمایش:‏ @plus2gallery
نویسنده: @neda.jabarzadeh
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
‏Instagram: @neveshtart
‏Website: www.neveshtart.com
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#نوشتآرت
#زیبان
#گالری_پلاس۲
#مهران_مهاجر
#neveshtart
#zeeban
#mehran_mohajer
#plus2gallery

گالری گردی از هفته گذشته

گالری گردی در تهران

نمایشگاه عکس‌های دهه شصت ساسان مویدی، 27 بهمن تا 8 اسفند 1402

نمایشگاه گروهی، کیوریتور: زروان روح‌بخشان 27 بهمن تا 8 اسفند 1402

نمایشگاه انفرادی علی میرفتاح، 27 بهمن تا 7 اسفند 1402

نمایشگاه گروهی، 27 بهمن تا 18 اسفند 1402

نمایشگاه انفرادی مرتضی اردلان، 27 بهمن تا 15 اسفند 1402

نمایشگاه انفرادی فریبا فرقدانی، 27 بهمن تا 11 اسفند 1402

نمایشگاه انفرادی سحر باصری سعدی، 27 بهمن تا 11 اسفند 1402

نمایشگاه انفرادی مهران مهاجر، 27 بهمن تا 18 اسفند 1402

نمایشگاه گروهی، 27 بهمن تا 24 اسفند 1402

نمایشگاه انفرادی رایا بختیاری، 27 بهمن تا 8 اسفند 1402

نمایشگاه انفرادی آثار آبرنگ شهرزاد زمهریری، 27 بهمن تا 4 اسفند 1402

نمایشگاه گروهی هنر کاربردی، 27 بهمن تا 6 اسفند 1402

نمایشگاه عکس‌های محمود حیدریان، 27 بهمن تا 20 اسفند 1402

نمایشگاه نقاشی‌های مهدی سیفی، 27 بهمن تا 25 اسفند 1402

نمایشگاه انفرادی اوژن سیروسی، 27 بهمن تا 22 اسفند 1402

نمایشگاه گروهی، 27 بهمن تا 11 اسفند 1402

نمایشگاه انفرادی پگاه سلیمی، 27 بهمن تا 22 اسفند 1402

نمایشگاه انفرادی فرناز باغبان، 27 بهمن تا 18 اسفند 1402

بنیاد ایرج زند؛ نمایشگاه گذری بر فرسک، 27 بهمن تا 27 اسفند 1402

نمایشگاه گروهی نقاشی، مجسمه و چیدمان، 27 بهمن تا 26 فروردین 1403

نمایشگاه نقاشی‌های فرناز رضایی، 27 بهمن تا 8 اسفند 1402

نمایشگاه انفرادی پروین حکیم، 27 بهمن تا 7 اسفند 1402

نمایشگاه انفرادی مهدی قنبری، 27 بهمن تا 8 اسفند 1402

نمایشگاه انفرادی مهدی فلاح، 27 بهمن تا 6 اسفند 1402

نمایشگاه انفرادی حمیدرضا قلیچ خانی، 27 بهمن تا 7 اسفند 1402

نمایشگاه انفرادی لیلا محمدی، 27 بهمن تا 15 اسفند 1402

نمایشگاه انفرادی مسعود کشمیری، 27 بهمن تا 4 اسفند 1402

نمایشگاه به یاد کامبیز درم‌بخش، 27 بهمن تا 8 اسفند 1402

نمایشگاه انفرادی سحر جعفری، 20 بهمن تا 4 اسفند 1402

نمایشگاه انفرادی حمید بهرامی، 27 بهمن تا 8 اسفند 1402

نمایشگاه انفرادی بابک حقی، 20 بهمن تا 4 اسفند 1402

نمایشگاه انفرادی نوشین شفیعی، 20 بهمن تا 4 اسفند 1402

نمایشگاه انفرادی بیژن نعمتی شریف، 20 بهمن تا 4 اسفند 1402

نمایشگاه انفرادی فرشته همتی، 20 بهمن تا 4 اسفند 1402

نمایشگاه گروهی، 13 بهمن تا 4 اسفند 1402

نمایشگاه انفرادی فرهاد احرارنیا، 13 بهمن تا 4 اسفند 1402

نمایشگاه انفرادی هاوار امینی، 13 بهمن تا 20 اسفند 1402

نمایشگاه گروهی، 13 بهمن تا 15 اسفند 1402

نمایشگاه انفرادی الهه ترابی، کیوریتور: امیر خداپناهی، 13 بهمن تا 4 اسفند ماه 1402

نمایشگاه انفرادی آرش پایا، 13 بهمن تا 4 اسفند ماه 1402

نمایشگاه انفرادی بیتا فیاضی، کیوریتور: ولی محلوجی، 6 بهمن تا 11 اسفند ماه 1402

نمایشگاه انفرادی ملیکا شفاهی، 15تا 6 اسفند ماه 1402

نمایشگاه انفرادی ریکریت تیراوانیجا، 24 تا 25 اسفند 1402

نمایشگاه آنلاین

نمایشگاه آنلاین 100 اثر 100 هنرمند، 29 دی 1402 تا 30 خرداد ماه 1403

گالری گردی در کاشان

نمایشگاه عکس‌های صادق میری، 6 بهمن 1402 تا 30 فروردین ماه 1403

گالری گردی در انزلی

نمایشگاه گروهی، 27 بهمن تا 11 اسفند 1402

گالری گردی در اصفهان

نمایشگاه انفرادی علی گلستانه، 13 بهمن تا 5 اسفند 1402

نمایشگاه انفرادی علی گلستانه، 13 بهمن تا 5 اسفند 1402

گالری گردی خارج از ایران

نمایشگاه انفرادی گل‌آرا جهانیان به انتخاب درسا جلالی، 19 بهمن تا 19 اسفند 1402

نمایشگاه گروهی، ۵ مهر ماه ۱۴۰۲ تا ۳ فروردین ۱۴۰۳

نمایشگاه گروهی، 28 دی تا 11 اسفند 1402

نمایشگاه در حال برگزاری است.
برای درج آگهی در گالری گردی هفته با خرپشته به شماره 09124110368 پیام دهید

اطلاعات به روز نمایشگاه‌های خود را به آدرس Kharposhtemag@mail.com بفرستید.

در پایان گالری گردی 4 اسفند پیشنهاد می‌کنیم «قسمت هشتم» سخنرانی بهرام بیضایی: نگاه تحلیلی به افسانه «رستم و سهراب» را تماشا کنید

برای دریافت لینک گالـــری گردی با خرپشتــــــه در روزهای جمعـه، شماره تماس خود را برای ما یادداشت کنید

لوگو پشت بام
در مجله آنلاین و اسناد پژوهشی پشت‌بام بخوانید

باشد که رستگار شویم

این آشغال نیست

نمایشگاه آثار مریم زندی

سیاره در برابر آدم‌ها

دوستدار آبی ایرانی