جهان سوررئال رئوف حقیقی
کاوشی در بدن، روان و هستی؛ جایی که خطوط مداد و خودکار مرز میان واقعیت و خیال را جابهجا میکنند.
رئوف حقیقی، از هنرمندان معاصر، مداد و خودکار را به عنوان ابزار اصلی در طراحیهای خود به کار گرفته است. او، با مهارتی استادانه و پرداختی دقیق همراه با سایهزنی نرم، صحنههایی سوررئال خلق میکند که بازتابی از عواطف انسانی است. آثار او با اشارهای مختصر اما موثر به جابهجایی و جایگذاری عناصر متناقض، قوانین طبیعی را به چالش میکشند و عناصر را متناسب با مفهوم اثر در صفحه بازآرایی میکنند.
موضوع اصلی آثار وی، انسان و جایگاه او در هستی است. گاه از تکرار یک چهره یا بدن در فضایی متروک یا در میان سکوت و خلأ صفحه، برای بیان محتوا و مضمون بهره میبرد. او همچنین قلب و دهان و گاه چشم را به عنوان دریچههایی به درون آدمی و مباحث روانکاوی به تصویر کشیده است. او با تاکید بر این اندامها حواس انسانی را به ابزارهایی برای کشف لایههای پنهان روان بدل میسازد؛ گویی هر کدام از این اجزا، دروازهای است به دنیای درونی، به اضطرابها، آرزوها و پرسشهای بیپاسخ. این نگاه نمادین به آثار او بُعدی شاعرانه و تاملبرانگیز میبخشد.
در برخی از آثارش، خودنگارههایی را در میان کاراکترهایش میتوان دید. او عواطفی همچون دلهره، ترس، آشوب، دوراهی، رستگاری و پرواز بیپایان افکار را به تصویر میکشد. گاهی این احساسات در فضای اطراف شخصیت بازتاب مییابند در حالی که چهرهی فرد، باوجود طوفانی از افکار درونی، حالتی خنثی و بیتفاوت را نمایش میدهد.
در لایهای عمیقتر، آثار رئوف حقیقی بازتابی از سازوکار ذهنی انسان در مواجهه با فروپاشی، کمشدگی و گمگشتگی در جهان معاصرند. خطوط درهمتنیده و تکرارشوندهی اعضای بدن، نهتنها به بیان بصری از اضطراب و آشفتگی روانی بدل میشوند، بلکه به پرسشهایی بنیادین دربارهی هویت، روابط انسانی، و معنای زیستن در دل سکوت و خلأ پاسخ میدهند. این آثار، همچون آینهای تکهتکه، ذهن مخاطب را به تاملی درونی وامیدارند؛ تاملی که در آن مرز میان واقعیت و خیال، خود و دیگری، روشنایی و ابهام، پیوسته در حال جابهجایی است.
با وجود بهرهگیری از عناصر سوررئال و ساختارهای پیچیده، آثار این هنرمند واجد زبان بصری ساده و قابل فهمند. او مفاهیم عمیق روانشناختی و فلسفی را نه با رمزگذاریهای دشوار، بلکه با نشانههایی آشنا و ترکیبهایی گویا بیان میکند. همین ویژگی باعث میشود که مخاطب، حتی در مواجهه با فرمهای درهمپیچیده و فضاهای متروک، بتواند با اثر ارتباط برقرار کند و آن را به تجربهای شخصی بدل کند. سوررئالیسم در آثار او نه به عنوان ابزاری برای ابهام، بلکه بهمثابهی زبانی برای گفتوگو با ناخودآگاه مخاطب عمل میکند.
انیس تبرایی









