انقلاب فرزندانش را می‌خورد

1

جایگزین موقت

پوستر Victory 1945 اثر شیگئو فوکودا یکی از موجزترین و در عین حال عمیق‌ترین بیانیه‌های بصری قرن بیستم درباره نسبت انقلاب، قدرت و خشونت است. فوکودا که در ژاپنِ پس از جنگ جهانی دوم و در دل تجربه‌ی شکست، ویرانی و بازسازی زیست می‌کند، از روایت تاریخی و قهرمان‌پردازی فاصله می‌گیرد و مستقیماً به سازوکارهای بنیادین سیاست می‌پردازد. تصویر مرکزی پوستر، توپی جنگی و گلوله‌ای که به دهانه‌ی همان توپ بازمی‌گردد؛ استعاره‌ای صریح از چرخه‌ی خودویرانگر خشونت است؛ خشونتی که به‌نام قدرت آغاز می‌شود اما در نهایت به خاستگاه خود بازمی‌گردد و آن را می‌بلعد.

این تصویر با گزاره‌ی «انقلاب فرزندانش را می‌خورد» هم‌نواست؛ عبارتی که از تجربه‌ی انقلاب فرانسه فراتر رفته و در قرن بیستم به الگویی تکرارشونده در تحلیل انقلاب‌ها بدل شده است. فوکودا نه به یک انقلاب مشخص اشاره می‌کند و نه دشمنی معین را هدف می‌گیرد، بلکه ساختاری را نقد می‌کند که در آن خشونت، حتی اگر با داعیه‌ی رهایی آغاز شود، به نیرویی مستقل و کنترل‌ناپذیر بدل می‌شود. بازگشت گلوله، تصویری فشرده از همین خودمختاری مرگبار است.

در این‌جا پیوند اثر با اندیشه‌ی هانا آرنت برجسته می‌شود. آرنت میان «قدرت» به‌مثابه کنش جمعی و مشروع، و «خشونت» به‌عنوان جایگزینی موقتی و ویرانگر تمایز قائل بود. فوکودا این تمایز را به زبان طراحی ترجمه می‌کند: توپ نماد خشونت است، نه قدرت؛ و چرخه‌ی بسته‌ی شلیک و بازگشت نشان می‌دهد که خشونت نمی‌تواند بنیان نظم سیاسی پایدار باشد.

Victory 1945 نمونه‌ای شاخص از سیاست‌ورزی از طریق حذف است. حذف روایت، چهره و شعار، مخاطب را به بازاندیشی وامی‌دارد و مفهوم «پیروزی» را به پرسشی اخلاقی و اجتماعی بدل می‌کند. در نهایت، این پوستر نه فقط درباره گذشته، بلکه هشداری برای اکنون و آینده است: هر نظامی که خشونت را جایگزین قدرت کند، دیر یا زود با بازگشت همان خشونت روبه‌رو خواهد شد.

بام گرافیک
مینو فردوس

امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد.