خوانش ترامتنی چیدمان رضا آرامش در دوسالانه هنر ونیز

2

واکاوی فلسفی، تاریخی و اجتماعی

سرآغاز

رضا آرامش (متولد ۱۳۴۹، ایران)، هنرمند بین‌المللی شناخته‌شده‌ای است که در لندن اقامت دارد و کارنامه‌ای چشمگیر در حوزه هنرهای معاصر دارد. او دارای مدرک کارشناسی ارشد هنرهای زیبا از دانشگاه گلدمیت لندن (۱۳۷۶) است. فعالیت هنری آرامش در آغاز با نقاشی و نویسندگی جلب توجه نمود، اما از سال ۲۰۰۱ به سمت خلق مجموعه‌هایی موسوم به «اکشن»(Action) حرکت کرد؛ آثاری با محوریت عکس، مجسمه، ویدئو و اینستالیشن که بر بازنمایی خشونت و ظلم تمرکز داشته‌اند.

آرامش با نگاهی دقیق به تاریخ هنر، سینما، ادبیات و منابع خبری مکتوب و آنلاین، تصاویر دهشت‌آور جنگ و بی‌عدالتی را بازسازی می‌کند. او غالباً افراد یا گروه‌هایی را از تصاویر خبری جدا کرده، سپس با حذف جزئیات غیرضروری، تمرکز بر حالاتِ چهره و زبان بدن آن‌ها را به نمادهایی کلی تبدیل می‌کند که رنج انسانی را فارغ از مشخصات فردی بازتاب می‌دهند. به تعبیر خودش: «آیا بازگرداندن خشونت و ستم… می‌تواند مخاطب را به تفکر در آن اقدام سوق دهد؟

اکنون که پرونده بینال هنر ونیز در بیشتر کشورها گشوده شده، مروری بر یکی از شاخص‌ترین آثار آخرین دوره این بینال، می‌تواند مفید به نظر برسد. یکی از پروژه‌های برجسته رضا آرامش، نمایش انفرادی با عنوان «شماره‌ی ۲۰۷» بود که در شصتمین دوسالانه ونیز (۱۶ آوریل تا ۲۰ اکتبر ۲۰۲۴) در کلیسای سن‌فانتین ونیز برگزار شد. در این نمایش، آرامش ۲۰۷ مجسمه‌ی مرمری به شکل لباس زیر مردانه را با ابعاد واقعی و به‌صورت پراکنده در کف کلیسا قرار داد. این آثار از عکس‌های آرشیوی جنگی الهام گرفته‌ شده و خواهان یادآور زندگی‌های از دست رفته در جنگ و سیاست بودند؛ به گونه‌ای که با زبان سنت رنسانس اروپایی نزدیک است.

چیدمان رضا آرامش، کلیسای سن فانتین، ونیز، 16 آوریل تا 2 اکتبر سال 2024

مقدمه

فراوانی آثار هنری جدید در دوران معاصر، صرف‌نظر از پیشوندهایی که برای توصیف همکاری میان رشته‌های گوناگون و آمیختگی مقوله‌های مختلف انتخاب می‌کنیم- اعم از «بین»(inter)، «ترا»(trans)، «چند»(multi)  و غیره – منجر به گسترش چشمگیر رویکردهای فرهنگی شده است. درست همان‌طور که علم سؤالاتی هرچه غامض‌تر درباره‌ی جهان مطرح می‌کند، رویکرد متفکران در زمینه‌های هنر نوآور نیز از گستردگی امکان‌ها متأثر می‌شود؛ انگاره‌ای که به ویژگی زمانه‌ی معاصر بدل شده است. اندیشمندان و هنرمندان هر دو نیاز به درک متقابل را احساس می‌کنند. هنر جدید در دوران معاصر، پدیده‌ای آمیخته (hybrid) و منحصر‌به‌فرد به نظر رسیده که نیاز به توجه دقیق‌تر، تحلیل و ممارست پیوسته دارد. این کنش هنرمندانه در پروژه‌های نوآور، به‌ویژه هنرهای زیبا، نقش بسزایی داشته و رویکردهای بینامتنی (intertextuality) و ترامتنی (transtextuality) بار نظری و سبک اجرایی تولیدات هنری معاصر را بر دوش می‌کشند.

در همین راستا، با بررسی یکی از چیدمان‌های متاخر و مشهور هنری، در شصتمین دوسالانه هنر ونیز، درصدد دستیابی به درک و مفهوم‌سازی خوانشی و ترامتنی خواهم بود.

دوسالانه هنر ونیز

به عنوان یکی از مهم‌ترین و قدیمی‌ترین رویدادهای هنری جهان، بینال هنر ونیز (La Biennale di Venezia)، جایگاهی بی‌نظیر در عرصه هنر معاصر دارد. این رویداد که هر دو سال یک‌بار برگزار می‌شود، از سال ۱۸۹۵ تاکنون به بستری برای نمایش تجربیات هنری نوین و تعامل میان فرهنگ‌ها تبدیل شده است. هر دوره از این نمایشگاه بازتابی از مسائل و دغدغه‌های روز هنر معاصر است و هنرمندان از سراسر جهان فرصت می‌یابند تا آثار خود را در قالب ملی و بین‌المللی به نمایش بگذارند. برای هنرمندان، پژوهشگران و علاقه‌مندان به هنر، بینال ونیز یک نقطه عطف در تاریخ هنر معاصر محسوب می‌شود.

هنر، سیاست و بینال ونیز

بینال ونیز همواره فضایی برای ارتباط بین هنر و سیاست بوده است. از نمایش آثار اعتراضی و هنری که به نقد نظام‌های قدرت می‌پردازند تا پرداختن به موضوعات جهانی همچون مهاجرت و تغییرات اقلیمی. بسیاری از هنرمندان شرکت‌کننده از این فرصت استفاده کرده‌اند تا آثارشان را به عنوان ابزاری برای بیان دیدگاه‌های سیاسی و اجتماعی خود به نمایش بگذارند. عنوان شصتمین نمایشگاه بین‌المللی هنر دوسالانه ونیز «بیگانگان همه‌جا» است که محوریت آن را به سوی مهاجران، پناهندگان و مشکلات و نابرابری‌هایی است که این انسان‌ها با آن درگیر هستند.

نمایش آثار و چیدمان رضا آرامش

نمایش و چیدمان مفهومی رضا آرامش، هنرمند ایرانی، با عنوان «شماره ۲۰۷» نیز پیوندی عمیق با عنوان کلی شصتمین دوسالانه ونیز دارد. چیدمان رضا آرامش که شامل ۲۰۷ مجسمه‌ از لباس‌های زیر مردانه و همچنین چندین تندیس و سرِ انسان بوده که به صورت پراکنده درمحیط و کف یک کلیسای تاریخی، کلیسای سان فانتین در ونیز قرار گرفته‌اند، توجهات زیادی را در طول دوره نمایشگاه به خود جلب نمود. آرامش که هنرمندی ایرانی-بریتانیایی است، در این اثر به موضوعاتی مانند خشونت، جنگ، و بی‌عدالتی اجتماعی پرداخته است. این لباس‌های زیر، نماد بدن‌های غایب قربانیان جنگ و ظلم هستند و به آسیب‌پذیری گروه‌های به حاشیه رانده شده اشاره دارند.

آرامش با استفاده از سنگ مرمر کارارا، که به طور سنتی در آثار هنری رنسانس، از جمله «مجسمه داوود میکل‌آنژ» استفاده می‌شده، تضادی بین این ماده‌ی ارزشمند و لباس‌های ساده و عامیانه ایجاد نموده و که حس از دست رفتگی و غیاب را تقویت می‌کند. پیکرهء داوود، اثر میکل‌آنژ، از جمله آثار معروف و بی‌نظیر دوره رنسانس در ایتالیا است که از جایگاهی بیش از یک‌ اثر هنری برخوردار بوده. این اثر مرمرین که در قرن 15 میلادی خلق گردیده است،در گالری دلاآکادمیای شهر فلورانس، نگهداری می‌شود.

«شماره ۲۰۷» مثالی برجسته از هنر چیدمان و تعامل با فضا بود که هنرمند از فضای کلیسای سان‌فانتین به‌عنوان بخشی از اثر خود استفاده کرده و آن را با آثار هنری مقدس و تاریخی موجود در کلیسا در تضاد قرار داد. این تعامل با فضای تاریخی و مذهبی، معنایی فراتر از ساختار اثر را در افکار متبادر نمود  و حس شکوه و تقدس را در تقابل با تصاویر خشونت و بی‌عدالتی قرار می‌دهد.

خوانش ترامتنی آثار رضا آرامش در دوسالانه ونیز

آرامش با استفاده از تاریخ هنر غرب به عنوان «پیش‌متن» یا همان متن پیشین، به‌ویژه دوران اصلاحات و باروک، توانست روایت هنری‌ خود را در بستری فلسفی و تاریخی قرار دهد و از این طریق هنر مجسمه‌سازی را به ابزاری برای واکاوی مسائل اجتماعی معاصر تبدیل نمود. در حقیقت، «شماره ۲۰۷» به‌خوبی نشان داد که چگونه هنر معاصر با در نظر گرفتن رویکردی ترامتنی و بیش‌متنی، می‌تواند بین گذشته و حال پیوند برقرار نموده و از این طریق از نظرگاه خود، راهکاری برای مواجهه با چالش‌های معاصر ارائه دهد.

قسمتی از چیدمان رضا آرامش، کلیسای سن فانتین، ونیز، 16 آوریل تا 2 اکتبر سال 2024

آرامش با انتخاب کلیسای سن‌فانتین برای نمایشگاه «شماره ۲۰۷» یک تصمیم هوشمندانه و معنادار اخذ می‌کند. او با در نظر گرفتن پیشینه تاریخی کلیسا و همچنین نقاشی‌های آن محیط- که رنج و درد‌های مسیح مصلوب را از نظرگاه مسیحیان به تصویر کشیده‌اند- چیدمان خود ارا اجرا نموده که منجر به ایجاد و درک ارتباط بین آثار او و مفاهیم تاریخی و مذهبی کلیسا می‌شود. کلیسای سن‌فانتین که قدمتی چند صد ساله دارد و در تاریخ خود با مجازات مجرمان و مسائلی مانند عدالت و کیفر در ارتباط بوده، فضایی بی‌بدیل برای آثاری فراهم نمود که به مضامین ستم و بی‌عدالتی اجتماعی می‌پردازند. آثار آرمش در گفت‌وگو با معماری کلیسا و نقاشی‌های مذهبی موجود در آن، به شکلی خاص و تأثیرگذار به نمایش درآمده‌اند. او با به‌کارگیری مجسمه‌های مرمری و مضامینی که به شکنجه و رنج انسانی اشاره دارند، فضای مقدس کلیسا را به جایی برای تفکر و تأمل عمیق در مورد وضعیت انسان در دنیای معاصر تبدیل می‌کند. کلیسای سن فانتین که در گذشته میزبان مراسم مربوط به همراهی محکومان تا لحظه اعدام بوده و همچنین با نقاشی‌هایی از معتقدات مسیحیت مبتنی بر رنج‌های حضرت مسیح، در بینال ونیز با آثار آرمش، به صحنه‌ای برای نقد تاریخ خشونت و ظلم، در دنیای معاصر تبدیل شد. رضا آرامش از این فضای تاریخی استفاده نمود تا میان گذشته و حال پیوندی برقرار کند. از این جهت، کلیسای سن‌فانتین، مفاهیم تاریخی مربوط به این مکان و نقاش‌های مذهبی موجود در آن، خود به «پیش‌متن‌هایی» برای آثار شکل‌گرفته توسط رضا آرامش تبدیل شده‌اند. همچنین تمامی نقاشی‌هایی که در تاریخ هنر غرب، برای به تصویر کشیدن شهادت حضرت یحیی خلق شده نیز پیش‌متنی برای برخی از مجسمه‌های مرمری او بوده که در پژوهش‌های وی مشهود است.

سالومه با سر یحیی تعمیددهنده، اثر برناردینو لوینی، موزه تاریخ هنر، اینره اشتات، اتریش / (Kunsthistorisches Museum)

 

این چیدمان همچنین با مخاطبان تعامل داشت؛ به این صورت که لباس‌های پراکنده در فضا، تماشاگر را مجبور نمود نا به شیوة چیدمان و غیاب بدن‌ها فکر کند. هر مخاطب می‌تواند ارتباط شخصی خود را با این فضا و اشیاء برقرار نموده و معنایی خاص برای خود استخراج کند.

چیدمان رضا آرامش، کلیسای سن فانتین، ونیز، 16 آوریل تا 2 اکتبر سال 2024

مجسمه‌های مرمری آرامش همچنین، با ارجاع به داوود میکل آنژ، در ارتباطی بینامتنی قرار می‌گیرند که نه‌تنها از لحاظ فنی، بلکه از نظر مفهومی نیز حائز اهمیت است. داوود، به عنوان نماد قدرت، مقاومت و ایدئال‌های انسانی، در این چیدمان با بدن‌های غایب و لباس‌های زیر رها شده در فضا جایگزین شده بودند، که نشانی از شکنندگی و آسیب‌پذیری انسان معاصر دارد. آرامش از مصالحی مشابه با میکل‌آنژ استفاده کرده اما معنایی متضاد را ارائه داده است؛ در حالی که داوود نمادی از پیروزی است، آثار آرامش بر فقدان انسانیت، ظلم و تبعید تأکید دارند.

چیدمان رضا آرامش، کلیسای سن فانتین، ونیز، 16 آوریل تا 2 اکتبر سال 2024

نتیجه‌گیری

هنر معاصر همواره در جستجوی راه‌هایی برای گفت‌وگو با گذشته، حال و آینده است و از ظرفیت‌های بینامتنی و ترا‌متنی برای ایجاد معانی جدید بهره می‌برد. در این میان، بینال ونیز به عنوان یک سکوی بین‌المللی، زمینه‌ای را برای تلاقی فرهنگ‌ها و بازخوانی روایت‌های تاریخی در بستر اجتماعی و سیاسی امروز فراهم می‌آورد.

چیدمان شماره ۲۰۷ از رضا آرامش نمونه‌ای شاخص از این نوع بازخوانی است که با استفاده از مصالح، نمادها و فضاهای تاریخی، گفت‌وگویی میان هنر کلاسیک و مسائل اجتماعی معاصر ایجاد می‌کند. این اثر با بهره‌گیری از مفهوم بیش‌متنی ژرار ژنت، پیوندی میان مجسمه داوود میکل‌آنژ، نقاشی‌های مسیح (ع) و مصائب ایشان و وضعیت انسان معاصر برقرار کرده و با جایگزینی بدن‌های غایب و لباس‌های پراکنده به‌جای کالبد آرمانی، روایت مسلط تاریخ را به چالش می‌کشد و در قسمتی تکرار می‌کند.

در نهایت، شماره ۲۰۷ تنها یک چیدمان هنری نیست، بلکه نوعی واکاوی فلسفی، تاریخی و اجتماعی است که نشان می‌دهد چگونه هنر می‌تواند با بهره‌گیری از متون و نشانه‌های گذشته، پرسش‌های بنیادین درباره مسائل اجتماعی را در جهان امروز مطرح نماید. این اثر در بستر بینال ونیز، به‌ویژه با شعار «بیگانگان همه‌جا»، معنایی دوچندان یافت و نشان داد که چگونه هنر معاصر می‌تواند میان گذشته و حال پلی بسازد و درکی تازه از چالش‌های معاصر ارائه دهد.

در انتها این نکته را نیز باید یاد آوری نمود که آثار رضا آرامش به کیوریتوری آقای سروبیری موسی و با حمایت یک موسسه هنر معاصر بین‌المللی واقع در میامی انجام پذیرفت و ارتباطی با نمایش رسمی و دولتی کشورمان نداشته است. در این میان اما پاویون دولتی ایران، آنچنان از معیارها و استانداردهای هنری به دور بود که حقیقتاً نمی‌توان جایگاه و شأنیت هنری، آن هم از منظر معاصر برای آن قائل شد. انتخاب فرم نازل و بی‌ارتباط با هرگونه استانداردهای هنری – از جمله استفاده از موکت، استفاده از قاب‌های نامناسب، استفاده از پارچه‌هایی که نقش و نگار آثار نمایشگاه بر روی آن‌ها به چاپ رسیده و برای پوشاندن پنجره‌ها به کار رفته بود و همچنین استفاده از گل‌های مصنوعی و اوریگامی‌های ژاپنی در اطراف آثار، بی هیچ پیوست هنری، نمایش آثار تکراری و … – به شکل ناپسندی حتی محتوای کلی این پاویون را نیز زیر سوال برد و منتقد را بر آن می‌دارد تا سخنی از آن به میان نیاورد. امید که با اندیشه و نظر به میراث غنی و بی نظیر هنر ایران و جوانان مستعد این سرزمین، در آینده تنها نظاره‌گر بالندگی هنر این سرزمین باشیم.

بام نقدونظر
مهدی بخشی‌پور مقدم

امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد.